اخیراً آقای رضامراد صحرایی وزیر آموزش و پرورش در جملاتی تعجب برانگیز ابراز داشتهاند: «هر کس اعتراض دارد برگزیدهها را ببیند. آموزش و پرورش محل تأمین شغل برای بیکاران نیست که هر کسی بیکار مانده از آموزش و پرورش گله کند.» متأسفانه این جملات متفرعنانه و نامسئولانه از زبان کسی بیان شده که مسئولیت پرورش و آموزش کشور را بر عهده دارد! این نوع ادبیات به هیچ وجه با دولت مردمی سازگار نیست و بیشتر به اقوال و گفتههای وزرای دولتهای پیشین شباهت دارد. جناب آقای وزیر! تحصیل کرده های این مملکت، از فوق لیسانسهها و دکترها بر شما منت گذاشتند و در آزمون استخدامی (بخوانید ماراتن استخدامی) شما به امید دریافت حداقل حقوق و کمک به فرهنگ و آموزش کشور ثبت نام کردند. در این مسیر، طی چند هفته برای دیپلمهها و لیسانسههای استخدام شده در ادارات آموزش و پروش، گردن کج کردند تا مدارک و سوابق و ... خودشان را تکمیل و تأیید کنند. افرادی که چند دهه از عمرشان را در این نظام، مشغول تحصیل و علم اندوزی بودهاند؛ حالا برای دریافت یک حقوق بخور و نمیر مجبورند به تمام مراحل سخت و طاقت فرسا و پراسترس آزمون استخدامی تن دهند و بارها از افراد مختلف، تندی و حرفهای گزنده بشنوند. امید این افراد این است که ساختار کلی دولت مردمی و وزارت آموزش و پرورش از حقوق آنها دفاع میکند. اما به ناگاه میبینند همان حرفهای تلخ از دهان وزیر تکرار میشود! جناب آقای وزیر! ما از کنار آموزش و پرورش رد نشدهایم که بوی کباب به مشاممان برسد و از هول هلیم در دیگ سوزان استخدام شما بیفتیم. اکثر ما سالها است با حقوقهای یک میلیونی و دو میلیونی کلاسهای درس شما را پر کردهایم و به جای تشکر، به ما طعنه و کنایه تحویل میدهید؟! زمانی که با حقوق 2 میلیون در ماه برای شما کار میکنیم شایستگی لازم را برای این کار داریم، ولی موقعی که قرار است ما را استخدام کنید، باید به برگزیدهها نگاه کنیم و آموزش و پرورش جای ما نیست؟! البته چه کسی است که نداند در طول این سالها بسیاری از افراد فاقد شایستگی لازم، صرفاً با استفاده از رانتهای فامیلی و... به استخدام آموزش و پرورش درآمدهاند و طی مراحل ماراتن گونهی استخدام، برای ما که رانت و پارتی نداشتهایم، سخت بوده است. اکثر ما حد نصاب آزمون شما را کسب کردهایم ولی به خاطر ساختار تبعیض آمیز آزمون استخدامی شما نتوانستهایم قبول نهایی را کسب کنیم. چرا فردی در شهری با امتیاز 650 از آزمون رد میشود و شخص دیگری در شهر دیگر با امتیاز 520 برگزیده و استخدام میشود؟ و حتی در شهر دیگری فردی به دلیل داشتن سهمیه، بدون کسب حد نصاب (فقط با 377 امتیاز!) استخدام میشود!! آزمون آزاد و سراسری و بدون سهمیه برقرار کنید تا برگزیدهها بر اساس شایستگی وارد آموزش و پرورش شوند. جناب وزیر محترم! ما از شما گدایی نکردهایم. بر اساس اصل 28 قانون اساسی، تأمین شغل برای شهروندان، وظیفه دولت جمهوری اسلامی است. اگر قادر نیستید به ما کمکی کنید، نمک به زخممان نپاشید! بسیاری از ما با وجود بالاترین تحصیلات ممکن (حتی هم رده با شخص شما!)، متأهل و دارای فرزند هستیم و بین 30 تا 40 سالگی به سر میبریم؛ در حالی هیچ شغل درست و با درآمد مطمئن نداریم. با توجه به آمارها حدود 200 هزار کمبود معلم در کشور وجود دارد که بخش قابل توجهی از آنها توسط حقالتدرسها و خرید خدماتیها و بازنشستهها در کلاسهای شلوغ و بیش از حد استاندارد پر شده است و البته بسیاری از کلاسهای درس، همچنان فاقد معلم هستند. وزیر دولت جمهوری اسلامی به جای پاسخگویی به کمبودهای پیش آمده و پاسخ به درخواست رفع تبعیض شرکت کنندگان آزمون استخدامی، به آنها ادبیاتی از نوع «خودت بمال» تحویل میدهد. با توجه به توضیحات بیان شده، از نمایندگان مجلس انقلابی درخواست استیضاح وزیر آموزش و پرورش را داریم و به طور کلی تقاضا داریم شخصی بر مسند وزارت آموزش و پرورش بنشیند که با مقولههای فرهنگ و پرورش و آموزش، سنخیت و سازگاری داشته باشد.