آتشبس! واژهای که در قاموس ملت عاشورایی ما، نه نشانهی صلح، که طنینانداز اندوه و نشانهی تسلیم است. این زمزمه آتشبس، نه تنها در میان مسئولان، که در سینهی تکتک فرزندان این ملت، که میراثدار خون سرخ شهیدانند، شکاف میاندازد. این شکاف، همان رخنه ایست که دشمن، در انتظارش لحظهشماری میکند؛چه ناگوار است هدیهای که با پیش کشیدن سخن از مذاکره و آتشبس، به دشمن ارزانی میداریم! گویی جام زهرآلودی است که به دست خود، به کام ملت میریزیم. این مذاکره، این آتشبس، بذر نفاق و دانههای اختلاف را در زمین حاصلخیز غیرت ملی میپراکند. پیادهنظام دشمن، همان زالوهایی که خون غیرت را از رگهای ملت میمکند، بار دیگر در میدان حاضر میشوند. این، هدیهی تلخ مصالحه به دشمن است؛ قصهای پر غصه که سر دراز دارد…و اما، در اوج این روضهی پر از درد، ندایی آسمانی برمیخیزد؛ ندای انتقام! انتقام خون به ناحق ریختهی عزیزانمان، به خصوص امام شهیدمان. آن «نفس زکیه» که شهادتش، داغی است بر دل تاریخ. اگر جان و مال و هستی تمامی دشمنان نیز به پای این تقاص بر باد رود، باز هم در برابر عظمت آن عزیز، به اندازهی تار مویی ارزش ندارد.این، تنها یک سخن نیست، یک وظیفهی الهی است. همانگونه که امام شهیدمان فرمود: «پیروزی نزدیک و حتمی است». باید با مشتهای گره کرده و دلهای سرشار از عشق حسینی، به پیش رفت.این متن، خود روضهای است از جنس مقاومت، حماسهای است از جنس عاشورا. روضهای که تلخی سازش را به کاممان میریزد و شیرینی انتقام و پیروزی را نوید میدهد. به قلم استاد شریعتمداری، این روضه، نه تنها در دلها، که در تاریخ ماندگار خواهد شد.
23:42 - 18 فروردین 1405