رباتها دارند اختراعات را میقاپند
مالکیت معنوی کشفها و اختراعاتی که به کمک هوشمصنوعی انجام شده، متعلق به کیست؟
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس - این سؤال فقط فلسفی نیست؛ در پروندههای حقوقی در ایالات متحده (مثل تالر علیه ویدال) و ماجرای معروف دابوس در اروپا و استرالیا، سرنوشت امتیازنامههایی به ارزش میلیونها دلار بر سر همین واژه «مخترع» رقم خورد. دادگاههای آمریکا و انگلستان حکم دادند تنها انسان میتواند مخترع باشد، اما تصمیم فدرال استرالیا برای نخستین بار اجازه داد هوش مصنوعی به این عنوان شناخته شود.همزمان، شرکتهای فناور مانند اینسیلیکو مدیسین و بِنِوُلِنت هوش مصنوعی با همکاری دانشگاهها، نشان دادهاند که ابزارهای یادگیری عمیق میتوانند زمان کشف دارو را تا چند برابر کاهش دهند و ارزش فناوری را جهش دهند. این همان نقطهای است که علم، قانون و بازار با یکدیگر تلاقی میکنند ــ و آینده پژوهش دانشگاهی در گروی پاسخ به آن است.
وقتی هوش مصنوعی در دفتر اختراعات صف میکشد
در آگوست ۲۰۲۲، قاضیان دادگاه استیناف فدرال آمریکا پروندهای را بررسی کردند که شاید در نگاه اول فانتزی بهنظر میرسید: مخترعی به نام دابوس، اما بدون جسم انسانی. این سامانه هوش مصنوعی، ساخته پژوهشگری به نام استیون تیلر بود؛ ماشینی که ادعا میکرد خود ایده اختراعی را تولید کرده است.رأی دادگاه روشن بود: «اصطلاح مخترع در قانون ثبت اختراع، به شخص طبیعی اشاره دارد.» با همین جمله، امید بسیاری از طرفداران «اختراع خودکار» نقش بر آب شد. اما ماجرا همینجا نماند.چند هزار کیلومتر آنسوتر، در استرالیا، همان دابوس در پروندهای مشابه پیروز شد؛ دادگاه فدرال استرالیا در سال ۲۰۲۱ رأی داد که هوش مصنوعی میتواند بهعنوان مخترع در اظهارنامه امتیازنامه ذکر شود. تضادی که این دو حکم ایجاد کردند، بهنوعی شاکله مناقشهای جهانی شد: آیا میتوان ذهن مصنوعی را صاحب ایده دانست؟
دانشگاهها در خط مقدم این بحران حقوقی قرار دارند
دانشگاهها نخستین محیطی بودند که این پرسش را بهشدت حس کردند. در مؤسسات پژوهشی از استنفورد تا کالج سلطنتی لندن، سامانههای هوش مصنوعی حالا در طراحی دارو، مدلسازی مواد و تحلیل دادههای علمی به کار میروند. دکتر آرتی رای، استاد حقوق و مالکیت فکری در دانشگاه دوک، در مقالهای مینویسد:«پژوهشگران دانشگاهی ممکن است بدون اینکه خود بدانند، در حال خلق دادههایی باشند که سهم اختراعی آنها را تغییر میدهد؛ چون تصمیمگیری علمی به الگوریتم واگذار شده است.» این هشدار بیراه نیست.بسیاری از دفاتر انتقال فناوری دانشگاهی اکنون با چالشهایی روبهرو هستند که قانون برایشان پاسخی آماده ندارد. وقتی یک مدل یادگیری ماشین ــ که شاید با دادههای عمومی آموزش دیده ــ پیشنهاد یک مولکول جدید میدهد، چه کسی مالک آن پیشنهاد است؟ دانشگاه، پژوهشگر، یا شرکت تأمینکننده مدل؟
قانون از سرعت بالای آزمایشگاهها جا مانده است
نمونههای واقعی از این تحول در حال انباشته شدناند. شرکت اینسیلیکو مدیسین، که همکاری نزدیکی با دانشگاه کمبریج دارد، گزارش داده است که با استفاده از سکّوهای هوش مصنوعی خود، توانسته مسیر کشف یک داروی ضد فیبروز ریوی را از پنج سال به کمتر از هجده ماه کاهش دهد.نخستین مولکول حاصل از این سکّو، با هزینهای نزدیک به دو و شش دهم میلیون دلار به فاز اول آزمایش بالینی رسید ــ رقمی که در حالت عادی دهها میلیون دلار هزینه میبرد. مدیرعامل شرکت گفت: «هوش مصنوعی نه تنها سرعت کشف را افزایش میدهد، بلکه امکان ارزشگذاری سریعتر فناوریهای دانشگاهی را هم فراهم میکند.»شرکت دیگر، بِنِوُلِنت هوش مصنوعی، که از دانشگاه کالج لندن زاده شد، با داروسازان بزرگی چون آسترازِنِکا قراردادهایی چندصدمیلیون دلاری امضا کرده است. این شرکت الگوریتمهایی میسازد که دادههای زیستی دانشگاهها را تحلیل و اهداف درمانی جدید پیشنهاد میکند.در سال ۲۰۲۲، این شرکت اعلام کرد یکی از پروژههای هوش مصنوعی محورش به مرحله آزمایش انسانی رسیده و پانزده درصد بازده سرمایهگذاری پژوهشی را نسبت به روشهای سنتی بهبود داده است. چنین اعداد و موفقیتهایی دانشگاهها را به سوی استفاده از هوش مصنوعی سوق دادهاند ــ اما در عین حال، خطر برخورد با دیوار قانون را هم افزایش دادهاند.
قوانین کهنهای که در برابر ذهنهای نو قرار دارند
از دید نظام حقوقی، امتیازنامهها نهفقط برای حفاظت از ایده، بلکه برای تشویق انسان به نوآوری طراحی شدهاند. در نتیجه، تمام نظام ثبت اختراع بر مفهوم اختراع انسانی بنا شده است. تصمیمهای اداره ثبت اختراع اروپا در سال ۲۰۲۱ این اصل را بازتأیید کرد:«اختراعگر باید یک شخص طبیعی باشد؛ سامانههای هوش مصنوعی نمیتوانند بهعنوان مخترع ثبت شوند.» اما در عمل، بسیاری از اختراعات امروزی با دخالت مستقیم هوش مصنوعی شکل میگیرند.دفتر جهانی مالکیت فکری در گزارشی اعلام کرد که بیش از هفتصد و پنجاه هزار اظهارنامه امتیازنامه مرتبط با هوش مصنوعی از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ ثبت شدهاند؛ رشدی بیش از چهارصد درصدی در ده سال. بخش قابلتوجهی از این اختراعات از مراکز پژوهشی و دانشگاهی سرچشمه گرفتهاند. این یعنی قانون در برابر یک واقعیت آماری ایستاده است که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
قراردادهای حقوقی در نبود قانون؛ نجاتبخش یا تله؟
در نبود اجماع جهانی درباره مالکیت فکری حاصل از هوش مصنوعی، راهحل موقتی بهدست خود دانشگاهها و شرکتها ساخته شده است: قرارداد. در همکاریهای دانشگاهی صنعتی جدید، بندهایی افزوده شده که دقیقاً تعیین میکند چه کسی مالک دادهها، مدلها و خروجیهای الگوریتمی است.برای نمونه، در یکی از قراردادهای همکاری بین بِنِوُلِنت هوش مصنوعی و آسترازِنِکا، تصریح شده است که «کلیه نتایج تحلیلی حاصل از الگوریتمهای شرکت متعلق به شرکت است، اما دادههای خامِ تولیدشده در دانشگاه در مالکیت آن باقی میماند.» این بند ساده، از بروز دعواهای میلیون دلاری جلوگیری میکند.اما کارشناسان هشدار میدهند که چنین قراردادهایی، اگر با فهم دقیق از قوانین ملی تنظیم نشوند، میتوانند دانشگاهها را در موقعیت ضعف قرار دهند. پروفسور نیکلاس راسنفوسه، که درباره اقتصاد امتیازنامه پژوهش میکند، میگوید: «هرگاه دانشگاه بدون شفافسازی نقش الگوریتم در خلق ایده وارد قرارداد میشود، ریسک از دست دادن مالکیت نوآوری وجود دارد ــ حتی اگر کشف در آزمایشگاه خودش انجام شده باشد.»
ثبت اختراع با چه چالشهایی مواجه است؟
مشکل دیگر، مستندسازی است. دفاتر ثبت اختراع در دو سال اخیر راهنماهایی منتشر کردهاند که از متقاضیان میخواهند نقش هوش مصنوعی در فرایند کشف را افشا کنند. هدف این است که ممتحن بتواند تشخیص دهد چه بخش از نوآوری حاصل تصمیم انسانی بوده است.در غیر این صورت، ممکن است اظهارنامه بهدلیل «ابهام در نقش اختراعی» رد شود. یک مقام دفتر ثبت اختراع بریتانیا در گفتوگویی گفته بود: «ما هنوز نمیدانیم چگونه باید سهم انسان و ماشین را در خلاقیت تفکیک کنیم. اما میدانیم که اگر این تفکیک انجام نشود، کل نظام امتیازنامه در معرض فروپاشی است.»
هوش مصنوعی ارزش مالی فناوریها را بالا برده است
در سمت بازار، هوش مصنوعی نشان داده است که میتواند ارزش فناوریهای دانشگاهی را بالا ببرد ــ دستکم در کوتاهمدت. در نمونه اینسیلیکو، برآوردهای مستقل نشان میدهد ارزش بالقوه داروی کشفشده با کمک هوش مصنوعی حدود چهل درصد بیشتر از پروژههای مشابهی است که با روشهای سنتی انجام شدهاند.این تفاوت، حاصل کاهش هزینه آزمایشها و افزایش سرعت ورود به بازار است. اما کارشناسان مالی میگویند این جهش ارزش لزوماً پایدار نیست.اگر نظام مالکیت معنوی نتواند سهم هوش مصنوعی را روشن کند، سرمایهگذاران در مرحله ثبت یا واگذاری حق استفاده دچار تردید میشوند. در واقع، سرعت علمی بدون اطمینان حقوقی، میتواند ریسک مالی را افزایش دهد.
در سیاستگذاری یک شکاف جهانی وجود دارد
همینحال، جهان به دو اردوگاه تقسیم شده است: کشورهایی که بر «انسانمحور بودن» اختراع اصرار دارند (ایالات متحده، بریتانیا، اتحادیه اروپا) و کشورهایی که آماده بازنگریاند (استرالیا، کرهجنوبی، چین). در چین، پیشنویس دستورالعمل جدید اداره ملی مالکیت فکری در ۲۰۲۴ برای نخستینبار اصطلاح اختراع با کمک هوش مصنوعی را به رسمیت شناخته است.این دستورالعمل پیشنهاد میکند برای چنین مواردی «مخترع انسانی ناظر» ذکر شود. این روند، نشانهی آغاز دورهای است که قوانین سعی دارند از واقعیت فناورانه عقب نمانند.سازمان جهانی مالکیت فکری نیز از ۲۰۲۳ کارگروهی تشکیل داده تا امکان اصلاح معاهدههای بینالمللی را بررسی کند. در گزارش این نهاد آمده است: «هدف این نیست که ماشینها حقوق مالکیت داشته باشند، بلکه تضمین شود که نوآوریهایی که بدون نقش مستقیم انسان ممکن نمیشوند، از حمایت قانونی محروم نگردند.»
مسئولیت عواقب اخلاقی با کیست؟
در دل این مناقشه، مسئله اعتماد نیز نهفته است. وقتی تصمیمهای پژوهشی به الگوریتمها سپرده میشود، چه کسی مسئول خطاها یا عواقب اخلاقی آن است؟ اگر الگوریتمی در انتخاب مسیر پژوهش اشتباه کند یا دادهای حساس را بازتولید کند، آیا دانشگاه پاسخگوست یا شرکت توسعهدهنده مدل؟در ۲۰۲۴، گروهی از دانشگاههای اروپایی «منشور اخلاقی پژوهش با هوش مصنوعی» را تدوین کردند که در بند دوم آن آمده است: «هیچ فرآیند تصمیمگیری علمی نباید بدون دخالت و نظارت انسانی انجام شود، بهویژه در مراحل مولد ایده.»این منشور، هرچند الزامآور نیست، اما بازتاب نگرانی گستردهای است: شاید علم به سرعت جلو برود، اما اخلاق و قانون باید همپای آن حرکت کنند.
مناقشه هوشمصنوعی و قانون، یک فرصت است
با وجود تمام چالشها، بسیاری از متخصصان بر این باورند که درگیری فعلی میان قانون و هوش مصنوعی، میتواند در نهایت به بازتعریف مثبت نظام مالکیت فکری بینجامد. پروفسور رای در مقالهای دیگر مینویسد: «اگر قانون بتواند نقش انسان را بهدرستی در نوآوری ترکیبی (انسان و ماشین) تعریف کند، این بحران نه تهدید بلکه نقطه آغاز یک رنسانس صنعتی خواهد بود.»در واقع، شاید لازم باشد مفهوم اختراع و مخترع، همانطور که در قرن نوزدهم از صنعت به آزمایشگاه انتقال یافت، در قرن بیست و یکم از ذهن انسان به همکاری انسان و ماشین گسترش یابد.
مسیری که بشر و ماشین باید با احتیاط قدم بگذارند.
امروز، در حالی که دابوس هنوز در صف ثبت اختراعهای ردشده ایستاده و دانشگاهها قراردادهای جدید هوش مصنوعی را هر هفته امضا میکنند، یک حقیقت آشکار شده است: هوش مصنوعی تنها ابزار پژوهش نیست؛ شریک فکری آن است.اما تا زمانی که قانون نتواند جایگاه این شریک را روشن کند، هر کشف تازهای میتواند هم دروازه ثروت باشد و هم آغاز یک دعوای حقوقی. از آزمایشگاه تا بازار، مسیر نوآوری دیگر نهفقط علمی، که حقوقی و اخلاقی نیز هست ــ مسیری که بشر و ماشین باید باهم، اما با احتیاط، در آن قدم بگذارند.#هوش_مصنوعی#مالکیت_فکری#اختراع#دانشگاه#قانون_فناوری 14:36 - 27 مهر 1404