۱- برادر عزیزم آقای دکتر قالیباف از ارادت دیرینه نگارنده به جناب ایشان باخبر است و به یقین میدانند که آنچه در نوشته پیشروی آمده است آمیزهای از دو آموزه است، تجربهای از گذشته نهچندان دور و دلشورهای از تکرار آن.
یادداشت فوق الذکر را باید صدای دو همسنگر شنید؛ دو نفری که روزهای سخت را کنار هم دیدهاند و هنوز هم دلنگران سرنوشت سنگرند.شریعتمداری در این نگاشته، نه از سر تعارف و ملاحظه، که از سر دلسوزی چون همیشه،هشدار میدهد؛ چرا که در سیاست، گاه یک تعریف حسابشده میتواند از هزار مخالفت آشکار خطرناکتر باشد. آنهم وقتی پشت این تعریف، نقشهای برای نزدیکشدن، اثرگذاشتن و تغییر مسیر پنهان شده باشد.همسنگر روزهای سخت، غبار راه را زودتر میبیند. او نشانههایی را میخواند که شاید برای دیگران هنوز عادی به نظر برسد. از همین رو یادداشت نگارنده محترم، بیش از آنکه یک نقد سیاسی باشد یادآوری یک رفاقت قدیمی است؛ دستی بر شانه رفیقی که هنوز در میدان است.در روزگار سیاست، همیشه آنکه مخالفت میکند دشمن نیست و آنکه تعریف میکند دوست؛ گاهی صدای هشدار یک همسنگر، صادقانهترین صدایی است که میتوان شنید.