انسان چشم دارد، اما باز هم حقیقت را نمی‌بیند

در نگاه قرآن، گاهی انسان حقیقت را پیش روی خود می‌بیند، اما به دلیل لجاجت و روی‌گردانی، توان تشخیص آن را از دست می‌دهد. آیات ۱۷ تا ۲۴ سوره بقره با ترسیم حال منافقان و دعوت انسان به توحید، از تاریکی درونی انسان می‌گویند.
گروه قرآن و فعالیت‌های دینی خبرگزاری فارس، آیات ۱۷ تا ۲۴ سوره بقره، تصویری تأمل‌برانگیز از حال کسانی ترسیم می‌کند که در برابر حقیقت قرار می‌گیرند، اما توان دیدن و شنیدن آن را از دست می‌دهند.علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، با تکیه بر تمثیل‌های این آیات، نشان می‌دهد که نفاق و انکار حقیقت چگونه می‌تواند قدرت تشخیص انسان را تضعیف کند. این آیات پس از معرفی منافقان، با دو مثال روشنگر، وضعیت آنان را توضیح می‌دهند و سپس با دعوت به پرستش خدا و اثبات حقانیت قرآن، منکران را به مبارزه‌طلبی فرامی‌خوانند.منافقانی که روشنایی را از دست می‌دهنددر آیه ۱۷، وضعیت منافقان به کسی تشبیه شده است که آتشی روشن می‌کند، اما درست هنگامی که آتش اطرافش را روشن می‌سازد، خدا نور او را می‌گیرد و در تاریکی رهایش می‌کند «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ».در نگاه علامه طباطبایی، این تمثیل ناظر به وضعیتی است که انسان از روشنایی هدایت بهره‌ای می‌برد، اما به سبب روی‌گردانی و نفاق، این امکان را از دست می‌دهد. منافقان در ظاهر خود را در صف مؤمنان قرار می‌دهند و از مزایای حضور در جامعه اسلامی برخوردار می‌شوند، اما در باطن به حقیقت ایمان نیاورده‌اند. ازاین‌رو، آن روشنایی ظاهری نمی‌تواند آنان را به مقصد برساند.نکته مهم این است که تاریکی آنان صرفاً ناآگاهی از یک حقیقت نیست، بلکه وضعیتی است که در آن، توان تشخیص مسیر درست و حرکت به سوی آن مختل می‌شود. قرآن با تعبیر «لَا يُبْصِرُونَ» بر همین ناتوانی در دیدن و شناختن تأکید می‌کند.
گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینندآیه ۱۸ این تصویر را کامل می‌کند «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» آنان کر، لال و نابینا هستند و از مسیر خود بازنمی‌گردند.این تعبیرها در این سیاق، به معنای نداشتن اعضای حسی نیست بلکه از ناتوانی در بهره‌گیری از ابزارهای شناخت حقیقت حکایت دارد. کسی که سخن حق را می‌شنود، اما حاضر به پذیرش آن نیست، از شنیدن حقیقی محروم مانده است. همچنین کسی که نشانه‌های هدایت را می‌بیند، اما از آن‌ها عبرت نمی‌گیرد، از بینایی سودمند برخوردار نیست.در این تصویر، خطر اصلی زمانی آشکار می‌شود که انسان راه بازگشت را نیز بر خود ببندد. نفاق، اگر به رویه‌ای پایدار تبدیل شود، می‌تواند به وضعیتی بینجامد که فرد نه‌تنها حقیقت را نمی‌پذیرد، بلکه انگیزه و آمادگی لازم برای اصلاح مسیر خود را هم از دست می‌دهد.بارانی که به‌جای آرامش، ترس می‌آورددر آیه ۱۹، تمثیل دیگری از وضعیت منافقان ارائه می‌شود، این بار نه آتش، بلکه بارانی شدید همراه با تاریکی، رعدوبرق «أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ».در این تصویر، کسانی در میان بارانی گرفتار شده‌اند که تاریکی و صدای مهیب رعد، آنان را به وحشت انداخته است. آن‌ها از ترس مرگ، انگشتان خود را در گوش‌هایشان می‌گذارند «يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ».
علامه طباطبایی با بررسی این تمثیل، به تفاوت واکنش انسان‌ها در برابر حقیقت توجه می‌دهد. باران می‌تواند مایه حیات و رحمت باشد، اما برای کسی که از خطر می‌ترسد و آمادگی مواجهه با آن را ندارد، همان باران با رعدوبرقش به عاملی برای اضطراب تبدیل می‌شود.به همین ترتیب، پیام هدایت برای انسان حقیقت‌جو راه نجات است، اما منافقی که نمی‌خواهد به لوازم ایمان پایبند باشد، ممکن است از همان پیام احساس نگرانی کند.آیه ۲۰ نیز این سرگردانی را ادامه می‌دهد «يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ». نور برق نزدیک است چشم‌های آنان را برباید هرگاه روشنایی پیدا می‌شود، چند قدم پیش می‌روند و هنگامی که تاریکی بازمی‌گردد، می‌ایستند.این تصویر، حال کسانی را نشان می‌دهد که حرکتشان تابع روشنایی‌های مقطعی است، تا زمانی که شرایط مطابق میلشان باشد، پیش می‌روند، اما هنگام دشواری از حرکت بازمی‌مانند. در برابر چنین وضعی، آیه یادآوری می‌کند که خدا بر همه چیز تواناست و انسان نمی‌تواند خود را مستقل از قدرت او تصور کند.دعوتی روشن؛ پرستش خدایی که انسان را آفریدپس از ترسیم این تصاویر، آیات ۲۱ و ۲۲ با خطاب عمومی «يَا أَيُّهَا النَّاسُ» مسیر دیگری پیش روی انسان می‌گذارند «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ».دعوت به عبادت، بر یک حقیقت روشن تکیه دارد خداوند آفریننده انسان و نسل‌های پیش از اوست. بنابراین، پرستش خدا امری بی‌ارتباط با زندگی و واقعیت انسان نیست بلکه پاسخی به حقیقت آفرینش و رابطه انسان با پروردگار خویش است.
آیه ۲۲ برای روشن‌تر شدن این دعوت، نعمت‌های الهی را یادآوری می‌کند، زمین برای زندگی انسان آماده شده، آسمان بر فراز او قرار گرفته و باران از آسمان فرود آمده است تا به‌واسطه آن، میوه‌ها و روزی‌های گوناگون پدید آیند.نتیجه این یادآوری در جمله‌ای صریح بیان می‌شود «فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» برای خدا همتایانی قرار ندهید، درحالی‌که می‌دانید.در منطق این آیات، شناخت نعمت‌ها باید انسان را به شناخت نعمت‌دهنده برساند. کسی که آفرینش و روزی خود را از خدا می‌داند، نباید در مقام پرستش برای او شریک قائل شود.یک سوره بیاورید، تحدی قرآن به منکرانآیه ۲۳، از دعوت به عبادت به اثبات حقانیت وحی می‌رسد و خطاب به کسانی که درباره آنچه بر پیامبر نازل شده تردید دارند، می‌گوید که «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ».اگر درباره آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم تردید دارید، سوره‌ای همانند آن بیاورید و گواهان و یاوران خود را نیز فرا بخوانید، اگر راست می‌گویید.این آیه با طرح تحدی، منکران را به‌جای اکتفا به ادعا، به ارائه دلیل فرامی‌خواند. آنان می‌توانند در ادعای خود پافشاری کنند، اما باید برای آن پشتوانه‌ای بیاورند. قرآن از مخالفان می‌خواهد توانایی خود را در برابر آنچه وحی الهی معرفی می‌کند، نشان دهند.
در نهایت، آیه ۲۴ با هشدار درباره ناتوانی از انجام این کار، از آتشی سخن می‌گوید که سوخت آن انسان‌ها و سنگ‌ها هستند «فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ».بدین‌ترتیب، این مجموعه آیات از سرگردانی منافقان در تاریکی آغاز می‌شود، با یادآوری نشانه‌های آفرینش به دعوت توحیدی می‌رسد و با تحدی قرآن و هشدار درباره عاقبت انکار پایان می‌یابد.پیام محوری آن روشن است، انسان در برابر حقیقت، تنها با ادعا و ظاهر‌سازی به مقصد نمی‌رسد، راه نجات، شناخت درست، پذیرش هدایت و پرهیز از روی‌گردانی آگاهانه است.تلاوت این آیات را که در صفحه ۴ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.
۱۱ MB
00:51 - 26 مهر 1405
قرآن و فعالیت‌های دینی

3 بازنشر8 واکنش
16٫1k بازدید