تشییع قائد شهید به مثابه یک رسانه

در منظومه مطالعات ارتباطات و فرهنگ، «آیین» نه صرفاً یک مجموعه مناسک دینی، که یک «نظام ارتباطی قدرتمند» تعریف می‌شود که مشارکت جمعی، معانی عمیق فرهنگی و سیاسی را بازتولید می‌کند. در این چارچوب، مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر انقلاب اسلامی ایران، که در پی جنایت آشکار رژیم‌های تروریستی آمریکا و اسرائیل به شهادت رسیدند، را باید فراتر از یک رویداد سوگواری صرف و در چارچوب یک «رسانه آیینیِ جهانی» نگریست و تحلیل کرد. این رسانه، با زبان بی‌واسطه افراد شرکت کننده، اشک‌ها، شعارها و صفوف متراکم جمعیت، پیام‌هایی را به جهان مخابره می‌کند که نه تنها در حوزه عواطف، بلکه در عرصه‌های سیاسی و تمدنی نیز عمیقاً اثرگذار است. در اینجا پرسش اساسی این است که بازنمایی رسانه‌ای این آیین چگونه باید همزمان سه مؤلفه بنیادین «سوگ حماسی»، «انزجار از عاملان جنایت» و «وحدت جهان اسلام» را در کانون توجهات جهانی قرار دهد و به مثابه یک سرمایه نمادین در میدان نبرد روایت‌ها عمل کند.سوگ حماسی؛ بازتعریف اندوه در افق پیروزینخستین مؤلفه‌ای که باید در بازنمایی آیین تشییع رهبر شهید برجسته شود، مفهوم «سوگ حماسی» است. در گفتمان انقلاب اسلامی، شهادت نه پایان، که آغاز یک فصل تازه از حیات یک مکتب است. بنابراین، سوگ بر پیکر رهبر شهید، نباید در چارچوب سوگ‌های فردی و منفعلانه تعریف شود، بلکه باید به مثابه «حماسه‌ای جمعی» بازنمایی گردد که در آن، اندوه با «عزم راسخ» و «تداوم مسیر» پیوند می‌خورد.
آنچه مراسم تشییع رهبر شهید را به مثابه یک رسانه حماسی بدل می‌کند، تصویرِ جمعیتی است که نه در بهت و انفعال، بلکه با مشت‌های گره‌کرده و شعارهای ضد استکباری خود، مرگ و به تعبیر بهتر شهادت را به مثابه پلی برای استمرار حیاتِ یک آرمان به تصویر می‌کشد. بازنمایی رسانه‌ای این آیین باید بر «سوگ برآمده از خشم» تأکید کند؛ جمعیتی که در عین اشک، از قهرمان‌ شهید خود و تداوم راه او سخن می‌گوید. این مؤلفه، در مقابل روایت‌های غربی از «شکست» یا «خلأ قدرت» قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد که در فرهنگ سیاسی ایران، شهادت رهبران، نه دست مایه تفرقه که مایه انسجام و شکل‌گیری حماسه‌ای نوین است.انزجار از عاملان جنایت؛ تولید یک برساخت هویتیِمؤلفه دوم، یعنی «انزجار از عاملان جنایت»، به کارکرد «تعیین دشمن» در ارتباطات آیینی بازمی‌گردد. کارل اشمیت، فیلسوف سیاسی آلمانی، سیاست را در گرو تمایز «دوست و دشمن» تعریف می‌کند. آیین تشییع، از این منظر، یک میدان برجسته برای بازنماییِ این تمایز است. شعارهای ضد استکباری در فضای مراسم، یک «برساخت هویتیِ جمعی» برای امت اسلام و به ویژه تشیع است که از رهگذر آن، «ما»ی سوگوار در برابر «آن‌ها»ی قاتل تعریف می‌شود. بازنمایی رسانه‌ای باید بر «اخلاقی‌گری این انزجار» تأکید کند؛ یعنی نشان دهد که این انزجار، یک واکنش عاطفی زودگذر نیست، بلکه یک «محکومیت حقوقی و اخلاقیِ» مبتنی بر قوانین بین‌المللی و وجدان بشری برای عاملان آن است. پیکر مطهر رهبر شهید، در این میان، به یک «نماد مظلومیت» و عاملان جنایت به «نماد ظلم مطلق» تبدیل می‌شوند.
این قطب‌بندی در بازنمایی رسانه‌ای، به تولید یک روایت اخلاقی می‌انجامد که فراتر از مرزهای ایران، در میان ملت‌های آزاده جهان هم قابلیت هم‌ذات‌پنداری دارد. رسالت رسانه‌های ضد استکباری باید این باشد که انزجار را به زبانی بازنمایی کنند که از یک سو، بر جنایت‌های تاریخی این رژیم‌ها تأکید کند و از سوی دیگر، آن را نه صرفاً یک نفرت قومی که یک «خیزش وجدانی علیه استکبار» معرفی کنند.وحدت جهان اسلام؛ کارکرد پیوندآفرینیِ آیینمؤلفه سوم و حیاتی‌ترین محور این آیین، «بازنمایی وحدت جهان اسلام» است. محوریت تشییع، با حضور هیئت‌هایی از سراسر جهان اسلام و با نمادهایی مانند پرچم‌های کشورهای متعدد و شعارهای مشترک، می‌تواند به مثابه «منشور وحدت اسلامی» عمل کند. در دوره‌ای که پروژه «شکاف‌افکنی» میان شیعه و اهل سنت یا میان ملت‌های عرب و ایران، به یکی از اولویت‌های سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا بدل شده است، آیین تشییع یک «رسانه وحدت‌بخش» است که از دلِ یک پروژه مشترک برای تفرقه و ایجاد خط جدایی، اتفاقاً «منافع مشترک» را بازنمایی می‌کند. این آیین، این پیام را در خود دارد که «ظلم» مرزهای مذهبی و قومی را نمی‌شناسد و «مقاومت» به عنوان یک پارادایم نو ظهور، یک میراث جهانی در دورانی است که مستکبران عالم دنبال بلعیدن کشورها هستند. بنابراین بازنمایی تصاویرِ عزادارانِ اهل‌سنت در کنار شیعیان، علمای بلاد مختلف در کنار فرماندهان مقاومت، و اتحاد پرچم‌ها زیر یک خیمه، می‌تواند روایت رسانه‌ایِ پراکندگی و چنددستگی را، یک‌سره در هم بشکند.
این وحدت، یک وحدت «ژئوپلیتیکی» هم است که از یک سو، امنیت جهان اسلام را در برابر تهدیدات مشترک پیوند می‌زند و از سوی دیگر، به افکار عمومی جهان نشان می‌دهد که «پروژه صهیونیسم»، دشمنِ جهان اسلامِ متحد است. پس بازنمایی آیین باید بر «نمایشِ این وحدتِ در عین کثرت» تأکید کند تا از ظرفیت بالای آن در خلق یک برند بین‌المللی از «مقاومت جمعی» بهره برداری شود. آیین تشییع، یک حماسه ارتباطی تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، در چارچوب ارتباطات آیینی، یک رویداد صرفاً خبری نیست؛ بلکه یک «رزمایش روایی» است که سرنوشتِ گفتمان‌های سیاسی آینده را رقم می‌زند؛ جبهه مقاومت و رسانه‌های وابسته به آن که رهبر شهید انقلاب اسلامی سال‌ها عمر شریف خود را بر معماری آن‌ها بنا نهادند، در این فرصت تاریخی، وظیفه‌ای سنگین بر عهده دارند؛ این رسانه‌ها باید سه مؤلفه «سوگ حماسی»، «انزجار اخلاقی از قاتلان» و «وحدت استراتژیک جهان اسلام» را در هم تنیده و به مثابه یک «سرمایه هویتی» در جهان اسلام و محور مقاومت به جهان مخابره کنند. این آیین، به شرط بازنمایی هوشمندانه، می‌تواند گفتمان مقاومت را از یک گفتمان منطقه‌ای به یک «الگوی ارتباطی جهانی» ارتقا دهد. آنچه در این میان مسلم است، تغییر معادلات رسانه‌ایِ جهان است؛ زمانی که تشییع رهبر شهید امت، بتواند افکار عمومی جهان را درگیر خود کند و قاتلانِ آن را در وجدان عمومی مردم کشور خود به انزوا بکشاند، یعنی یک نظام معنایی پیروز میدان روایت‌ها شده است. این همان افقی است که آیین تشییع رهبر شهید، وعده‌گاه آن است.
08:33 - 8 تیر 1405
سیاست
امام و رهبری
محور مقاومت

1 بازنشر2 واکنش
34٫9k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌محمد مؤذنى‌
@enteqam1109 تیر 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌محمد مؤذنى‌
محمد مؤذنى

@enteqam110  •  9 تیر 1405

در پاسخ به
امروز حتی زمان تشییع رهبرمان هم بهانه ایست برای اینکه از نابودی حزب الله غافل بشویم.هر چند یک‌تشییع خوب حق رهبر ماست اما تا ملت را سرگرم کردند کار حزب الله را تمام میکنند و بعد از تشییع رهبری نوبت تشییع حزب الله استغیر از موضوع نابودی حزب الله همه خبرها یک سرگرمیستامروز جنوب لبنان دقیقا کربلاست