وقتی تبریز دلتنگ «خاطرات» است
امسال روز جهانی موزه برای تبریز طعمی دیگر دارد؛ طعم دلتنگی فرزندی که مادرش در خانه مانده است. در حالی که جهان به استقبال «حافظه دیروز» میرود، موزههای تبریز و ایران در حصار سکوتی اضطراری، چشم به راه روزی دوختهاند که دوباره صدای پای کودکان، قفسههای تاریخ را بشکند.
خبرگزاری فارس_تبریز_فرینوش اکبرزاده: سال پیش و سالهای پیشتر، ۲۸ اردیبهشت روز صف کشیدن مقابل موزهها بود، روز دیدار با یادگاران دیروز، روزی به نام موزه و میراث فرهنگی.امروز در سراسر جهان درهای موزهها به روی مشتاقان گشوده شدند؛ جهان به استقبال «حافظه دیروز» میرود، اما در این سوی جهان در سراسر این سرزمینِ استوار و در تبریز صبور، موزهها هنوز در حصار سکوتی اضطراری نشستهاند.امسال، روز جهانی موزه برای ما طعمی دیگر دارد؛ طعم دلتنگی فرزند برای مادری که در خانه مانده است.
زخم بر جان خشت و خاطرهسالها بود که عادت داشتیم در هیاهوی میدان ساعت، به سراغ «موزه آذربایجان» برویم؛ به دیدن آن اشیایی که هزاران سال پیش، دستانی هنرمند در همین خاک ساخته بودند. عادت داشتیم در «خانه مشروطه» قدم بزنیم و صدای همهمه آزادیخواهان را در دالانهای تودرتوی آن بشنویم، در «خانه استاد شهریار»، نبض تپنده شعر و نوای سه تار را حس کنیم و در «موزه عصرآهن» خاطرات هزاران ساله این دیار را مرور کنیم. حالا، ماههاست که درهای بسته این اماکن را میبینیم و صبوری میکنیم. ماههاست که «خانه»های دیروز ما در غبار اضطرار و جنگ، در سکوت ماندهاند.وقتی خبر آسیب دیدن برخی بناهای تاریخی ایرانزمین در روزهای جنگ تحمیلی سوم در هزارتوهای اخبار پیچید، قلب ایران یکباره فرو ریخت. هر دیوار فلک الافلاک، هر گچبری و نقاشی عالی قاپو، هر شیشه رنگین کاخ گلستان، هر آجر گنبد سرخ، نه فقط یک تکه خاک و سنگ، که تکهای از هویت ماست.ما در این ماهها، میان نگرانی از دست دادن فیزیکی آثار و اندوه زخم خوردن روح این مجموعهها، نفس حبس کردهایم و با امید سلامت ابنیه و آثار تاریخی و افراد محافظ این یادگاران، سپر آبی زیر سقف نیلگون آسمان پرستاره ایران زمین گسترده ایم.
سکوت رساتر از فریاد در دل تاریخخوب است که موزهها در این دوران سخت، جان سالم به در بردهاند و این نور امیدی است که در دل تاریک خبرهای تلخ این جنگ پررنج تحمیلی میدرخشد. اما پشت این درهای بسته در میان قفسهها و ویترینهایی که دیگر صدای گامهای کسی در دلشان نمیپیچد، چه میگذرد؟سفالینههایی که شاهد روزهای مختلف این مرزوبوم بودند، یادگارانی که هجوم مغول و اسکندر را دیدند، سکههایی که سرنوشت پادشاهان را دیدهاند و دستنوشتههایی که بوی قهرمانان این خاک را میدهند، اکنون در سکوتی مطلق، ما را نظاره میکنند. آنها که برای بقای هویت ما، قرنها تاب آوردهاند، امروز در سکوت چشم به راه روزی هستند که در آرامش ایران زمین، میزبان مردمان این مرزوبوم باشند.آنهایی که در تبریز در هر گوشه از عمارتهای تاریخیمان آرمیدهاند، اکنون چشم بهراه روزی هستند که دوباره صدای نفس مردم و سوالات بی پایان کودکان، سکوت قفسههایشان را بشکند.
ما برای این یادگاران، خون دلها خورده ایمامروز جهان در حالی روز موزه را جشن میگیرد که برای ما، این روز پیش از آنکه جشنی برای بازدید و جلب توجه باشد، فراخوانی برای «مراقبت» است. در حالی که دنیا موزهها را به عنوان ویترینهای لوکس تمدن میبیند، ما در اینجا با «خانه-موزهها»یی طرف هستیم که رگ و ریشه ما را در خود دارند.ما دلنگرانیم؛ نه فقط برای اشیا، که برای فرهنگ، برای یادگاران دیروز، برای امانتی های فردا و برای نسلهایی که از پی میآیند و ریشههایشان را جستجو میکنند.وقتی دیواری از یک خانه تاریخی ترک میخورد، زخمی بر قلب این سرزمین مینشیند.تبریز، شهری که با تاریخش نفس میکشد، امروز در این روز جهانی، چشمبهراه است. چشمبهراه روزی که دوباره «خانه امیر نظام» به روی دوستداران تاریخ گشوده شود، که دوباره در «موزه سنجش» زمان، نه در ساعتهای متوقفشده، که در تپش قلب بازدیدکنندگان معنا یابد و «خانه حاج مهدی کوزه کنانی» طنین گفتمان مشروطه خواهان را یادآور سازد. آن سوی درهای تاریخبا این همه، سکوت موزههای ایران و همچنین تبریز، سکوتِ ابدی و نیستی محسوب نمیشود؛ این سکوت انتظار است. این مرز و بوم تا همیشه هست و این آثار، حافظ و راوی هویت ما هستند.ما امروز در تبریز، با تمام اندوهی که از زخمهای بناهای تاریخیمان بر دل داریم، روز جهانی موزه را به گونهای دیگر گرامی میداریم.ما نه برای «اشیای کهن»، که برای «خاطرات ماندگاری» که در آنجا به امانت گذاشتهایم، نگرانیم. ما پاسبان این خشتهای کهن باقی میمانیم، حتی اگر درها بسته باشد.
حالا نوبت ماست که به یادگاران دیروز بگوییم: ای تاریخ نشسته در قفسهها؛ ای گنجینههای ایرانزمین که سالهاست روایتگر استقامت این سرزمین هستید؛ بدانید که مردم، حتی در سختترین روزها، شما را فراموش نکردهاند. ما بازخواهیم گشت، درها را خواهیم گشود و دوباره، در کنار شما، ایستاده به تماشای صلابت سرزمین زیبایمان خواهیم نشست.
23:41 - 18 مه 2026