بنیاسرائیل، قومی که همه ابزارهای هدایت را داشت اما نشد که نشد
خداوند در آیات ۱۴ تا ۲۲ سوره جاثیه، از قومی سخن میگوید که کتاب آسمانی، پیامبران، نعمتهای فراوان و نشانههای روشن هدایت را در اختیار داشتند، اما حسادت، برتریجویی و دنیاطلبی، آنان را به اختلاف و انحراف کشاند.
گروه قرآن و فعالیتهای دینی خبرگزاری فارس: قرآن کریم در آیات ۱۴ تا ۲۲ سوره جاثیه، یکی از مهمترین عوامل سقوط امتهای الهی را آشکار میکند، عاملی که نه از ناآگاهی، بلکه از آگاهی و دنیاطلبی سرچشمه میگیرد. خداوند در این آیات، پس از سفارش پیامبر(ص) به گذشت از دشمنان، نگاه مخاطب را به تاریخ بنیاسرائیل معطوف میکند، قومی که بزرگترین نعمتهای الهی را دریافت کردند، اما به جای شکرگزاری و حفظ وحدت، گرفتار حسادت، برتریجویی و اختلاف شدند.تفسیر المیزان نیز محور اصلی این آیات را همین حقیقت میداند که اختلاف در دین، برخاسته از جهل نیست، بلکه محصول «بغی» و تجاوزطلبی انسانهایی است که حقیقت را میشناسند اما منافع خود را بر آن مقدم میدارند.بنیاسرائیل، امتی که همه ابزارهای هدایت را در اختیار داشتخداوند در آغاز این بخش میفرماید که «وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ». در این آیه، مجموعهای از بزرگترین نعمتهای الهی برای بنیاسرائیل برشمرده شده است، کتاب آسمانی، مقام داوری، پیامبران فراوان، روزیهای پاکیزه و برتری بر ملتهای عصر خود.این برتری، برتری مطلق و همیشگی نبود، بلکه مربوط به زمانی بود که آنان حامل رسالت الهی بودند و وظیفه هدایت مردم را بر عهده داشتند. بنابراین فضیلت آنان، امتیازی ذاتی یا نژادی نبود، بلکه نعمتی الهی بود که با انجام مسئولیت معنا پیدا میکرد.
در ادامه نیز خداوند میفرماید که «وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ» یعنی نشانهها و دلایل روشنی از دین و حقیقت در اختیار آنان قرار گرفت. «بینات» همان معارف روشن و حجتهای آشکاری است که هیچ ابهامی برای اهل انصاف باقی نمیگذاشت.اختلافی که ریشه در جهل نداشتنقطه اوج این آیات، جملهای کوتاه اما بسیار عمیق است «فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ».قرآن تصریح میکند که اختلاف آنان پس از رسیدن علم آغاز شد، نه پیش از آن. این نکته، یکی از اساسیترین تحلیلهای قرآنی درباره منشأ انحراف جوامع دینی است.علامه طباطبایی تأکید میکند که واژه «بغیاً» به معنای تجاوز، برتریطلبی، حسادت و زیادهخواهی است. یعنی مشکل بنیاسرائیل کمبود دلیل و آگاهی نبود، آنان حقیقت را میشناختند، اما هنگامی که پای قدرت، ریاست، منافع شخصی و برتریجویی به میان آمد، حقیقت را کنار گذاشتند و اختلاف آفریدند.در واقع، دشمن اصلی دین همیشه جهل نیست، گاهی انسان حقیقت را میبیند، اما هوای نفس اجازه تسلیم شدن در برابر آن را نمیدهد. چنین اختلافی خطرناکتر از اختلاف ناشی از نادانی است زیرا آگاهانه و با انگیزههای نفسانی شکل میگیرد.حسادت ریشه بسیاری از انحرافها استیکی از محورهای مهم این آیات، نقش حسادت در فروپاشی جامعه ایمانی است. هنگامی که خداوند نعمت، مقام یا فضیلتی را به فرد یا گروهی عطا میکند، اگر دیگران به جای پذیرش اراده الهی، گرفتار حسادت شوند، اختلاف آغاز میشود.
بنیاسرائیل پس از آنکه علم و هدایت را دریافت کردند، به جای همکاری برای گسترش حق، هر گروه به دنبال اثبات برتری خود رفت. همین روحیه سبب شد حقیقت قربانی رقابتهای شخصی شود.این هشدار تنها مخصوص بنیاسرائیل نیست، بلکه سنتی همیشگی در تاریخ بشر است. هر جامعهای که علم را با اخلاق همراه نکند، ممکن است گرفتار همان بیماری شود. چه بسیار اختلافهایی که ظاهر دینی دارند، اما ریشه واقعی آنها حسادت، قدرتطلبی یا دنیاخواهی است.داوری نهایی تنها در قیامت استپس از بیان این اختلافها، خداوند میفرماید که «إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ».این آیه آرامشی برای اهل حق و هشداری برای اهل باطل است. ممکن است در دنیا حق و باطل در هم آمیخته شوند و بسیاری از حقیقتها پنهان بمانند، اما هیچ اختلافی از داوری خداوند پنهان نخواهد ماند.این وعده، هم تهدیدی برای کسانی است که آگاهانه اختلاف ایجاد کردند و هم تسلایی برای پیامبر و مؤمنان که بدانند نتیجه نهایی همه نزاعها در دادگاه الهی روشن خواهد شد.پیامبر(ص) ادامهدهنده راه روشن انبیا استبعد از بیان سرگذشت بنیاسرائیل، خطاب به پیامبر اسلام(ص) آمده است که «ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا». این پیوند نشان میدهد که اسلام ادامه همان مسیر الهی است، اما پیامبر مأمور است تنها از شریعت خدا پیروی کند و هرگز تحت تأثیر خواستههای اهل هوا قرار نگیرد.
در ادامه هشدار میدهد که «وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ المیزان توضیح میدهد که مقصود از «لا یعلمون» تنها افراد بیسواد نیستند بلکه کسانیاند که علم حقیقی در رفتارشان اثر نگذاشته است. ممکن است انسان اطلاعات فراوانی داشته باشد، اما چون اسیر هوای نفس است، در منطق قرآن از اهل علم به شمار نمیآید.ولایت الهی در برابر ولایت ستمگراندر ادامه آیات، خداوند حقیقت دیگری را بیان میکند: «إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ».این آیه تصویری روشن از دو جبهه تاریخ ارائه میدهد؛ در یک سو، ظالمانی قرار دارند که برای حفظ منافع مشترک، پشت یکدیگر میایستند و شبکهای از حمایت متقابل تشکیل میدهند. در سوی دیگر، خداوند ولی و سرپرست پرهیزکاران است.از نگاه علامه طباطبایی، مؤمن نباید از اتحاد ظاهری اهل باطل هراس داشته باشد؛ زیرا اتکای او به قدرتی است که هیچ قدرتی با آن قابل مقایسه نیست.
عدالت معیار نهایی ارزش انسانها استآیات این بخش با بیان اصل مهمی پایان مییابد. خداوند پس از معرفی قرآن به عنوان «بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ»، در آیه ۲۱ با لحنی پرسشگر میفرماید: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ...» و سپس در آیه ۲۲ تأکید میکند که خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده تا هر کس نتیجه اعمال خود را ببیند.نظام آفرینش بر عدالت استوار است و محال است مؤمن صالح و گناهکار متکبر، سرانجامی یکسان داشته باشند. اگر چنین بود، آفرینش هدف و حکمت خود را از دست میداد.این آیات در کنار روایت بنیاسرائیل، پیامی همیشگی برای همه جوامع دینی دارد، بزرگترین خطر برای یک امت، کمبود علم نیست، بلکه آمیخته شدن علم با حسادت، برتریجویی و دنیاطلبی است.هرگاه انسان به جای تسلیم در برابر حقیقت، به دنبال برتری بر دیگران باشد، همان راهی را خواهد رفت که بنیاسرائیل با وجود برخورداری از کتاب، نبوت و نعمتهای فراوان پیمودند. قرآن با یادآوری این تاریخ، مسلمانان را فرا میخواند که نعمت هدایت را با فروتنی، عدالت و اخلاص حفظ کنند، نه با رقابتهای نفسانی و اختلافافکنی.تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۰۰ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.
00:05 - 8 تیر 1405