پس از چند ساعت انتظار کاروان آقای شهید ایران از میان مردم عبور کرد...
ساعتها انتظار، زیر آفتاب و در میان موج جمعیتی که از نخستین ساعات صبح امروز ۱۶ تیر ۱۴۰۵ در مسجد مقدس جمکران و بلوار پیامبر اعظم تا حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در شهر قم گرد آمده بودند، سرانجام به لحظهای رسید که بسیاری برای ثبت آن، دوربینها و تلفنهای همراه خود را بالا بردند.خودروی حامل پیکر آقای شهید ایران و خانواده ایشان، آرام از میان جمعیت عبور میکرد و مردم، هر کدام به شیوهای آخرین بدرقه خود را به تصویر میکشیدند؛ یکی پرچم در دست داشت، دیگری گوشی تلفن را بالا گرفته بود و عدهای تنها دستهایشان را به سوی کاروان دراز کرده بودند و تکان میدادند و در همین حین اشک ها نیز جاری بود؛ گویی همین چند ثانیه، سهم آنها از وداعی بود که ماهها و سالها در حافظهشان باقی خواهد ماند.در آن لحظه، دیگر صدای جمعیت و حرکت آرام کاروان، روایت اصلی میدان بود. هیچکس عجلهای برای ترک مسیر نداشت؛ همه نگاهها به خودرویی دوخته شده بود که آرام از میان انبوه مردم عبور میکرد و آخرین قابهای حضورش در قم را رقم میزد؛ بنده نیز سعی کردم تا آخر با کاروان و کامیون حرکت کنم، دلم نمی آمد دور شوم؛ انگار وابستگی شدید داشتم، برای ثبت خاطرات و روایت اینجا میگویم کفش هایی که زیر دست و پا و موج عظیم از پا در میآمد و گم میشد از جمله خودم که قیدش را زدم و فقط میخواستم از کاروان عقب نمانم، آخر این آخرین دیدار بود.این تصویر، تنها ثبت عبور کاروان آقای شهیدمان نیست؛ روایتی است از لحظهای که هزاران نگاه، در یک نقطه به هم رسیدند و دوربین، آن را برای همیشه ماندگار کرد.• عکس: مختاری#بدرقه_آقای_شهید_ایران#قم#رهبر_شهید#تشییع_میلیونی#دانشکده_رسانه_فارس#روایت_بدرقه#جمکران#روایت#وداع