مردی که خاطره‌اش بر دوش تاریخ ماند

در روز وداع، ایران تنها پیکر یک رئیس‌جمهور را به خاک نسپرد، بلکه بار سنگین یک خاطره جمعی و ماندگار را از مردی جهادی، وفادار به آرمان‌های انقلاب و خدمت به مردم، بر دوش کشید.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: در نخستین سالگرد شهادت خادم الرضا، به آن روز باشکوه و غم‌انگیز بازمی‌گردیم؛ روز بدرقه، روزی که بر دل ایرانیان غم غلبه کرد، به آن روز برمی‌گردیم اما نه فقط برای مرور یک حادثه، بلکه برای زنده نگه‌داشتن مسیری که از عدالت آغاز شد، با خدمت ادامه یافت و با شهادت به اوج رسید. آن روز آسمان هنوز به روشنی کامل نرسیده بود و دل‌های مردم شهر طور عجیبی در تپش بود. نسیمی آرام از کوچه‌های خواب‌آلود تهران می‌گذشت، اما خیابان انقلاب بیدار بود. مردم، با چشمانی بیدار از شبِ بی‌خوابِ دلتنگی، به سوی دانشگاه تهران حرکت می‌کردند.آن روز قرار نبود تنها پیکر یک رئیس‌جمهور بدرقه شود، مردم ایران قرار بود خادمی را با بدرقه باشکوه خود به خانه‌اش بازگردانند که با دستان پینه‌بسته و دلی پر از عشق، راه خدمت را تا قله شهادت پیموده بود.
نماز بر پیکر شهید در سکوتی سنگینصدای قدم‌ها، زمزمه‌ها، نوحه‌ها، اشک‌ها و آیه‌های قرآن در هم تنیده بود. پیکر مطهر شهید آیت‌الله رئیسی و همراهانش، آرام در میان صلوات مردم وارد دانشگاه تهران شد. هنوز آفتاب بر فراز شهر ننشسته بود که خورشیدی دیگر در دل مردم غروب کرده بود. پوسترهایی از چهره آرام این مرد، در کنار تصویر حاج قاسم، بالا رفته بود؛ دو مرد از دو راه، با یک مقصد؛ خدمت و شهادت.رهبر انقلاب، در میان سکوتِ جمعیت در محل برگزاری مراسم حاضر شدند و دقایقی بعد با قامتی استوار، اما غم بزرگی در دل و بغضی در گلو، نماز میت را بر پیکر شهید جمهور اقامه کردند.گونه آقا که خیس شد، بغض‌ها شکستند، صدای گریه جمعیت از غمی که در صدای رهبرمان بود بلند شد و کمی بعد سکوتی سنگین بر دل‌ها نشست؛ گویی زمان برای لحظاتی ایستاد.
بدرقه از انقلاب تا آزادی تشییع آغاز شد. جمعیت، چون موجی خروشان، از دانشگاه تا میدان آزادی جاری شد. صلوات، روضه، سینه‌زنی، و نجوای "یا حسین" فضا را پر کرده بود. مردی با صدای گرفته فریاد می‌زد: «خدایا این پیکر خسته، این مرد دل‌سوخته را به سلامت به آستان رضای مظلوم برسان...»سفر وداع از قم تا حرماز تهران تا قم، از فیضیه تا جمکران، و از آنجا تا حرم مطهر رضوی، سفر وداع ادامه داشت. مصلی تهران در شب وداع، لبریز از اشک و روضه بود. قم با گریه زائران و مردم شهر، زمزمه دعای فرج و وداعی عارفانه با پیکر شهید جمهور، رنگی از غربت گرفت. وقتی پیکر شهید در حرم حضرت معصومه (س) طواف داده شد، اشک از دیدگان جاری شد؛ گویی خواهر امام رضا به استقبال خادمی آمده که سال‌ها عاشقانه نام او را زمزمه کرده بود.
بازگشت خادم به خانه با ردای شهادتو نهایتاً، مشهد. شهری که همیشه مقصد زیارت‌هایش بود، حالا میزبان وداع ابدی‌اش شد. عصر جمعه، صدای نقاره‌خانه برخاست؛ نه برای بشارت شفا، بلکه برای استقبال از کسی که عمرش را وقف این آستان کرده بود.پیکر بر گرد ضریح چرخانده شد. مردم می‌گریستند و لب می‌جنباندند: «یا علی بن موسی‌الرضا، این خادمت برگشت؛ اما این بار با ردای شهادت.»
او رفت، اما راهش مانداین طواف، طواف وداع بود. وداع با مردی که ریاست را عبادت دید، قدرت را وسیله‌ای برای خدمت دانست و سیاست را با اخلاص گره زد. او نه سیاستمداری پشت میز نشین بود، نه مردی از جنس فاصله‌ها. او در دل مردم زیست. از سیستان و بلوچستان تا زاهدان، از مناطق زلزله‌زده کرمانشاه تا محروم‌ترین محله‌های پایتخت، رئیسی همیشه آنجا بود که درد بود. همان‌جا که چشم‌ها منتظر امیدی می‌گشتند، صدایش بلند می‌شد.در روز وداع، ایران تنها پیکر یک رئیس‌جمهور را به خاک نسپرد، بلکه بار سنگین یک خاطره جمعی و ماندگار را از مردی جهادی، وفادار به آرمان‌های انقلاب و خدمت به مردم، بر دوش کشید؛ کسی که نماد تلاش بی‌وقفه و ایستادگی در مسیر پیشرفت و عزت ملی بود و روحیه جهادی‌اش تا همیشه در دل ملت زنده خواهد ماند.میلیون‌ها نفر آمدند؛ از دختری که زیر لب می‌گفت «او برایمان پدری کرد»، تا مردی که می‌گفت «هر بار مشهد می‌آمدم، دعایم این بود که سایه‌اش از سرمان کم نشود». امروز او دیگر زیر سایه امام رضاست؛ در جوار آن امامی که از نوجوانی به عشقش زیسته بود.
رئیسی رفت، اما راهش، یادش و دعای شبانه‌اش در دل‌ها ماند. او رفت اما امروز، نامش در میان مردم طنین‌انداز است؛ نه فقط به عنوان یک رئیس‌جمهور، بلکه به عنوان یک خادم، یک مجاهد، و یک شهید. مردم او را در صحن حرم می‌جویند، در دعای فرج، در زیارت عاشورا، و در عزم خود برای ادامه همان راه.و این جمله، در گوش شهر می‌پیچد: « السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا، و علی خادمک الشهید...»
23:07 - 30 اردیبهشت 1404




2 پاسخ

@Shaer31 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
آری خلف صالح مادر بودیتو سیدی از تبار حیدر بودی

@Alirezapor31 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
درود خدا بر مدیر جهادی و مردمی شهید رئیسی عزیز