آن سکانس کجا رفت؟
از کرخه تا راینیک سکانس کمتریک قاب کم شده؛ چرا؟اول فکر کردم اشتباه میکنم.دوباره فیلم را عقب بردم. باز هم ندیدم. سکانس تشییع امام در «از کرخه تا راین» نبود؛ همان سکانسی که سالها بخشی از حافظه مخاطبان این فیلم محسوب میشد.مسئله فقط چند دقیقه تصویر نیست. اصلاً بحث موافقت یا مخالفت سیاسی هم نیست. سؤال سادهتر و البته مهمتر است؛ چه اتفاقی افتاده که بخشی از یک اثر سینمایی پس از سه دهه از انتشارش، در نسخهای که مخاطب امروز میبیند دیگر وجود ندارد؟از کرخه تا راین فیلمی نیست که بتوان تکهای از آن را جدا کرد و انتظار داشت کلیت اثر همان بماند. حاتمیکیا فیلمش را در متن یک دوره تاریخی ساخته است؛ با زخمهای جنگ، با خاطرات یک نسل و با تصاویری که برای میلیونها ایرانی آشناست. حذف هر بخش از این پازل، فقط حذف یک سکانس نیست؛ دست بردن در هندسه اثر است.شاید برای نسل جدیدی که نخستین بار فیلم را روی پلتفرمها میبیند، این غیبت چندان به چشم نیاید. اما برای کسانی که سالها این فیلم را با همان نسخه اصلی به خاطر سپردهاند، جای خالی آن سکانس کاملاً محسوس است؛ درست مثل عکسی قدیمی که ناگهان یکی از چهرههایش ناپدید شده باشد.اگر این حذف به دلایل فنی یا حقوقی انجام شده، توضیحش حق مخاطب است. اگر هم تصمیمی آگاهانه پشت آن بوده، باز هم توضیح لازم است.آثار مهم فرهنگی متعلق به حافظه عمومیاند و حافظه عمومی با سکوت اداره نمیشود.گاهی یک قاب حذفشده، بیشتر از صدها قاب باقیمانده حرف برای گفتن دارد.
10:16 - 15 خرداد 1405