هیات امام حسین علیه السلام

محرم که می شود دلم هوایی می شود. ما بچه امام حسینیم. زیر این پرچم بزرگ شدیم. قرار و مدار ما به نشان علم و پرچم امام حسین بود که آدرس بانی هیات حسینی را نشان می داد. در این هیاتها قرآن خواندیم، روضه گوش دادیم، سینه زدیم و عزاداری کردیم و پذیرایی شدیم با یه استکان چای، شربت و شام هم بود بعضی وقت ها...
تربیت مذهبی و دینی به سبکی بود که جاذبه داشت و دافعه ای تا بچه بودم ندیدم. چرا؟ مسجد می رفتیم، بزرگترها حوصله شلوغ بازی های ما را نداشتند و بیشتر از محیط خونه بکن نکن داشتیم و عمدتاً مسجد در قرق سن بالاها بود و هی می گفتند ساکت ... ما هم که گوشمان بدهکار نبود و حتی در بین نماز هم می زدیم زیر خنده .
هیات ها فرق می کرد. اصلاً چون بیشتر تحویل می گرفتند و مسئولیتی داشتیم بیشتر رغبت می کردیم در هیات باشیم و خدمت دستگاه اباعبدالله الحسین. همیشه دفاع از مظلوم اصل بود. امر به معروف و نهی از منکر شعار نبود و در چهار گوشه فضای حسینی هیات می شد معروف را حس کرد و نزدیک منکرات نشد. هرچی بود نوع دوستی بود.
کارکرد هیات های حسینی و علاقمندی مردم به اهل بیت و جوش و خروش آنان در حمایت از مظلوم و انکار ظالم را که می بینم حس خوبی به من دست می دهد. خوشحالم از اینکه ندای هل من ناصر امام حسین علیه اسلام پاسخ داده می شود و نام حضرتشان در برابر ظلم و جهالت زیاده خواهان و ظالمان بلند آوازه تر فریاد زده می شود.
09:09 - 31 خرداد 1405

76 بازدید