تفصیلی| راز شکست عملیات فروپاشی ایران از زبان شمس‌الواعظین

ماشاءالله شمس‌الواعظین، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی خاورمیانه، با تشریح ابعاد مختلف جنگ تحمیلی اخیر، از خطای محاسباتی آمریکا و اسرائیل در ارزیابی وضعیت ایران و شکست سناریوی براندازی سخن گفت و تأکید کرد: ایران مفهوم روز دوم جنگ را به ساعت دوم جنگ تبدیل کرد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: تحولات ناشی از جنگ تحمیلی اخیر، یکی از مهم‌ترین رخدادهای راهبردی سال‌های اخیر در منطقه غرب آسیا به شمار می‌رود؛ رخدادی که نه‌تنها موازنه‌های امنیتی و نظامی را تحت تأثیر قرار داد، بلکه ابعاد رسانه‌ای، اجتماعی، سیاسی و دیپلماتیک گسترده‌ای نیز به همراه داشت. بر همین اساس با ماشاءالله شمس‌الواعظین، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی خاورمیانه، رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران و عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت، درباره ابعاد راهبردی جنگ، نقش رسانه‌ها، انسجام ملی و آینده معادلات منطقه‌ای به گفت‌وگو نشستیم.شمس‌الواعظین در این گفت‌وگو، از خطای محاسباتی آمریکا و اسرائیل در ارزیابی وضعیت داخلی ایران، نقش همبستگی اجتماعی در عبور از بحران، عملکرد رسانه‌های معارض، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در معادلات جدید منطقه و چشم‌انداز مذاکرات پیش رو سخن گفت. وی همچنین با طرح این گزاره که «ایران مفهوم روز دوم جنگ را به ساعت دوم جنگ تبدیل کرد»، تلاش کرد تصویری از نحوه بازسازی سریع ساختار تصمیم‌گیری و پاسخ‌دهی ایران در نخستین ساعات جنگ ارائه دهد.
ایران مفهوم «روز دوم جنگ» را به «ساعت دوم جنگ» تبدیل کرد فارس: بخش نخست گفت‌وگوی ما درباره اتفاقات اخیر منطقه و جنگ تحمیلی اخیر است. تحلیل شما از این تحولات چیست؟ آیا آمریکا تصور می‌کرد با چنین وضعیتی در منطقه مواجه شود؟شمس‌الواعظین: آنچه امروز اسناد و شواهد آن آشکار شده، نشان می‌دهد که ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در طراحی‌ها و اقداماتی که به جنگ ۱۲ روزه و رخدادهای پیش از آن منتهی شد، بر یک پیش‌فرض اساسی تکیه داشتند؛ اینکه نظام سیاسی ایران بسیار ضعیف شده و بخش عمده‌ای از جامعه در وضعیت اعتراض قرار دارد. بر همین اساس تصور می‌کردند با یک ضربه یا «تلنگر» جدی، ساختار سیاسی کشور دچار فروپاشی خواهد شد.شعارهایی نیز مطرح می‌شد مبنی بر اینکه ظرف چند روز می‌توانند مسئله ایران را حل کنند. به همین دلیل بخش مهمی از طراحی‌های رسانه‌ای آنان، به‌ویژه از سوی رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال، بر سناریوی براندازی و تغییر نظام متمرکز شده بود.اما زمانی که این سناریو محقق نشد، آمریکا، اسرائیل و مجموعه رسانه‌های همسو با آنان دچار نوعی سردرگمی و بی‌برنامگی شدند؛ زیرا تمام برنامه‌ریزی‌هایشان بر مبنای فرض سرنگونی نظام سیاسی ایران شکل گرفته بود. وقتی این اتفاق رخ نداد، عملاً با خلأ راهبردی مواجه شدند.
در عرصه نظامی نیز همین وضعیت مشاهده شد. اسرائیل تصور می‌کرد می‌تواند با افزایش مستمر سطح خشونت، اهداف خود را محقق کند. روند تحولات جنگ نشان می‌دهد که شدت عملیات نظامی به‌صورت تصاعدی افزایش می‌یافت؛ زیرا تصور می‌کردند اگر نظام سیاسی ایران دچار فروپاشی نشده است، باید با تشدید فشارها آن را به سمت تضعیف، فروپاشی یا حتی تجزیه سوق دهند.در واقع، جریان نئوکان‌ها و محافظه‌کاران تندرو در آمریکا، همراه با رئیس‌جمهوری که رویکردی جاه‌طلبانه داشت، بر این باور بودند که پروژه‌ای را که دولت‌های پیشین آمریکا از جمله دولت جورج بوش، باراک اوباما و جو بایدن در تحقق آن ناکام مانده بودند، در این مقطع به سرانجام برسانند.اما ایران در این جنگ یک مفهوم جدید را خلق کرد. در ادبیات راهبردی و نظامی جهان، مفهومی با عنوان «روز دوم جنگ» وجود دارد؛ یعنی اینکه کشوری که مورد تهاجم قرار گرفته، در روز دوم چه واکنشی نشان می‌دهد؟ آیا تسلیم می‌شود، فرو می‌پاشد یا مقاومت می‌کند؟آنچه در ایران رخ داد، فراتر از این مفهوم بود. پس از ضربه سنگینی که در ساعات اولیه جنگ وارد شد و تعدادی از فرماندهان به شهادت رسیدند، انتظار طرف مقابل این بود که ساختار تصمیم‌گیری کشور دچار اختلال شود. اما ایران در فاصله‌ای کوتاه توانست خود را بازیابی کرده و واکنشی قاطع و مؤثر نشان دهد.به همین دلیل معتقدم ایران مفهوم «روز دوم جنگ» را به «ساعت دوم جنگ» تبدیل کرد. یعنی کشوری که مورد تهاجم قرار گرفته بود، در همان ساعات نخست توانست انسجام فرماندهی و هماهنگی نهادی خود را بازسازی کند و پاسخ متقابل بدهد. این تجربه به گمان من در آینده در آکادمی‌های نظامی جهان مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
۲۲ MB
شکست سناریوی براندازی، رسانه‌های معارض را با بحران محتوا مواجه کردفارس: شما گفتید که وقتی دشمنان در جنگ به اهداف خود نرسیدند مجموعه رسانه‌های همسو با آنان دچار نوعی سردرگمی و بی‌برنامگی شدند، در این باره بیشتر توضیح دهید.شمس‌الواعظین: بله. واقعیت این است که بخش مهمی از رسانه‌های معارض، راهبرد رسانه‌ای خود را بر پایه یک فرض مشخص بنا کرده بودند؛ اینکه نظام سیاسی ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد. طبیعی است وقتی این فرض محقق نمی‌شود، نه‌تنها اعتبار تحلیل‌های آن‌ها زیر سؤال می‌رود، بلکه در تولید محتوا نیز با چالش مواجه می‌شوند.رسانه‌ای که تمام ظرفیت خود را بر یک سناریوی مشخص متمرکز کرده باشد، پس از شکست آن سناریو ناچار است در راهبردها و روایت‌های خود بازنگری کند. به همین دلیل می‌توان گفت بخشی از کاهش اثرگذاری این رسانه‌ها ناشی از فاصله گرفتن تحلیل‌هایشان از واقعیت‌های میدانی و اجتماعی ایران است.البته بقای یک رسانه صرفاً به یک موضوع وابسته نیست و عوامل متعددی در تداوم یا افول آن نقش دارند، اما تردیدی وجود ندارد که ناکامی در تحقق پیش‌بینی‌های اصلی، بر اعتبار و نفوذ رسانه‌ای آن‌ها تأثیر قابل توجهی گذاشته است.
۲۲ MB
رسانه‌های معارض از روایت‌سازی به «کار آرشیوی» رسیده‌اندفارس: یعنی می‌توان گفت این رسانه‌ها دیگر محتوایی برای عرضه به جامعه ندارند و به این نتیجه رسیده‌اند که عملاً به بن‌بست رسیده‌اند؟شمس‌الواعظین: ببینید، وقتی شما برای یک سفر برنامه‌ریزی می‌کنید، مقصد، مسیر و هدف خود را از پیش تعیین می‌کنید. اما اگر در میانه راه اتفاقی رخ دهد و به مقصد نرسید، ناچار هستید یا اهداف تاکتیکی خود را تغییر دهید یا منتظر شرایط جدیدی بمانید تا مسیر آینده مشخص شود.واقعیت این است که در جنگ ۱۲ روزه و تحولات پس از آن، شگفتی بزرگی برای بسیاری از ناظران بین‌المللی و حتی برخی بازیگران منطقه‌ای رخ داد. همه طراحی‌های رسانه‌ای و سیاسی آنان بر این فرض استوار بود که با وارد کردن ضربه نخست، حلقه‌های اصلی نظام سیاسی ایران از هم خواهد گسست. تولید محتوا، تحلیل‌ها و روایت‌های رسانه‌ای آن‌ها نیز دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته بود.اما وقتی این سناریو محقق نشد، با بحران راهبردی مواجه شدند. ناگهان در مدیریت تولید محتوا برای مرحله پس از ناکامی دچار سردرگمی شدند و واقعاً نمی‌دانستند چه مسیری را باید دنبال کنند.البته ماجرا تنها به رسانه‌ها محدود نماند. سطح بازی از رسانه‌ها و حتی از برخی کشورهای منطقه فراتر رفت و به رقابت میان قدرت‌های بزرگ کشیده شد. در واقع، یک قدرت منطقه‌ای به نام ایران در برابر آمریکا و اسرائیل قرار گرفت و همین مسئله موجب شگفتی بسیاری از ناظران شد.
به تبع این وضعیت، رسانه‌های معارض نیز دچار نوعی بهت و کمبود محتوا شدند. امروز اگر عملکرد آن‌ها را بررسی کنید، مشاهده می‌کنید که بخش قابل توجهی از تولیداتشان به بازخوانی و مرور رویدادهای گذشته اختصاص یافته است. در ادبیات رسانه‌ای به این وضعیت «کار آرشیوی» گفته می‌شود؛ یعنی به جای تولید روایت‌های تازه و ابتکار عمل رسانه‌ای، ناچار به بازگشت به موضوعات گذشته شده‌اند. به نظر من این وضعیت تا مرحله بعدی تحولات نیز ادامه خواهد داشت.
۱۷ MB
دشمن پس از ناکامی در ۱۸ و ۱۹ دی، به سمت جنگ مستقیم حرکت کردفارس: اشاره‌ای به حوادث ۱۸ و ۱۹ دی داشتید. آیا می‌توان این حوادث را در امتداد جنگ تحمیلی دانست یا اینکه پس از ناکامی دشمن در آن مقطع، وارد فاز جنگ مستقیم شد؟شمس‌الواعظین: من همان زمان نیز این تحلیل را مطرح کرده بودم که رویدادهای ۱۸ و ۱۹ دی را باید مرحله‌ای از یک پروژه بزرگ‌تر تلقی کرد. از نگاه من، آن حوادث در امتداد همان تقابل و بخشی از یک فرآیند بودند. زمانی که اهداف مورد نظر در آن مرحله محقق نشد، طرف مقابل به سمت گزینه‌های گسترده‌تر و در نهایت جنگ مستقیم حرکت کرد.ویژگی مهم حوادث ۱۸ و ۱۹ دی این بود که نوعی درهم‌آمیختگی میان مطالبات و مشکلات واقعی مردم با پروژه‌های سازمان‌یافته براندازانه به وجود آمده بود. به همین دلیل تفکیک میان مطالبات معیشتی و اجتماعی از اهداف و برنامه‌های گروه‌های سازمان‌یافته بسیار دشوار شده بود.من همان زمان نیز تأکید می‌کردم که تشخیص مرز میان اعتراضات واقعی مردم و اقدامات سازمان‌یافته برای براندازی کار آسانی نیست. این مسئله برای نیروهایی که در میدان حضور داشتند نیز پیچیدگی‌های فراوانی ایجاد کرده بود.
این وضعیت را می‌توان با شرایطی مقایسه کرد که در جریان جنگ و تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس به وجود آمد. در آنجا نیز گاهی تفکیک میان تأسیسات و منافع ملی یک کشور با پایگاه‌ها و ظرفیت‌های نظامی آمریکا که در همان کشور مستقر بودند، دشوار می‌شد. وقتی یک پایگاه نظامی در اختیار عملیات و پروازهای نظامی قرار می‌گیرد، طبیعتاً از منظر نظامی دیگر یک هدف صرفاً غیرنظامی تلقی نمی‌شود.به همین دلیل معتقدم در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی نیز تفکیک میان لایه‌های مختلف ماجرا بسیار دشوار بود و شاید به همین علت بود که رهبر انقلاب و مسئولان کشور در مواضع خود تلاش کردند میان مردم عادی و عناصر سازمان‌یافته تفاوت قائل شوند.
تهدید خارجی بسیاری از شکاف‌های داخلی را به حاشیه بردفارس: زمانی که آمریکا به ایران حمله کرد و هم‌زمان با شوک ناشی از ترور رهبر معظم انقلاب و برخی فرماندهان و شخصیت‌های ارشد کشور، بسیاری تصور می‌کردند که کشور وارد دوره‌ای از سردرگمی خواهد شد. اما از همان ساعات نخست شاهد حضور مردم در صحنه و شکل‌گیری نوعی انسجام ملی بودیم. تحلیل شما از این انسجام چیست؟شمس‌الواعظین: یکی از ویژگی‌های مهم جنگ‌های میهنی در سراسر جهان همین مسئله است. هنگامی که یک ملت احساس می‌کند موجودیت، سرزمین یا استقلالش در معرض تهدید قرار گرفته، بسیاری از اختلافات و شکاف‌های داخلی موقتاً به حاشیه می‌روند و نوعی همبستگی ملی شکل می‌گیرد. آنچه در ایران رخ داد نیز تا حد زیادی از همین جنس بود. بخش مهمی از جامعه، صرف‌نظر از دیدگاه‌های سیاسی و اختلاف‌نظرهای موجود، در برابر تهدید خارجی احساس مسئولیت مشترک پیدا کرد. به همین دلیل شاهد بودیم که در همان ساعات اولیه، مردم در صحنه حاضر شدند و این حضور هم از نظر روانی و هم از نظر اجتماعی، پشتوانه مهمی برای نیروهای مسلح و ساختار تصمیم‌گیری کشور ایجاد کرد.این پدیده در بسیاری از کشورها و در جریان جنگ‌های میهنی سابقه داشته است، اما آنچه در ایران رخ داد، سرعت شکل‌گیری این انسجام و تداوم آن در هفته‌های بعد بود؛ موضوعی که برای بسیاری از تحلیلگران خارجی نیز قابل توجه و در برخی موارد غیرمنتظره بود.
به اعتقاد من، دشمنان ایران یا تاریخ ایران را مطالعه نکرده بودند یا مطالعه دقیقی از آن نداشتند. با وجود همه مشکلات، اختلاف‌نظرها و چالش‌هایی که در کشور وجود دارد، تجربه نشان داده است که در جنگ‌های میهنی نوعی اتحاد ملی شکل می‌گیرد و جامعه حول دفاع از کشور به هم نزدیک می‌شود.در همین مدت، بسیاری از همکاران روزنامه‌نگار از من سؤال می‌کردند که چرا در برخی موضوعات موضع‌گیری خاصی نداشته‌ام یا چرا از برخی اقدامات تقدیر شده است. پاسخ من این بود که اتفاق ویژه‌ای رخ نداده و صرفاً به پروتکل‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگاری بحران عمل کرده‌ام.در همه دنیا، در جنگ‌های میهنی و همچنین در شرایط بحرانی ناشی از بلایای طبیعی و انسانی، روزنامه‌نگاران وظایف مشخصی دارند. در چنین شرایطی، رسانه‌ها ضمن حفظ اصول حرفه‌ای، در کنار جامعه و ساختارهای مدیریت بحران قرار می‌گیرند تا از گسترش آشفتگی و بحران جلوگیری شود.برای مثال، در پروتکل‌های روزنامه‌نگاری جنگ، درباره برخی اخبار حساس ملاحظات مشخصی وجود دارد. فرض کنید در ساعات اولیه یک درگیری، خبر مربوط به آسیب دیدن عالی‌ترین مقامات کشور بدون هیچ ملاحظه‌ای منتشر شود. چنین اقدامی می‌تواند موجب برهم خوردن تعادل روانی جامعه و ایجاد اختلال در فرآیند فرماندهی و کنترل شود.
به همین دلیل در بسیاری از کشورها، انتشار برخی اطلاعات حساس تا زمان تثبیت شرایط و آغاز واکنش‌های لازم به تعویق می‌افتد. این موضوع لزوماً به معنای سانسور نیست، بلکه بخشی از سازوکارهای مدیریت بحران و جلوگیری از پیامدهای ناخواسته در شرایط جنگی است.همان‌گونه که بیمارستان‌ها، پزشکان، امدادگران و سایر نهادهای مسئول در زمان جنگ وظایف ویژه‌ای بر عهده دارند، روزنامه‌نگاران نیز مسئولیت‌های حرفه‌ای خاص خود را دارند. هیچ‌کدام از این گروه‌ها نمی‌توانند صرفاً بر اساس سلیقه شخصی از ایفای نقش حرفه‌ای خود در شرایط بحرانی خودداری کنند.از این منظر، همبستگی اجتماعی شکل‌گرفته در جریان جنگ قابل پیش‌بینی بود، هرچند شاید گستردگی آن در این سطح برای بسیاری از ناظران قابل پیش‌بینی نبود. البته معتقدم این همبستگی زمانی کامل‌تر خواهد شد که بتواند تنوع و تکثر موجود در جامعه ایران را نیز به‌طور کامل بازتاب دهد.امروز اگرچه درگیری نظامی متوقف شده است، اما همچنان در مرحله‌ای از چالش‌های سیاسی و دیپلماتیک قرار داریم و این روند ادامه خواهد داشت.
۲۷ MB
باید از همه ظرفیت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مدیریتی کشور استفاده شود فارس: اشاره‌ای به مسئولیت روزنامه‌نگاران داشتید. به نظر می‌رسد سلبریتی‌ها، هنرمندان و چهره‌های شناخته‌شده اجتماعی نیز در چنین شرایطی دارای مسئولیت اجتماعی هستند. با این حال، برخی از آن‌ها در قبال حوادث اخیر سکوت کردند. تحلیل شما از این سکوت چیست؟شمس‌الواعظین: بخشی از این مسئله محصول انباشت اختلافات، شکاف‌ها و فاصله‌هایی است که طی سال‌های گذشته میان بخش‌هایی از جامعه و ساختار سیاسی کشور شکل گرفته است. به همین دلیل نمی‌توان با نگاهی کاملاً یک‌طرفه به این موضوع پرداخت.بخش دیگری از ماجرا نیز به ملاحظات و احتیاط‌های شخصی یا حرفه‌ای برخی چهره‌های شناخته‌شده بازمی‌گردد. اما یک نکته مهم‌تر نیز وجود دارد؛ سلبریتی‌ها و نخبگان اجتماعی معمولاً رفتار و موضع‌گیری خود را در ارتباط با فضای عمومی نخبگان سیاسی و مدیران کشور تنظیم می‌کنند.در بسیاری از کشورهای جهان، هنگام بروز بحران‌های بزرگ ملی، شاهد حضور و همگرایی چهره‌های مختلف سیاسی هستیم. برای نمونه، پس از حوادثی مانند ۱۱ سپتامبر در آمریکا، رؤسای جمهور سابق و شخصیت‌های برجسته سیاسی، فارغ از اختلافات حزبی، در کنار یکدیگر قرار گرفتند و پیام وحدت ملی را به جامعه منتقل کردند.
در جریان جنگ اخیر نیز یکی از پرسش‌های جدی این بود که چرا ظرفیت چهره‌های باتجربه و مدیران سابق کشور کمتر در معرض دید قرار گرفت. من از این وضعیت با عنوان «نیمکت ذخیره سیاست» یاد می‌کنم.در یک تیم فوتبال، نیمکت ذخیره همواره آماده است تا در صورت نیاز وارد میدان شود و به تیم کمک کند. در بحران‌های ملی نیز جامعه انتظار دارد از ظرفیت مدیران، مسئولان و چهره‌های با تجربه گذشته استفاده شود. هنگامی که این حضور کمتر دیده می‌شود، طبیعی است که بر رفتار و موضع‌گیری بخشی از نخبگان اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیر بگذارد.به همین دلیل معتقدم برای تقویت انسجام ملی، باید از همه ظرفیت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مدیریتی کشور استفاده شود تا پیام وحدت و همبستگی به شکلی فراگیرتر به جامعه منتقل گردد.
۲۴ MB
برای تقویت انسجام ملی، حضور چهره‌های باتجربه و مرجع ضروری استفارس: در بحث همبستگی ملی، برخی معتقدند بخشی از نخبگان سیاسی و اجتماعی آن‌گونه که انتظار می‌رفت در صحنه حضور پیدا نکردند. ارزیابی شما چیست؟شمس‌الواعظین: من معتقدم در جنگ‌های میهنی، اتحاد و همبستگی باید هم در بدنه سیاسی و هم در بدنه اجتماعی کشور به شکل آشکار و ملموس دیده شود. این همبستگی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های موفقیت و پیروزی در شرایط بحرانی است.در همین چارچوب، بارها این سؤال را مطرح کردم که چرا برخی چهره‌های سیاسی شناخته‌شده، رؤسای جمهور سابق، شخصیت‌های برجسته و چهره‌های تأثیرگذار کشور حضور پررنگ‌تری در عرصه عمومی نداشتند. در چنین شرایطی صرف صدور بیانیه کافی نیست؛ جامعه نیاز دارد حضور عملی و نمادین چهره‌های ملی را مشاهده کند.البته باید منصف بود. در جنگ اخیر، بخشی از خلأ ناشی از کم‌کاری یا کم‌حضوری برخی لایه‌های اجتماعی و سیاسی، توسط نیروهای مسلح جبران شد. عملکرد نیروهای مسلح، ارتش، سپاه و سایر بخش‌های دفاعی کشور توانست بخش مهمی از فشارهای ناشی از این شکاف‌ها را پوشش دهد.اگر این نقش‌آفرینی مؤثر وجود نداشت، ممکن بود کشور همچنان با پیامدهای ناشی از برخی گسل‌ها و شکاف‌های اجتماعی دست‌وپنجه نرم کند. به همین دلیل معتقدم یکی از عوامل غافلگیرکننده برای طرف مقابل نیز همین توانایی کشور در عبور از شرایط بحرانی و ایجاد انسجام عملی در میدان بود.
۲۴ MB
تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران در معادلات جدید ژئوپلیتیکیفارس: اگر بخواهیم این بحث را جمع‌بندی کنیم، آینده جمهوری اسلامی ایران را پس از این تحولات چگونه ارزیابی می‌کنید؟شمس‌الواعظین: برخی مراکز مطالعاتی بین‌المللی معتقدند که ایران پس از این تحولات با جایگاه متفاوتی در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی روبه‌رو خواهد شد. من نیز معتقدم نشانه‌هایی وجود دارد که بیانگر افزایش وزن ژئوپلیتیکی و راهبردی ایران در غرب آسیاست.یکی از مهم‌ترین عوامل این موضوع، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران و نقش آن در تنگه هرمز است. ایران در این دوره نشان داد که چگونه می‌تواند یک موقعیت جغرافیایی را به یک ظرفیت راهبردی و ژئوپلیتیکی تبدیل کند.اگر این موقعیت تثبیت شود، ایران می‌تواند از سطح یک بازیگر صرفاً تأثیرپذیر به سطح یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی ارتقا پیدا کند. معنای عملی این وضعیت آن است که در معادلات بازدارندگی، ایران از ابزارهای بیشتری برای دفاع از منافع ملی خود برخوردار خواهد شد.
۱۸ MB
دولت در مدیریت شرایط جنگی نمره قبولی گرفتفارس: عملکرد دولت را در جریان جنگ چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به‌ویژه در حوزه مدیریت داخلی و اداره کشور.شمس‌الواعظین: اگر دولت را به معنای مجموعه حاکمیت و ساختار اجرایی کشور در نظر بگیریم، معتقدم در مدیریت شرایط فوق‌العاده عملکرد قابل قبولی داشت.مدیریت حوزه‌های معیشتی، تأمین سوخت، انرژی، برق، کالاهای اساسی و همچنین ساماندهی جابه‌جایی جمعیت در شرایط بحرانی از جمله مواردی بود که نسبتاً مطلوب مدیریت شد.برای مثال، در مقاطعی که بخشی از جمعیت به مناطق امن‌تر کشور منتقل شدند، دولت توانست با انتقال امکانات و منابع به مناطق پرجمعیت، از بروز بحران‌های جدی در حوزه تأمین کالاهای اساسی جلوگیری کند. این مسائل شاید در شرایط عادی چندان به چشم نیاید، اما در شرایط جنگی اهمیت بسیار بالایی دارند.البته در کنار نقاط قوت، انتقاداتی نیز وجود دارد. به نظر من، در برخی موارد تلاش شد شرایط فوق‌العاده با ظاهری عادی مدیریت شود. این رویکرد اگرچه با نیت حفظ آرامش جامعه انجام می‌شود، اما در برخی موارد می‌تواند مخاطراتی نیز به همراه داشته باشد؛ زیرا در شرایط جنگی همواره باید برای سناریوهای مختلف و تحولات پیش‌بینی‌نشده آمادگی داشت.با این حال، در مجموع دولت توانست کشور را از این مرحله دشوار عبور دهد و در حوزه مدیریت اجرایی نمره قابل قبولی کسب کند.به نظر من یکی از نکات مهم این بود که ایران در عین حفظ آمادگی دفاعی، همزمان مسیر دیپلماسی را نیز فعال نگه داشت.
همواره گفته‌ام که هدف نهایی جنگ‌ها در نهایت رسیدن به صلح است؛ اما صلحی که بر پایه حفظ منافع و امنیت ملی شکل گرفته باشد. ایران نیز تلاش کرد پس از ایجاد موازنه و بازدارندگی، مسیر توقف درگیری و حرکت به سمت راه‌حل‌های سیاسی را دنبال کند.در این میان باید تأکید کنم که موفقیت‌های دیپلماتیک حاصل عملکرد یک نهاد خاص نیست، بلکه محصول همکاری و هماهنگی مجموعه نهادهای تصمیم‌گیر کشور است. شورای عالی امنیت ملی، دستگاه دیپلماسی، نیروهای مسلح و سایر بخش‌های مرتبط هر یک نقش خود را ایفا کردند.با وجود ضربات و فشارهایی که در آغاز جنگ وارد شد، کشور توانست از مرحله بحران عبور کند و به شرایطی باثبات‌تر برسد. امیدوارم این روند در نهایت به توسعه، آرامش و بهبود شرایط زندگی مردم منجر شود.
۳۷ MB
انتقال تهدید به خارج از مرزها، مهم‌ترین مؤلفه راهبردی ایران بودفارس: شما پیش‌تر به برخی دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب درباره تحولات منطقه اشاره کرده بودید. به نظر شما کدام یک از این دیدگاه‌ها در تحولات اخیر بیشتر خود را نشان داد؟شمس‌الواعظین: یکی از مفاهیمی که همواره مورد تأکید رهبر انقلاب بوده، انتقال چالش‌ها و تهدیدها به خارج از حوزه جغرافیایی و امنیتی کشور پیش از آن است که این تهدیدها به داخل مرزهای ملی منتقل شوند.این نگاه بر این مبنا استوار است که هر کشوری برای حفظ امنیت خود باید تهدیدها را در مراحل اولیه شناسایی و مدیریت کند و اجازه ندهد بحران مستقیماً به داخل سرزمین اصلی منتقل شود.به اعتقاد من، بخشی از تحولات سال‌های اخیر را می‌توان در چارچوب همین رویکرد راهبردی تحلیل کرد؛ رویکردی که بر ایجاد عمق راهبردی، افزایش بازدارندگی و جلوگیری از انتقال مستقیم تهدیدها به داخل کشور تأکید دارد.به نظر من دو مفهوم راهبردی در این زمینه اهمیت ویژه‌ای دارد. نخست، اصل انتقال چالش و تهدید به حوزه استحفاظی طرف مقابل، پیش از آنکه آن تهدید به جغرافیای داخلی کشور منتقل شود.آنچه طی سال‌های گذشته تحت عنوان عمق راهبردی و ایجاد موازنه در محیط پیرامونی ایران مطرح می‌شد، بر همین مبنا استوار بود. تحولات سوریه و تضعیف برخی از حلقه‌های این زنجیره نشان داد که این رویکرد تا چه اندازه در محاسبات امنیتی و راهبردی اهمیت داشته است.
مفهوم دوم، توجه ویژه به توسعه توان موشکی و ظرفیت‌های هوافضایی کشور بود. سال‌ها پیش تأکید می‌شد که ایران در شرایط محدودیت‌های تسلیحاتی و عدم دسترسی به بسیاری از تجهیزات پیشرفته، باید بر توانمندی‌های بومی خود تکیه کند.امروز مشاهده می‌کنیم که بخش مهمی از توان بازدارندگی ایران بر همین ظرفیت‌ها استوار شده است. آنچه در جریان جنگ اخیر رخ داد، نشان داد که توان موشکی در ایجاد موازنه و جلوگیری از تحمیل اراده طرف مقابل نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرده است.به اعتقاد من، یکی از عوامل اصلی جلوگیری از تسلیم ایران و همچنین ایجاد بازدارندگی مؤثر، همین ظرفیت‌هایی بود که طی سال‌های گذشته ایجاد شده است.
۳۵ MB
ادامه جنگ می‌توانست دامنه درگیری را به مسیرهای حیاتی انرژی گسترش دهدفارس: برخی معتقدند اگر جنگ ادامه پیدا می‌کرد، ابعاد درگیری گسترده‌تر می‌شد. ارزیابی شما چیست؟شمس‌الواعظین: به نظر من روند تحولات نشان می‌داد که به تدریج ماهیت درگیری در حال تغییر بود. در روزهای پایانی، تمرکز صرفاً بر حملات مستقیم نبود و برخی زیرساخت‌ها و مراکز اقتصادی نیز در معرض تهدید قرار گرفتند.در عین حال، بخشی از رقابت و تقابل به حوزه‌های دریایی و مسیرهای حیاتی انرژی منتقل شده بود. این مسئله نشان می‌دهد که درگیری‌ها صرفاً در سطح نظامی باقی نمی‌مانند و ابعاد اقتصادی، ژئوپلیتیکی و راهبردی نیز پیدا می‌کنند.خوشبختانه در این مرحله، طرفین به سمت مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش دامنه درگیری حرکت کردند و این موضوع مانع از ورود منطقه به شرایط پیچیده‌تر شد.
توان دفاعی باید متناسب با جغرافیا و تهدیدات هر کشور تعریف شودفارس: درباره برد موشکی نیز پیش‌تر دیدگاه‌هایی مطرح کرده بودید. آیا همچنان معتقدید که این توانمندی باید توسعه پیدا کند؟شمس‌الواعظین: در علوم راهبردی یک اصل شناخته‌شده وجود دارد و آن این است که توان دفاعی کشورها باید متناسب با جغرافیا، تهدیدات و محیط امنیتی آن‌ها تعریف شود.هر کشوری بر اساس وسعت سرزمینی، موقعیت ژئوپلیتیکی و نوع تهدیداتی که با آن مواجه است، نیازهای دفاعی خود را تنظیم می‌کند. در این چارچوب، توان موشکی نیز بخشی از محاسبات بازدارندگی محسوب می‌شود.اصل مهم این است که هر کشوری بتواند از تمامیت ارضی و منافع ملی خود دفاع کند و برای این منظور ابزارهای متناسب با شرایط خود را در اختیار داشته باشد.
۱۵ MB
مهم‌ترین ضرورت ایران در دوران پساجنگفارس: بسیاری تحلیلگران معتقدند ایران برنده این جنگ بوده است. ارزیابی شما چیست؟واقعیت این است که اهداف اعلامی طرف مقابل به طور کامل محقق نشد و در عین حال ایران نیز توانست از مرحله‌ای بسیار دشوار عبور کند. به نظر من، مهم‌ترین نکته این است که ایران شکست نخورد و طرف مقابل نیز به تمامی اهداف خود دست پیدا نکرد. اکنون وارد مرحله‌ای شده‌ایم که رقابت و تقابل بیش از آنکه در میدان نظامی دنبال شود، در عرصه دیپلماسی، مذاکرات و معادلات سیاسی ادامه خواهد یافت.به همین دلیل معتقدم مرحله جدیدی آغاز شده است؛ مرحله‌ای که موفقیت در آن نیازمند حفظ انسجام ملی، هماهنگی نهادها و پرهیز از چندصدایی‌های غیرضروری در مسائل راهبردی کشور است.
مذاکرات پیش رو پیچیده، حساس و زمان‌بر خواهد بودفارس: آینده مذاکرات را چگونه می‌بینید؟شمس‌الواعظین: تصور می‌کنم مذاکرات پیش رو، مذاکراتی پیچیده و زمان‌بر خواهد بود. اختلافات و موضوعات مورد بحث گسترده است و نمی‌توان انتظار داشت همه مسائل در مدت کوتاهی حل‌وفصل شود.اما در عین حال معتقدم دستگاه دیپلماسی ایران از تجربه و ظرفیت قابل توجهی برخوردار است و می‌تواند در این مسیر از منافع ملی کشور دفاع کند. مهم آن است که همان انسجامی که در دوران بحران و جنگ مشاهده شد، در عرصه دیپلماسی نیز حفظ شود.
حفظ انسجام ملی در شرایط حساس یک ضرورت راهبردی استفارس: اگر نکته پایانی دارید، بفرمایید.شمس‌الواعظین: نکته پایانی من درباره مسئولیت رسانه‌ها و نخبگان در شرایط حساس کشور است. در چنین مقاطعی، رعایت اصول حرفه‌ای، دقت در انتشار اخبار و توجه به ملاحظات امنیت ملی اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.اختلاف دیدگاه‌های سیاسی امری طبیعی است، اما نباید اجازه داد این اختلافات به شکاف‌هایی تبدیل شود که زمینه سوءاستفاده دشمنان را فراهم کند. پس از عبور از شرایط بحرانی، همه جریان‌ها می‌توانند دیدگاه‌ها و نقدهای خود را مطرح کنند، اما در مقاطع حساس، حفظ وحدت رویه و انسجام ملی یک ضرورت راهبردی است.امیدوارم همان‌گونه که کشور از مرحله دشوار جنگ عبور کرد، در عرصه دیپلماسی و توسعه ملی نیز بتواند به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا کند.
۱۶ MB
جدیدترین و مهم‌ترین اخبار سیاسی، دفاعی و امنیتی را با دنبال کردن صفحه سیاست (اینجا) بخوانید.
13:50 - 10 خرداد 1405

3 بازنشر7 واکنش
61٫7k بازدید



3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌مهدی مقدسی‌
@user17681625561510 خرداد 1405
نمیدونم جناب فارس چه علاقه‌ای به ایشون دارهصحبت های ایشون اکثرا تکراری هست،فقط دوست دارید یک اصلاح طلب ازتون تعریف کنه رپورتاژش رو برید

تصویر نمایه‌ی ‌حسین اسدی نیا‌
@asadinia10 خرداد 1405
در پاسخ به
ایشون یادمه زمانی مغضوب بود و بنیانگذار مطبوعات زنجیره ایی اصلاح طلبان ولی گویا الان که دیگه مطبوعات زنجیره ایی اجازه فعالیت ندارن اومده طرف حاکمیت

@user170910052741738698210 خرداد 1405
در پاسخ به
برای شکست دشمن و گرفتن انتقام، #باید_بمب_اتم_بسازیم