جشنواره های فجر انقلاب

♦️مهدی یمینی
در ایام جشنواره های فجر قرار داریم. جشنواره هایی که قریب نیم قرن، زینت المجالس و نماد فرهنگ، تمدن، هنر و اندیشه ی انقلاب شکوهمند و اسلامی ملت بزرگ ایران بوده اند. اما وقتی امروز به خط سیر این جشنواره ها نظر می کنیم، می بینیم که کمتر نسبتی با افق و آرمانهای بلندی که انقلاب اسلامی، مردم ما را متوجه آنها ساخت، داشته اند.
جامعه ی نخبگانی کشور که هر یک سنگ های بنای فرهنگ ایران را ساخته اند، در گذرگاه تاریخ نیم قرن اخیر، مسیر معین و ثابتی را در پیش نگرفته اند و افق واحدی را هدف گذاری نکرده اند، اما در کلّیت کنش فرهنگی خود، هرگز از اخلاق ، معنویت، اصول اجتماعی و ارزشهای انسانی، تخطی نداشته اند، که این امر، جز به اصالت و ریشه های تاریخی و اعتقادی مردم ایران برنمی گردد.و نه به خاطر تخم دو زرده ای است که مدیریت های فرهنگی_هنری در مقاطع ‌و دوره های مختلف پس از انقلاب ۵۷ از خود بروز داده اند، بلکه به کلّیت اتمسفر فرهنگی اصیل و اسلامی جامعه ی ایران مربوط می شود ولاغیر.اکنون اگر بدنه ی جامعه ی فرهنگ و هنر در نوعی رخوت، گیجی و سردرگمی بسر می برد و چنان سر درگریبان فرو برده و ترجیح می دهد ایام جشنواره های فجر انقلاب را بی سروصدا و سوت و کور برگزار نماید، نه به این خاطر است که "فرهنگ و هنر" از جامعه و توده ی مردم رنج دیده، بریده است و در حرکتی ارتجاعی به صف دلبستگان و وابستگان رژیم پادشاهی که قریب پنجاه سال پیش، توسط همین مردم دور انداخته شد، پیوسته است، بلکه همه ی ماجرا، تنها و تنها به این حقیقت تلخ برمی گردد که درمقاطع گونه گون، مدیریت های فرهنگی_هنری، کشتی فرهنگ جامعه را، ناشیانه و بطور رندومی، در اعوجاج افراط و تفریط سلیقه های نازل، تا آنجا _آزمون و خطا_ پیش برده اند که امروز، بود و نبود شان، در زندگی واقعی و روزمره ی مردم، نه خلاء و نقصانی ایجاد می کند و نه قدرت نفوذ در آن دارد.
امروز اگر جشنواره های فرهنگی و هنری فجر، نسبت به سالهای نه چندان دور، از رونق افتاده، تنها و تنها به این دلیل است که مراکز عالی مهندسی فرهنگی و مدیریت های کلان حوزه ی فرهنگ و هنر، در طول این سالها، یا از آبشخور اندیشه ی لیبرال و مشرب های فکری غرب، خود را تغذیه کرده بودند و راهبرد و سیاست تساهل و تسامح را سرلوحه ی استراتژی و راهبردهای مدیریتی خود قرار داده بودند. و یا از اینسوی بام افتاده بودند و با تحمیل یک ذائقه ی محدود‌ در اندازه ی دید کوتاه خود، سعی می کردند از رنگین کمان عظیم فرهنگ اصیل و تمدن ایرانی_اسلامی، یک فرهنگ دستوری تک ساحتی بسازند. "فرهنگ و هنر" ایران، درطول تمام فراز و نشیب هزاران ساله ای که تاریخ این سرزمین به خود دیده، هیچگاه راه به خطا نرفته است و امروز که سر در لاک سکوت فرو برده است، باید اول آسیب شناسی شود که چرا در بزنگاه حساس و سرنوشت ساز اکنون که باید کنار ملت بایستد و صدای رسای مظلومیت این مردم غیور، مقاوم و رنج کشیده ی دوران ها باشد، ترجیح می دهد فقط نظاره گر ماجرایی باشد که صفحات مهمی از تاریخ این سرزمین را به خود اختصاص خواهد داد.
خطای راهبردی بزرگی خواهد بود، اگر اینک امروز، جامعه ی فرهنگی و هنری، به خاطر اینکه عقب ایستاده و روزه ی سکوت گرفته، آن هم در روزها و شب هایی که جشنواره ها و بزرگداشتهای فرهنگی و هنری چهل و هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی و همزمانی اش با جشن های نیمه ی شعبان که آسمان شهرها را چراغانی کرده است، نکوهش و سرزنش و از ملت و انقلاب اسلامی ایران، رانده شود.
آن روزها که اداره ی امور فرهنگ و هنر کشور را الله بختکی به نورچشمی های فرهنگ ندان می سپردیم و آنها، به خیال ترسیم نقشه ی فرهنگی کشور، دفترچه ی نقاشی رویاهای خود را الکی خط خطی می کردند، باید دور اندیشی بیشتری می داشتیم، که نداشتیم.
رفتار جامعه ی فرهنگی و هنری ، امروز بازتاب سیاست های فرهنگی و هنری خود ماست.
15:36 - 15 بهمن 1404

1 واکنش
44٫2k بازدید