روایتی صادقانه از یک «تفنگدار» کرمانشاهی در جنگ/ ماجرای بی‌مهری مسئولان به کتاب «دوشکاچی»

کتاب اگر مثل تیزر یک سریال تلویزیونی بود و قبل از نمایش، اسم مسئولان در آن لیست می‌شد حتما جلب نظر می‌کرد و به صورت جدی حمایت می‌شد، ولی کتاب خاطرات رزمندگان دفاع مقدس جایی برای مجیزگویی ندارد برای همین هرچقدر هم که فاخر باشد مورد بی مهری است؛ مثل کتاب بی نظیر «دوشکاچی».
خبرگزاری فارس، کرمانشاه - سعید مخدومی. «دوشکاچی» روایت رزمنده دلاور کرمانشاهی است که در عملیات عاشورا، زمانی که نیروهای خودی در محاصره دشمن قرار گرفته بودند، پشت قبضه دوشکا نشست و پایش را به پایه آن بست تا بماند و بجنگد. همه چیز از یک تصویر شروع شد، تصویری که گویای صدها و هزاران ناگفته است، تصویری که چشم‌ها را خیره و ذهن‌ها را متالم از مفهومش می‌کند، خالق عکس شاید روزی فکرش را هم نمی‌کرد بتواند اینگونه تصویرگر مرام پهلوانی مردمان سرزمینش باشد. تصویری که بیشتر شبیه افسانه‌ها و فیلم‌های هالیوودی است، تا واقعیت؛ به راستی اگه چنین قهرمانانی در کشورهای دیگر بودند چگونه از آنان تندیس می ساختند و بر میدان‌های شهر نصب می کردند؟ تصویری که سبب شد تا خاطراتی ثبت و ماندگار شود و اینچنین نویسنده‌ای را به سر ذوق آورده و از آن حماسه بسازد. «دوشکاچیِ» معروف، «علی حسن احمدی» همان رزمنده دلاور کرمانشاهی است که در ظهر یکی از روزهای مهرماه سال ۶۳ در منطقه ی میمک (استان ایلام) در عملیات عاشورا، زمانی که نیروهای خودی در محاصره دشمن قرار گرفته بودند، پشت قبضه دوشکا نشست و پایش را با سیم تلفن صحرایی به پایه آن بست تا بماند و بجنگد. او و تمام رزمندگان علیرغم تمام تلاش‌ها و مجاهدهایشان همچنان گمنام و بی نام و نشان اند. به پاس قدردانی از مجاهدت این عزیزان کتابی در این خصوص منتشر شد تا بتواند گوشه‌ای از خاطرات آنان را ضبط و به گوش آینده گان برساند.
کتاب «دوشکاچی» به نویسندگی علیرضا کسرایی که به کوشش دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری کرمانشاه تنظیم شده، این روزها پس از ۷ سال از سوی انتشارات سوره به چاپ رسیده است و خاطرات این رزمنده مجاهد از دوران کودکی تا عملیات مرصاد را روایت می‌کند از این رو نشستی صمیمی در دفتر خبرگزاری فارس برگزار گردید تا ابعاد مختلف اثر را با علی حسن احمدی راوی داستان و افشین آزادی رییس حوزه ی هنری کرمانشاه بررسی کنیم. علی حسن احمدی؛ رزمنده دفاع مقدس و روای کتاب ارزشمند «دوشکاچی» فارس: باتوجه به اینکه سابقا از خاطرات جنگ سخن نمی‌گفتید، چه اتفاقی باعث شد تا راضی به روایت خاطرات شوید و خروجی این روایت، کتاب «دوشکاچی» شود؟ احمدی: باتوجه به اینکه خاطرات بسیاری از جنگ و دفاع مقدس در حافظه و در دفتر خاطراتم ثبت کرده بودم اما به دلایلی تمایل به انتشار آن‌ها نداشتم چرا که اعتقاد داشتم ما برای رضای خدا جنگیده‌ایم و بازگو کردن این مسائل شاید ریا باشد؛ تا اینکه روزی فرمانده لشکر از من خواست تا عکس رزمنده‌ای که پایش را به دوشکا بسته بود را در سایز بزرگ چاپ و در سالن مقر و در معرض دید نصب کنم. در مواجهه با این در خواست شوکه شدم چرا که این عکس متعلق به من بود و از درخواست ایشان سر باز زدم و گفتم این عکس من است و چرا باید آن را نصب کنم؟! فرمانده در جواب انکار من گفت: این عکس و خاطرات متعلق به جنگ و کشور است و دیگر به تو تعلقی ندارد و از طرفی رهبری بارها تاکید کردند که خاطرات دفاع مقدس را منتشر کنید.
ایشان در خصوص ضرورت نقل خاطرات دفاع مقدس و تاکیدات رهبری بر این مسئله من را قانع کردند که کار ثبت خاطراتم را شروع کنم در واقع با صحبت‌های فرمانده به فکر فرو رفتم و باعث شد تا تصمیم بگیرم که خاطراتم از جنگ را منتشر کنم؛ بعد از این تصمیم به دنبال کسی بودم تا خاطراتم را به بنویسد و چاپ کند تا اینکه روزی آقای کسرایی با من تماس گرفتند.  فارس: آقای آزادی، گویا شما جزء اولین نفراتی هستید که به داستان عکس دوشکاچی علاقه‌مند شدید؛ بفرمایید که چگونه با آقای احمدی آشنا شدید؟ آزادی: آشنایی من از همین عکس شروع شد، در فضای مجازی میدیدم که دست به دست می شود و آن را به شهیدی نسبت می‌دهند، خلاصه آنکه پس از پرس و جو از رزمنده‌گان متوجه شدم که این عکس متعلق به رزمنده‌ای کرمانشاهی به نام علی حسن احمدی در ارتفاعات میمک است. بعد از اینکه مطمئن شدم عکس متعلق به آقای احمدی است با علیرضا کسایی و ایشان جلسه‌ای را مقرر کردم تا در خصوص جمع آوری خاطرات و نویسندگی آن صحبت کنیم. افشین آزادی، رئیس حوزه هنری استان کرمانشاه فارس: چند سال طول کشید تا کتاب به چاپ برسد؟ احمدی: حدودا هفت سال و شش ماه طول کشید، البته بخشی از این زمان که به طول انجامید به خاطر ماموریت های من در سوریه و عراق بود و باعث وقفه در کار می شد. فارس: معیارتان در روایت ها و بیان خاطرات چه بود؟ احمدی: در روایت خاطرات آنچه را که دیده بودم باز گو کردم نه آن چیزی که شنیده بودم؛ سعی کردم بزرگنمایی نکنم و به نقاط مثبت و منفی جنگ بپردازم.
نکته‌ی دیگری که در روایت‌ها برایم اهمیت داشت، پرداختن به موضوعات تخصصی جنگ بود تا مخاطبانی که قصد دارند از بُعد تخصصی جنگ به آن نگاه کنند هم اطلاعات کافی بدست آورند فارس: فکر می‌کردید کتاب به این حجیمی و خوبی به چاپ برسد؟ احمدی: انتظارم بیش از این بود و با کلی تضارب آراء و دعوا به این مرحله از چاپ رسیده است. آزادی: حجم کتاب برای ما بسیار مهم بود چراکه هرچه حجم کتاب کمتر باشد مخاطب بیشتری هم دارد از این رو با آقای احمدی سر این موضوع مشکل داشتیم؛ هدف ما از ثبت این خاطرات معرفی سبک زندگی و روحیه تمدن سازی در بستر فضایی اکشن و جذاب بود ولی آقای احمدی قائل به این بودند که علاوه بر این هدف باید از ادوات جنگی هم ثبت خاطرات صورت گیرد. ایشان می‌گفتند باید این موضوع که در تصویر پایشان را به دوشکا بسته‌اند و همزمان ۱۴۵۰۰ فشنگ شلیک می‌کنند را کاملا با جزئیات توضیح بدهند (تمام کارشناسان جنگی اتفاق نظر دارند که این حجم از فشنگ را نمی‌توان با دوشکا شلیک کرد چون که دوشکا منفجر میشود اما ایشان به طرحی رسیده بود که می توانست با گازوئیل و گونی لوله دوشکا را خنک کند) که این مساله سبب میشود حجم کتاب زیاد شود البته در حال حاضر با وجود حذف یک سوم خاطرات، کتاب به ۸۰۰ صفحه رسیده و چاپ شده است.
فارس: انتظار داشتید که سوره‌ی مهر به عنوان ناشر برتر آثار دفاع مقدس، کتاب را چاپ کند؟ آزادی: بله انتظار داشتم، در ابتدای کار هم به نویسنده کتاب گفتم که به دلیل ارزشمند بودن و جذابیت خاطرات باید در سوره‌ی مهر چاپ شود؛ البته ناگفته نماند من با آثار پایداری آشنایی زیادی دارم اما کاری که آقای کسرایی انجام داده‌اند بی نظیر است فارس: در خصوص نویسنده کتاب بفرمایید که نوع نگاه ایشان به خاطرات و جزئیات آن چگونه بود؟ آزادی: دقت و توجه به جزئیات خاطرات از جمله ویژگی‌های بارز نویسنده بود و تا از صحت و صدق خاطره در خصوص تاریخ‌ها و مکان‌ها آگاهی کامل کسب نمی‌کرد قلم به رشته ی تحریر نمی‌زد؛ در واقع نویسنده با خاطرات راوی زندگی کرد تا کتاب را به این مرحله برساند. فارس: آقای احمدی، در درگیری با ضد انقلاب در کردستان با شهید کاوه هم رزم بودید، به عنوان یک رزمنده کرمانشاهی از روحیات و نوع فرماندهی شهید بفرمایید؟ احمدی: علاقه‌ی زیادی به شهید کاوه داشتم به گونه‌ای که تمام رفتار و اخلاقم را شبیه به او تنظیم می‌کردم؛ در یکی ازعملیات‌ها اسیر گرفته بودیم و من یک سیلی به این اسیر زدم وقتی شهید کاوه متوجه شد در عوض آن یک سیلی، دو سیلی به من زد و گفت: این اسیر است، اگر مردی برو آنجا (انگشتش را به سمت خط مقدم گرفت) را بزن.
در جنگ شهری ضدانقلاب مردم را سپر می کردند تا جنگ را به نفع خودشان پیش ببرند، شهید کاوه به همین خاطر اجازه نمیداد حتی یک فشنگ و گلوله‌ی ما به خاطر این مساله به سمت مردم شلیک شود و می‌گفت فرار کردن هزاران ضدانقلاب بهتر از کشته شدن خون یک بی گناه است در جواب کسانی هم که می‌گفتند مردم کُرد با ضدانقلاب همکاری می‌کنند می‌گفت: این مردم اینگونه نیستند و دلشان با نظام و نیروهای پاسدار است که ما بعدها متوجه صحبت‌های شهید کاوه شدیم. فارس: کتاب چاپ شده اما تبلیغات خوبی برای آن صورت نگرفته است، مشکل کجاست؟ آزادی: یکی از دلایل مهم تبلیغات ضعیف مساله‌ی اقتصادی است؛ متاسفانه اوضاع مالی اجازه‌ی تبلیغات مناسب و انتشار کتاب را به ما نمی‌دهد، کمبود کاغذ و هزینه‌های سرسام آور چاپ باعث شده تا نتوانیم به آن صورتی که شایسته است مُبلغ کتاب باشیم. ازطرفی با مسئولین هم که صحبت می‌کنیم با بی مهری برخورد می‌کنند و به آن صورت حمایتی نشدیم. فارس: انتظار شما از مجموعه‌های فرهنگی و رسانه‌ای چیست؟ احمدی: انتظاری که از شما دارم این است که مُبلغ این کتاب و خاطرات دفاع مقدس باشید چراکه کتاب «دوشکاچی» اثر ارزشمندی برای استان کرمانشاه خواهد بود، در دل این کتاب گنجینه‌هایی از حماسه نهفته است، امیدوارم در آینده به کمک شما و مجموعه های فرهنگی با اقبال عمومی از این خاطرات مواجه شوم. انتهای پیام/ح.
دوشکاچی
12:30 - 26 مرداد 1399

0 بازدید



1 پاسخ