ظهور یک چالش بزرگ در نیروی هوایی ایالات متحده
بحرانی جدی در تکنولوژی پهپادهای پیشرفته آمریکایی، پنتاگون را مجبور کرده استراتژی دفاعی خود را از نو بازطراحی کند.
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس - اختلال صدها پهپاد در صورت قطع سیگنالهای حیاتی، کابوسی است که ارتش آمریکا را مجبور کرده به دنبال راهحلهای جدید باشد.پنتاگون که پیشتر بر ساخت پهپادهای گرانقیمت و غولپیکر متکی بود، اکنون به دلیل آسیبپذیری شدید این سامانهها، رویه خود را تغییر داده و به هوش مصنوعی متوسل شده تا پرندههای بیسرنشین را به یک شبکه یکپارچه تبدیل کند. بنابراین دفتر داده و هوش مصنوعی وزارت دفاع آمریکا (CDAO) برای جبران این نقاط ضعف، پروژهای بزرگ را آغاز کرده و شرکت نرمافزاری گامبیت (Gambit) نیز قراردادی از فرماندهی عملیات ویژه ارتش آمریکا دریافت کرده تا مغز متفکر این پهپادها را توسعه دهد.
پهپادها در تاریکی مطلق ناوبری میکنند
نخستین چالش بزرگ در جنگهای پیشرفته، از دست رفتن سیگنالهای ماهوارهای و اختلال در ارتباطات رادیویی است.امروزه نیروهای نظامی با ابزارهای جنگ الکترونیک میتوانند موقعیتیابی جهانی را کور کنند و ارتباط پهپاد با اپراتور انسانی را کاملاً قطع کنند. اگر یک وسیله پرواز کند اما نداند کجاست یا نتواند با مرکز صحبت کند، عملاً به یک قطعه آهن بیمصرف تبدیل میشود.فناوری جدید گامبیت دقیقاً برای همین شرایط بحرانی طراحی شده است؛ محیطهایی که هیچ اینترنت، شبکه یا سیگنال ماهوارهای در آنها وجود ندارد. در این وضعیت، مسئله اصلی دیگر پرواز خودکار یک پهپاد منفرد نیست، بلکه توانایی ۵۰ سامانه ناهمگن برای تقسیم وظایف، شناسایی منطقه و اجرای کامل عملیات بدون نیاز به دستور از مرکز است.
هوش مصنوعی فرماندهی شبکه را بر عهده میگیرد
تصور عامه از هوش مصنوعی محدود به چتباتها یا تولید متن است، اما پنتاگون از این فناوری به عنوان یک لایه ارکستراسیون و فرماندهی استفاده میکند. در این معماری، الگوریتمها هدایت مستقیم ملخها را بر عهده ندارند، بلکه تحلیل میکنند که کدام سامانه آسیب دیده، کدام واحد میتواند وظیفه جدیدی بگیرد و اگر راه ارتباطی قطع شد، چطور عملیات ادامه یابد.حتماً میپرسید وقتی شبکهای در کار نیست، این پهپادها چگونه با هم صحبت میکنند؟ پاسخ در استفاده از شبکه مش (Mesh Network) و ارتباطات محلی است.پژوهشهای مدرسه عالی نیروی دریایی آمریکا نیز نشان میدهد که در شرایط فقدان سیگنالهای ناوبری، سامانه، ناوبری و زمانبندی، خودِ شبکه به بخشی از مغز متفکر سیستم تبدیل میشود و دادهها را میان واحدها دست به دست میکند.
پنتاگون ارتشهای تجاری را وارد میدان میکند
وزارت دفاع آمریکا دیگر بازی را به یک پیمانکار تکمنظوره واگذار نمیکند، بلکه استراتژی خود را بر پایه «تیمکردن تیمها» قرار داده است؛ بنابراین در ارزیابیهای عملیاتی پنتاگون که تحت عنوان کروسیبل ۳ (Crucible 3) پیگیری میشود، غولهای فناوری تجاری و دفاعی کنار هم جمع میشوند.شرکتهایی مانند آندوریل و شیلد ایآی در کنار پالانتیر و لاکهید مارتین ساختار جدیدی را شکل دادهاند. شرکتهای نرمافزاری دیگری مثل هلسینگ، ارووایرونمنت (AeroVironment) و اسکاوت ایآی نیز در این اکوسیستم حضور دارند.هدف ادعایی نیز این است که سازندگان سختافزار، توسعهدهندگان الگوریتم و متخصصان ناوبری، اجزای خود را مثل قطعات لگو به هم متصل کنند تا پنتاگون به چرخه توسعه سرعت ببخشد و از طریق نبردهای نرمافزارمحور بر ضعفهای موجود غلبه کنند.
مغز جنگی پهپادها بنادر را اداره میکند
نکته شگفتانگیز این فناوری، دوگانهکاربرد بودن آن است. همان الگوریتمی که میتواند دهها سامانه رباتیک را در میدان نبرد هماهنگ کند، در دنیای غیرنظامی توانایی اداره کامل یک بندر یا کارخانه بزرگ را دارد.در این راستا مدیرعامل گامبیت، جاش گیگل، تاکید میکند که مرز بعدی فناوری، ساخت وسایل منفرد نیست، بلکه هماهنگی میان آنها است.تصور کنید در یک بندر کاملاً مکانیزه، دهها خودروی خودران و جرثقیل در حال کار هستند؛ اگر یک ماشین خرابی پیدا کند، هوش جمعی یا «Swarm Intelligence» بلافاصله مسیرها را بازآرایی کرده و بار کاری را بدون توقف خط، میان سایر رباتها تقسیم میکند.
انسان همچنان ماشه نهایی را در دست دارد
وقتی تصمیمگیری را به شبکهای از ماشینهای هوشمند واگذار میکنیم، مرزهای اخلاقی و حقوقی به شدت پررنگ میشوند. بعنوان مثال اگر یک پهپاد منفرد اشتباه کند، آسیب محدود است؛ اما اگر یک شبکه خودمختار دچار خطای محاسباتی شود، پیامد آن میتواند یک بحران تمامعیار باشد.با این حال، قوانین جدید پنتاگون نشان میدهد که خودمختاری شبکه به معنی دادن مجوز شلیک خودکار به ماشین نیست.مفهوم تعامل انسان و ماشین تاکید دارد که ماشینها وظیفه شناسایی، ناوبری و هماهنگی را بر عهده میگیرند، اما تعیین قواعد درگیری و مسئولیت نهایی شلیک مرگبار، همچنان بر عهده فرماندهان انسانی باقی خواهد ماند تا جلوی تصمیمات خودسرانه الگوریتمها گرفته شود.
سلسلهی چالشها تمامی ندارد!
اگرچه پنتاگون تلاش میکند با شبکه مش و الگوریتمهای ارکستراسیون مشکلات ناوبری را حل کند، اما این سیستم خودمختار مبتنی بر هوش مصنوعی نیز با نقاط ضعف و چالشهای جدی مواجه است:تأخیر و پهنای باند محدود در شبکه مش: دستبهدست کردن حجم بالای دادهها میان دهها پهپاد در محیطهای پر از نویز الکترونیکی، باعث ایجاد تأخیر در تصمیمگیری و ریزش بستههای داده میشود.احتمال «خطای آبشاری» (Cascading Failure): در یک شبکه همپیمان، اگر چند گره کلیدی یا پهپادهای واسط نابود شوند یا الگوریتم در تحلیل دادههای یک واحد اشتباه کند، این خطای محاسباتی میتواند به کل شبکه سرایت کرده و کل عملیات را مختل سازد.آسیبپذیری در برابر حمله به الگوریتمها: دشمنان میتوانند با ارسال دادههای گمراهکننده یا سیگنالهای جعلی (Data Poisoning)، هوش جمعی شبکه را فریب داده و پهپادها را به تصمیمگیریهای اشتباه یا برخورد با یکدیگر بکشانند.تنگنای تصمیمگیری انسانی: الگوریتمها هدایت مستقیم ملخها را بر عهده دارند اما تعیین قواعد درگیری با انسان است؛ همین مسئله در شرایط قطع کامل ارتباط، یک بنبست ایجاد میکند: یا باید کنترل انسانی حذف شود که خطرات اخلاقی و بحرانآفرین دارد، یا پهپاد در لحظه حساس غیرفعال بماند.
اتکای اجباری به شبکه ارزان به جای سلاحهای گران
فارغ از همهی تحلیلها و جزئیات مطرح شده درباره این راهبرد جدید نظامی و تکنولوژیک، باید گفت تغییر الگوی پنتاگون بیش از آنکه نشاندهنده قدرت مطلق او باشد، اعترافی به ناکارآمدی و آسیبپذیری شدید سلاحهای گرانقیمت چندصد میلیون دلاری در برابر تجهیزات جنگ الکترونیک مدرن است.استفاده از صدها پهپاد ارزانقیمت و قابل تعویض، تلاش آمریکا برای سرپا نگه داشتن توان رزمی خود در صورت انهدام تجهیزات اصلی است تا اگر نیروی مقابل چند پرنده را منهدم کرد، شبکه بتواند خود را بازسازی کند.در واقع میتوان گفت ایالت متحده دریافته است پیروز نبردهای آینده لزوماً کشوری نیست که گرانترین یا بزرگترین پهپادها را میسازد، بلکه قدرتی است که میتواند پیچیدهترین شبکه از ماشینهای ناهمگن را با کمترین وابستگی به انسان و زیرساخت خارجی، مثل یک سیستم عصبی واحد فرماندهی کند.
14:11 - 7 شهریور 1405