قلب تبریز، نفس کم آورد
ترافیک مرکز تبریز یک پدیده چندبعدی است که با تصمیمهای خرد، سیاستهای پراکنده یا اجرای ناقص طرحها حل نمیشود. راهحل واقعی نیازمند هماهنگی مدیریت شهری، نهادهای ترافیکی، رسانهها و مشارکت شهروندان است تا تبریز را از شهری پرترافیک به الگویی از مدیریت هوشمند و انسانی ترافیک شهری تبدیل کند، شهری که قلبش نفس تازه کند و جریان زندگی در آن روانتر شود.
خبرگزاری فارس- تبریز: بافت مرکزی تبریز به عنوان قلبی تپنده در زندگی مردم شهر، با فضایی تاریخی، بازار سنتی، ادارات و خدمات پرمراجعه و مراکز خرید شلوغ، سالهاست به مقصد روزانه شمار بیشماری از شهروندان تبدیل شده است.این تمرکز عملکردی، اگرچه نشان از پویایی اقتصادی و اجتماعی شهر دارد، اما در عمل موجب شده هسته مرکزی به کانون ترافیک مزمن تبدیل شود؛ وضعیتی که دیگر فقط یک نارضایتی گذرا نیست و پایش را به حوزههای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی نیز باز کرده است. خیابانهای اصلی، در ساعات اوج تردد، به صفهای طولانی خودروهای توقفکرده پشت چراغها بدل شدهاند و عابران پیاده با دشواری مسیر خود را در میان حجم انبوه خودروها باز میکنند. این تجربه روزمره شهروندان به شکل تدریجی به نماد سختی رفتوآمد در تبریز تبدیل شده است، به نحوی که بسیاری از مردم میگویند برای انجام کارهای ساده نیز زمان بیشتری از زندگیشان را در خودرو میگذرانند و مهمان قلب پرترافیک شهر هستند.
وقتی تصمیمها کمکی نمیکننددر نشستی مشترک میان رسانهها، پلیس و مدیریت شهری تبریز، مسؤولان با تأکید بر پیچیدگی معضل ترافیک گفتهاند که این موضوع «بیش از آنکه ناشی از تعداد زیاد خودرو باشد، نتیجه تمرکز فعالیتها در مرکز شهر و نبود زیرساختهای هماهنگ» است.به گفته محمدرضا روشنی، معاون حملونقل و ترافیک شهردار تبریز، تبریز در میان کلانشهرهای کشور از نظر شدت و پیچیدگی ترافیک یکی از بالاترین رتبهها را دارد و این بحران با افزایش خودروها، رشد نامتوازن زیرساختها و تمرکز جمعیت در مرکز تشدید شده است. از سوی دیگر سرهنگ جهانگیر جهانگیری، رئیس پلیس راهور تبریز نیز تأکید کرده است که مشکل ترافیک فراتر از تعداد خودروهاست و باید درباره تراکم ترافیک بهعنوان مسأله اصلی فکر کرد. او اشاره کرده که گاهی ترافیک در برخی نقاط به دلیل پروژههای عمرانی یا برنامههای شهری مانند سنگفرش کردن معابر، محدودیتهایی برای عبور ایجاد میکند که بدون برنامهریزی دقیق، وضعیت را بدتر میکند. جهانگیری با بیان اینکه شهرهایی در دنیا وجود دارند که به رغم بالا بودن تعداد خودروهای آنها نسبت به تبریز، میزان استفاده از خودرو در آنها کم است، اعلام کرد: تعداد خودروهای شهر تبریز در طول ۱۰ سال گذشته ۲.۵ برابر شده و از سال ۱۳۵۷ با ۶۰۰ هزار نفر جمعیت و ۳۰ هزار خودرو به یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر جمعیت و حدود یک میلیون خودرو رسیده است.
معابر تبریز ۳ برابر خودروها ۳۰ برابر شده استروشنی با اشاره به اینکه خیابانها و گذرگاههای شهر تبریز از سال ۱۳۵۷ تا امروز سه برابر، اما تعداد خودروها ۳۰ برابر شده است، خاطرنشان کرد: سالانه ۲۰ هزار نفر از هموطنانمان در تصادف کشته میشوند که سهم تصادفات درون شهری تبریز از این رقم ۱۳۶ نفر کشته بوده و وضعیت بحرانی از این نظر دارد.این اظهارات رسمی نشان میدهد که معضل ترافیک مرکز شهر نه فقط یک چالش حملونقلی ساده، بلکه معضلی پیچیده است که ابعاد اجتماعی، زیستمحیطی، اقتصادی و مدیریتی دارد و بدون نگاه بلندمدت حل نخواهد شد.
تمرکز جمعیت و خدمات؛ فشار مضاعف بر معابریکی از دلایل ساختاری ترافیک، تمرکز خدمات و جمعیت در هسته مرکزی است. مراکز اداری، اقتصادی و تجاری در کنار بافتهای تاریخی و مسکونی قدیمی باعث شدهاند جمعیت ثابت و متحرک زیادی هر روز وارد مرکز شوند. در چنین شرایطی، خیابانهای کمعرض و شبکهای که برای جمعیت کمتر طراحی شده بودند، نمیتوانند پاسخگوی حجم بالای سفر باشند و این وضعیت، ترافیک را به پدیدهای دائمی بدل کرده است. این موضوع را مدیرعامل سازمان مدیریت مهندسی و شبکه حملونقل شهرداری تبریز نیز تأیید کرده و گفته است که افزایش خودروهای تکسرنشین و هزینههای زمانی، محیطی و روانی ناشی از ترافیک بارها مورد توجه قرار گرفته اما همچنان راهحلهای بنیادی عملیاتی نشدهاند. معاون حمل و نقل و ترافیک شهردار تبریز نیز به موضوع مهم مدیریت واحد شهری برای مدیریت ترافیک در تبریز نیز اشاره کرد و گفت: بیش از سی سال است که پیگیر اجرایی شدن مدیریت واحد شهری هستیم، اما تا امروز تحقق نیافته است؛ بنابراین هیچ مسئول واحدی برای بحث ترافیک وجود ندارد و اصلا مسئول ترافیک تبریز مشخص نیست.افزون بر این، در گزارشهای شهری آمده که زمان متوسط سفر در برخی محورها نسبت به پنج سال گذشته تا ۳۰ درصد افزایش یافته است و خیابانهایی مانند آزادی، عباسی، آبرسان، ائلگولی و میدان ساعت جزو نقاطی هستند که بیشترین بار ترافیکی را تجربه میکنند، وضعیتی که بهوضوح تصویر گرههای ترافیکی مزمن را نشان میدهد.
ترافیک؛ پیامدهای واقعی بر زندگی شهریترافیک در مرکز تبریز پیامدهای ملموسی بر زندگی روزمره گذاشته است. افزایش توقفهای مکرر خودروها پشت چراغها باعث افزایش آلودگی هوا، اتلاف وقت شهروندان و فشار روانی میشود و کسبوکارهای کوچک در مرکز شهر را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. بسیاری از شهروندان از این میگویند که برنامه روزانهشان باید با توجه به زمان طولانی رفتوآمد تنظیم شود و این موضوع باعث شده تا حس «زندگی شهری راحت» در ذهن بسیاری کمرنگ شود.علاوه بر این، تمرکز نامتوازن خدمات باعث شده که برخی طرحهای ترافیکی مقطعی که با هدف کاهش ترافیک اجرا شدهاند، خود به چالش جدید تبدیل شوند. اجرای پروژههای عمرانی در چهارراههای پرتردد یا رویدادهای اجتماعی بدون هماهنگی کامل با مدیریت ترافیک گاه به افزایش گرههای ترافیکی منجر شده است، به نحوی که رئیس پلیس راهور انتقاد کرده که ناهماهنگی بین اجرای طرحها و مدیریت ترافیک وضعیتی «دوچندان دشوار» ایجاد کرده است.
جهانگیر جهانگیری در این رابطه، تبریز را دارای تراکم خودروی بالایی با تعداد ۹۵۰ هزار دستگاه وسیله نقلیه در شهر معرفی نموده، در حالی که هزینه نگهداری خودرو در دنیا بالا است و صرف نمیکند که یک شخص همیشه از خودروی شخصی استفاده کند.وی، کوتاهی درتهیه زیرساختها و امکانات لازم برای تردد مردم با وسایل نقلیه عمومی را برآیند و زمینه ساز استفاده بیشتر مردم از خودروی شخصی دانسته و با بیان اینکه یکی از معضلات اصلی پیدایش ترافیک سنگین در تبریز، وجود کاربریهای مزاحم شهری است، گفت: در دهه های گذشته تصمیمهایی در صدور مجوزهای احداث کاربری توسط مسؤولان شهری گرفته شده است که دغدغهها و خواستهها را پوشش نمیدهد؛ مثلا درحالی که برای احداث پارکینگ یک پروژه ایراد میگیریم، به رغم عدم اجرای آن، باز هم برای آن پروژه، مجوز صادر میکنیم.
جهتگیری مدیریت شهری؛ از موردی تا جامعمسؤولان شهری نیز بارها بر ضرورت اتخاذ تصمیمهای هماهنگ و بلندمدت تأکید کردهاند. معاون حملونقل و ترافیک شهرداری تبریز گفته است که مدیریت ترافیک مرکز شهر باید فراتر از راهکارهای مقطعی و راهحلهای سطحی باشد و به رویکردی جامع و آیندهنگر نیاز دارد؛ رویکردی که هم حملونقل عمومی را تقویت کند، هم زیرساختهای لازم را توسعه دهد و هم رفتارهای سفر شهری را تغییر دهد. روشنی با بیان اینکه ترافیک، معضل شهرهای بزرگ دنیا و ایران است، بیان داشت: شهر تبریز در سال گذشته از نظر شدت ترافیک، رتبه دوم کشور را بعد از تهران داشت، اما امسال با توجه به اجرای برنامههای لازم، از نظر این شاخص ترافیکی به رتبه سوم بهبود یافت.طرحهای جامع حملونقل و ترافیک که در مراحل تدوین قرار دارند نیز تلاش دارند همین نگاه را پیاده کنند، بهگونهای که تحلیل الگوهای سفر، ارزیابی تقاضا، نقش حملونقل عمومی و گزینههای جایگزین در مرکز شهر بهصورت یک بسته کامل دیده شود. چنین رویکردی میتواند از تصمیمهای جزئی و واکنشی فاصله بگیرد و به برنامهای مستحکم تبدیل شود که مسیر حرکت شهر را در سالهای آینده تعیین کند.احداث پل، زیرگذر و روگذر، راه باز کردن برای خودروها جهت افزایش سرعت تردد در نتیجه افزایش تصادفات، تلفات و تشدید ترافیک است و مطمئن هستیم که اگر امکانات انتقال مردم در هر نقطه از شهر از طریق وسایط نقلیه عمومی میسر باشد، مردم قطعا از آن امکانات استفاده میکنند وگرنه تردد با خودروی شخصی را ترجیح میدهند.
درمان قلب شهر در میان زندگی شهرونداندر متن راهحلهای عملی، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که تقویت حملونقل عمومی، توسعه شبکه اتوبوس و مترو، بهبود زیرساختهای پیاده و دوچرخهسواری و مدیریت ورود خودروها به مرکز میتواند بهتدریج فشار را از شبکه معابر بکاهد.البته تجربه نشان داده که این اقدامات زمانی اثرگذار خواهند بود که همزمان با تغییر الگوی سفر مردم و هماهنگی بین نهادهای مسؤول انجام شوند. به عبارت دیگر، نمیشود فقط از توسعه مسیرهای جدید انتظار داشت که ترافیک حل شود؛ بلکه باید رفتار سفر شهری نیز اصلاح و بهتدریج به سمت استفاده از گزینههای پایدار حرکت کند.در نهایت، ترافیک مرکز تبریز یک پدیده چندبعدی است که با تصمیمهای خرد، سیاستهای پراکنده یا اجرای ناقص طرحها حل نمیشود. راهحل واقعی نیازمند هماهنگی مدیریت شهری، نهادهای ترافیکی، رسانهها و مشارکت شهروندان است تا تبریز را از شهری پرترافیک به الگویی از مدیریت هوشمند و انسانی ترافیک شهری تبدیل کند، شهری که قلبش نفس تازه کند و جریان زندگی در آن روانتر شود.
13:35 - 9 دی 1404