خنجر از پشت| بلایی که آمریکا بر سر لیبی آورد
در سالهای نه چندان دور، قذافی تلاش کرد روابط لیبی با آمریکا را عادی کند و کشورش را بهعنوان یک کشور نرمال در جامعه جهانی معرفی کند؛ اما در نهایت با پذیرش خواستههای غرب و اعتماد به آمریکا، لیبی به سمت فروپاشی و تجزیه پیش رفت.
گروه فارس پلاس: در سال ۱۹۵۹، کشف نفت در لیبی موجب شد این کشور از یکی از فقیرترین کشورهای جهان به یکی از کشورهای ثروتمند آفریقا تبدیل شود. پس از این تحول، ایالات متحده آمریکا روابط گرمی با لیبی برقرار کرد و در راستای منافع نفتی خود و همچنین بهرهبرداری از پایگاه هوایی ویلاس، سیاستهایی را در این کشور دنبال کرد. اما ده سال بعد، در سپتامبر ۱۹۶۹، «پادشاه ادریس اول» ــ که تحت حمایت آمریکاییها بود ــ بهدست گروهی از افسران نظامی به رهبری «معمر قذافی» سرنگون شد. به این ترتیب، قذافی ۲۷ ساله قدرت را در لیبی به دست گرفت و با پایان سلطنت ادریس، لیبی وارد مرحلهای جدید از تاریخ سیاسی خود شد.
رویکرد ضد امپریالیستی قذافی نسبت به غرب
پس از کودتای ۱۹۷۰، روابط میان ایالات متحده و لیبی رو به تیرگی گذاشت. قذافی با ملی کردن صنعت نفت و کنار گذاشتن شرکتهای آمریکایی از فعالیت در لیبی، آغازگر مرحلهای از تنشهای سیاسی و اقتصادی با واشنگتن شد. در سال ۱۹۷۲، آمریکا سفیر خود را از لیبی فراخواند.
در ادامه این تنشها، محدودیتهایی از سوی آمریکا بر فروش هواپیماهای مسافربری و نظامی به لیبی اعمال شد. در دسامبر ۱۹۷۹، سفارت آمریکا در طرابلس هدف حمله قرار گرفت و به آتش کشیده شد؛ پس از این حادثه، کارکنان سفارت لیبی را ترک کردند. در همان سال، آمریکا رسماً لیبی را بهعنوان «دولت حامی تروریسم» معرفی کرد.
از سوی دیگر، قذافی در دهه ۱۹۷۰ بهعنوان یکی از حامیان اصلی آرمان فلسطین شناخته شد. او در جریان جنگ «یوم کیپور» در سال ۱۹۷۳ و همچنین بحران نفتی همان سال، از کشورهای عربی حمایت کرد.این مواضع، موجب افزایش تنشها با آمریکا شد؛ بهطوریکه درگیری نظامی در «خلیج سیدرا» نیز رخ داد. در پی این تنشها، آمریکا تحریمهای اقتصادی، تجاری و هوایی علیه لیبی وضع کرد و فشارهای دیپلماتیک نیز افزایش یافت.
حادثه لاکربی؛ آغازی بر فشارها و تحریمهای بینالمللی
در دسامبر ۱۹۸۸، یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ متعلق به شرکت پانآمریکن که از لندن به نیویورک در پرواز بود، در منطقه لاکربی واقع در جنوب اسکاتلند بر اثر انفجار بمب سقوط کرد. در این حادثه، ۲۵۹ نفر از سرنشینان هواپیما و ۱۱ نفر از ساکنان منطقه جان باختند و مجموع تلفات به ۲۷۰ نفر رسید. دولت لیبی متهم به انجام این اقدام تروریستی شد، هرچند تا مدتها مسئولیت آن را نپذیرفت.
در سال ۱۹۹۱، دو افسر اطلاعاتی لیبی از سوی دادستانهای فدرال آمریکا و اسکاتلند به اتهام مشارکت در این بمبگذاری تحت پیگرد قرار گرفتند. در ژانویه ۱۹۹۲، شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ۷۳۱، خواستار تحویل این متهمان و پرداخت غرامت به خانوادههای قربانیان شد. رد این قطعنامه از سوی لیبی، منجر به تصویب قطعنامه ۷۴۸ در ۳۱ مارس ۱۹۹۲ شد که تحریمهای گستردهتری را علیه لیبی اعمال کرد.
این تحریمها شامل ایجاد منطقه پرواز ممنوع، ممنوعیت فروش هواپیما و تجهیزات هوایی، محدودیت فروش سلاح، کاهش سطح روابط دیپلماتیک و محدودیت صدور روادید میشد. در پی ادامه مخالفتهای قذافی، قطعنامه ۸۸۳ نیز در نوامبر ۱۹۹۳ تصویب شد که محدودیتهای بیشتری در زمینه داراییها و تجهیزات نفتی لیبی اعمال کرد. این فشارها تأثیرات شدیدی بر اقتصاد لیبی بر جای گذاشت.
رویکرد محافظهکارانه قذافی در برابر غرب
حدود یک دهه بعد، در مارس ۲۰۰۳، دولت لیبی بهصورت محرمانه وارد گفتوگو با واشنگتن و لندن شد و پیشنهاد شفافسازی برنامههای تسلیحاتی خود را مطرح کرد. این گفتوگوها در دسامبر همان سال به اعلام عمومی دامنه تواناییهای تسلیحاتی لیبی انجامید.
در سپتامبر ۲۰۰۳، لیبی کلیه الزامات قطعنامههای شورای امنیت در خصوص حادثه لاکربی را اجرا کرد؛ از جمله پذیرش مسئولیت افسران اطلاعاتی، دست کشیدن از حمایت از تروریسم و پرداخت غرامت. بر اساس توافقات، آمریکا مبلغ ۲.۷ میلیارد دلار غرامت مطالبه کرد که برای هر قربانی معادل ۱۰ میلیون دلار محاسبه شده بود. با این حال، غرب به درخواستهای خود ادامه داد.
فرانسه، اجرای قطع تحریمها را مشروط به رضایت خانواده قربانیان فرانسوی کرد. با وجود لغو رسمی تحریمهای سازمان ملل، تحریمهای آمریکا همچنان باقی ماند و واشنگتن لغو آنها را منوط به اثبات تغییر رفتار دولت لیبی دانست.«جورج بوش» در اینباره اظهار داشت: «با اعلام امروز از سوی رهبر این کشور، لیبی روند بازگشت به جامعه جهانی را آغاز کرده و سرهنگ قذافی مسیر پیشِ رو را میداند».
عقبنشینی گسترده لیبی در برابر خواستههای غرب
در ادامه، کشورهای غربی از لیبی خواستند تا تمام تحقیقات، توسعه و تولید در زمینه تسلیحات هستهای را متوقف کند و اجازه بازرسی کامل به آژانس بینالمللی انرژی اتمی بدهد. همچنین، لیبی موظف شد تمام تجهیزات هستهای خود را به آمریکا و روسیه منتقل کند. در مقابل، وعدههایی برای لغو تحریمهای سازمان ملل مطرح شد.
پس از اعلام عمومی این تصمیمات در دسامبر ۲۰۰۳، قذافی همکاری خود را با آمریکا، بریتانیا، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سازمان منع سلاحهای شیمیایی آغاز کرد. لیبی پروتکل الحاقی آژانس را امضا کرد و به عضویت کنوانسیونهای بینالمللی مربوط به سلاحهای کشتار جمعی درآمد.در ۱۹ دسامبر ۲۰۰۳، قذافی با اقدامی فراتر از خواستههای غرب، برد موشکهای لیبی را به ۳۰۰ کیلومتر کاهش داد و حتی موافقت کرد موشکهای اسکاد ایرانی موجود در زرادخانه لیبی منهدم شود. این تصمیمات، توان دفاعی کشور را بهطور چشمگیری کاهش داد.
عبدالرحمن شلقم، وزیر خارجه وقت لیبی، در اینباره گفت: «در تلاشی بلندمدت به توافقی رسیدیم که با اهداف اولیه طرف مقابل متفاوت است. دوستان ما در آژانس، ما را قانع کردند که به همه مسائل رسیدگی کنیم. اگر این توافق موفقیتآمیز باشد، میتوانیم با جهان وارد گفتوگو شویم».
لیبی در کمتر از یک سال، تمام تعهدات خود را اجرا کرد؛ از جمله انتقال سانتریفیوژها، قطعات مرتبط، مدارک و مخازن هگزافلوراید اورانیوم به آمریکا. اما با وجود این اقدامات، زیادهخواهیهای آمریکا و غرب ادامه یافت و با بهانههایی همچون «حقوق بشر» و «ادامه حمایت از تروریسم» مطرح شد.در مارس ۲۰۰۴، وزیر انرژی وقت آمریکا در اظهارنظری گفت: «ارسال تسلیحات توسط آمریکا تنها نوک کوه یخی است؛ چیزی که تنها ۵ درصد از آنچه ما از لیبی خواستاریم را نشان میدهد».
در ادامه روند عادیسازی روابط میان لیبی و ایالات متحده، پس از تصمیم آمریکا مبنی بر لغو اجرای تحریمهای ایران و لیبی علیه لیبی، جورج بوش در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۴ فرمان اجرایی پایان وضعیت اضطراری و برخی تحریمهای اقتصادی علیه لیبی را امضا کرد. هرچند تنها بخشی از محدودیتهای حملونقل لغو شد و تحریمهای صادراتی همچنان پابرجا ماند.
در همین سال لیبی با امضای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، اجازه ورود بازرسان آمریکایی و انگلیسی را برای خلع سلاح داد. گزارشهایی از انتقال اطلاعات محرمانه و شناسایی زیرساختهای استراتژیک لیبی در این فرآیند منتشر شد. برخی کارشناسان غربی این اقدام را موفقیتی برای جامعه اطلاعاتی آمریکا دانستند.
در ۸ فوریه ۲۰۰۴ دفتر حافظ منافع آمریکا در طرابلس افتتاح شد و سپس به دفتر ارتباطی و در نهایت به سفارت ارتقا یافت. همچنین، در سال ۲۰۰۵ مدرسهای آمریکایی در طرابلس تأسیس شد. لیبی نیز با افتتاح دفتر حافظ منافع در واشنگتن، روابط دیپلماتیک را بازسازی کرد که به سفارت کامل در ۳۱ مه ۲۰۰۶ ارتقا یافت.
در ۱۵ مه ۲۰۰۶ وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد لیبی دیگر حامی تروریسم نیست و در ۳۰ ژوئن همان سال، نام آن را از فهرست حامیان تروریسم خارج کرد. در همین ماه توافقنامه نظامی صلح و امنیت میان قذافی و تونی بلر امضا شد که بر اساس آن انگلیس متعهد به حمایت از لیبی در صورت حمله شد.
در ادامه، لیبی برای اثبات حسن نیت، در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸ مبلغ ۱.۵ میلیارد دلار به خانواده قربانیان حملات تروریستی پرداخت و در همان سال توافقنامه همکاری علمی و فناوری با آمریکا امضا کرد.
همکاری آمریکا با شورشیان لیبی و حمله ناتو به لیبی
در آغاز ناآرامیهای داخلی لیبی در سال ۲۰۱۱، قذافی که به غرب اعتماد کرده و بخش زیادی از امکانات نظامی خود را از دست داده بود، انتظار حمایت آنها را داشت اما با بیاعتنایی روبرو شد. با شدت گرفتن اعتراضات مردمی، ایالات متحده روابطش را با دولت قذافی قطع کرد و تحریمها علیه مقامات ارشد لیبی را از سر گرفت. سخنگوی کاخ سفید، جی کارنی، اعلام کرد مشروعیت رژیم قذافی به صفر رسیده است.
آمریکا به همراه چند کشور اروپایی و عربی از شورای امنیت سازمان ملل خواستار مجوز مداخله نظامی شد. با تلاشهای دیپلماتیک سوزان رایس، سفیر آمریکا در سازمان ملل، و فشار بر روسیه و چین برای عدم وتو، قطعنامه ۱۹۷۳ در ۱۷ مارس ۲۰۱۱ تصویب شد.در حالی که قذافی موفق به بازپسگیری بخش زیادی از کشور شده بود، با حمله گستردهای از سوی آمریکا، انگلستان و متحدانشان روبرو شد. بریتانیا که پیشتر توافقنامه دفاعی با لیبی امضا کرده بود نیز در حمله مشارکت کرد. قذافی در مصاحبهای غرب را به خیانت متهم کرد.نقش آمریکا در آغاز مداخله، نابودی پدافند هوایی لیبی و هماهنگی ایجاد منطقه پرواز ممنوع بود. این مداخله رژیم قذافی را تضعیف و زمینهساز سقوط طرابلس در ۲۰ اوت ۲۰۱۱ شد. در ۱۴ مارس ۲۰۱۱، همزمان با پیشروی نیروهای قذافی بهسوی بنغازی، قطعنامه ۱۹۷۳ برای حفاظت از غیرنظامیان تصویب شد.قذافی که برای نزدیکی به غرب، روابطش با روسیه و چین را کاهش داده بود، در نهایت حمایت بینالمللی را از دست داد. عدم وتوی قطعنامه توسط این دو کشور، نشاندهنده انزوای کامل رژیم قذافی در صحنه بینالمللی بود.
تلاشهای آمریکا برای براندازی رژیم قذافی در سال ۲۰۱۱ ادامه یافت. باراک اوباما با صدور فرمانی سری، مجوز پشتیبانی نظامی مخفی از شورشیان لیبی را به سازمان سیا داد. این کمکها با هدف تضعیف و سرنگونی دولت قذافی صورت گرفت.با مداخله مستقیم ناتو به فرماندهی آمریکا و مشارکت جدی کشورهای فرانسه، بریتانیا، ایتالیا و متحدان منطقهای چون ترکیه، اردن، عربستان و قطر، منطقه پرواز ممنوعی در شرق لیبی ایجاد شد که مانع استفاده نیروی هوایی قذافی برای سرکوب شورشها شد. همزمان، پشتیبانی تسلیحاتی و اطلاعاتی سنگینی از سوی سیا، MI6 و سرویس اطلاعاتی قطر به شورشیان ارائه شد. در نتیجه این مداخلات و حمایتها، در ۸ اوت ۲۰۱۱ شهر طرابلس سقوط کرد و حکومت ۴۲ ساله معمر قذافی عملاً پایان یافت.
سرنوشت لیبی و مردم لیبی بعداز اعتماد قذافی به آمریکا
پس از سقوط حکومت قذافی، لیبی به شدت دچار آشوب و بیثباتی شد. با از بین رفتن ساختار قدرت مرکزی، فضا برای ظهور گروههای تروریستی از جمله داعش فراهم شد؛ گروههایی که با هدف تصاحب قدرت و بهرهبرداری از منابع طبیعی کشور، وارد میدان شدند.با این حال، باراک اوباما و وزیر خارجه وقت او، هیلاری کلینتون، اصرار داشتند که بحران لیبی نتیجه مستقیم سرنگونی قذافی نبوده، بلکه ناشی از ناتوانی ائتلاف در تشکیل یک دولت باثبات بلافاصله پس از سقوط رژیم بود. اوباما همچنین از عملکرد متحدان سنتی خود، فرانسه و بریتانیا، در مدیریت اوضاع پس از قذافی انتقاد کرد و در آوریل ۲۰۱۵ مداخله در لیبی را «بزرگترین اشتباه دوران ریاستجمهوریاش» خواند.اگرچه ناتو به رهبری آمریکا ورود خود را با عنوان «مداخله بشردوستانه» توجیه کرد، اما تخریب زیرساختها، نبود برنامهریزی برای آینده سیاسی کشور و بیتوجهی به ظرفیتهای داخلی لیبی، موجب تشدید بحران انسانی و افزایش درگیریها شد. نتیجه، هرجومرج گسترده و وضعیت وخیم انسانی برای مردم لیبی بود.
لیبی که زمانی به «کشور یارانهها» معروف بود، نه تنها در تحقق رویاهای دموکراسی و توسعه ناکام ماند، بلکه حتی دیگر آرزوی بازگشت به حکومتی مقتدر مانند دوران قذافی را دارد. تجربه لیبی نمونهای بارز از زیادهخواهی و بدعهدی کشورهای غربی نسبت به دولتهای مستقل است.قذافی در توصیف سرنوشت خود و کشورش گفته بود: «سرنوشت لیبی میتواند الگویی برای سایر کشورها در تعامل با آمریکا باشد. آمریکاییها فقط به دنبال منافع خودشان هستند و ایران و کره شمالی باید از رفتار آنها با ملت لیبی درس بگیرند».(منبع: اعتماد نافرجام، تاریخ بدعهدیهای ایالات متحده آمریکا، صص ۴۳ـ۵۶.)
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 19:27 - 9 مهر 1404