یلدا در آئینه رسانهها، وقتی شهر یک صدا روایت میشود
رسانههای تبریز، با برجسته کردن روایتهای انسانی و آیینی، گزارشهای محلی و تجربه واقعی مردم، توانستهاند به مخاطبان کمک کنند تا تصویر زندهتری از یلدای امسال به دست آورند. پوشش رسانهای در گزارشهایی که به بازار و اقتصاد محلی، سنتها و آیینهای بومی، و قصههای واقعی شهروندان میپردازد، بیش از هر چیز، صدای مردم را به جامعه منتقل میکند و به آنها امکان میدهد که احساس تعلق، همدلی و همبستگی را تجربه کنند.
خبرگزاری فارس- تبریز: در آستانه بلندترین شب سال، پوشش رسانهای درباره شب یلدا در تبریز و آذربایجان شرقی نشان میدهد که هم بُعد آیینی، فرهنگی و هم چالشهای اجتماعی و اقتصادی این سنت کهن در کانون توجه قرار دارد. اگرچه گزارشها جنبههای متفاوتی دارند، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویری واقعیتر و چندلایه از “یلدای امروز” به دست میدهد، یلدایی که هم سنت را احیا میکند و هم تحت فشار واقعیتهای جاری جامعه قرار دارد.
یلدای مهربانی و همدلی؛ روایتی از فرهنگ مردم تبریزبرخی رسانهها با تاکید بر ارزشهای فرهنگی و همدلی در تبریز به سراغ بعد انسانی و جمعی آیین یلدا رفتهاند. برای مثال، گزارشها از «یلدای مهربانی» و حضور گرم مردم در رویدادهایی که سنتهای بومی را برجسته میکنند خبر میدهند. این نگاه به سنت به معنای زنده نگه داشتن روح سخاوت، مهماننوازی و همبستگی است که در فرهنگ مردم تبریز ریشه دارد و نشان میدهد که شب چیلّه برای بخش قابل توجهی از جامعه بیش از یک رسم ساده است؛ منش و تجربهای اجتماعی است که ارزشهای جمعی را یادآوری میکند.همچنین برگزاری جشنوارههای محلی مثل جشنواره انقلاب زمستانی شب یلدا (چیلله گئجهسی) در نمایشگاه بینالمللی، بازتاب تلاش جامعه و مسئولان فرهنگی برای نگه داشتن آداب و سنن بومی و ارائه آن در قالبی مدرن و قابل مشاهده برای نسلهای امروز است. در چنین رویدادهایی، گرچه حضور مسئولان نیز قابل مشاهده است، باز هم تمرکز بر آیینهای محلی، نمایش دستساختههای فرهنگی و زنده کردن خاطرات مشترک از اهمیت بیشتری برخوردار است. این نوع پوشش، هرچند گاهی جنبه نمایشی دارد، اما بهطور واقعی میتواند تجربه سنت را برای مخاطب رسانهای ملموستر کند و بیش از یک تصویر ساده، دربرگیرندهی روایتهای فرهنگی–اجتماعی باشد.
بازار و قیمتها؛ وجه واقعی فشار اقتصادیهمزمان با روایتهای فرهنگی و آیینی، رسانههای استان به موضوع بسیار ملموسِ وضعیت اقتصادی مردم در آستانه یلدا نیز پرداختهاند. گزارشهای میدانی از بازار تبریز نشان میدهند که افزایش قیمتها در اقلام سنتی این شب از میوههای اصلی مثل انار و هندوانه تا شیرینی و خشکبار، تأثیر مستقیم بر تجربه مردم از آیین یلدا گذاشته است و خریدها بیش از هر زمان دیگری با «حساب و کتاب» همراه شده است.این فشار اقتصادی فقط یک خبر اقتصادی نیست؛ بلکه نمادی از تغییر تجربهی اجتماعی یلدا است؛ مردم دیگر فقط برای جشن و شادی نمیآیند؛ با دغدغهی قدرت خرید روبهرو هستند،انتخابها با وسواس صورت میگیرند، و حتی سفرههای یلدا با وجود عشق و صمیمیت، با هزینههای فزایندهای برپا میشوند.
رسانهها و نقش آنان در تجربه یلدای مردم تبریزرسانههای تبریز، با برجسته کردن روایتهای انسانی و آیینی، گزارشهای محلی و تجربه واقعی مردم، توانستهاند به مخاطبان کمک کنند تا تصویر زندهتری از یلدای امسال به دست آورند. پوشش رسانهای در گزارشهایی که به بازار و اقتصاد محلی، سنتها و آیینهای بومی، و قصههای واقعی شهروندان میپردازد، بیش از هر چیز، صدای مردم را به جامعه منتقل میکند و به آنها امکان میدهد که احساس تعلق، همدلی و همبستگی را تجربه کنند.مهمترین وجه این پوشش، تمرکز بر تجربه فردی مردم است: مادران و پدرانی که با سختیهای اقتصادی سفرههای یلدا را مهیا میکنند، سالمندانی که به دیدار فرزندانشان امید دارند، و نوجوانانی که میان سنت و زندگی مدرن در نوساناند. رسانهها با روایت این زندگیها، نه صرفاً خبر میدهند، بلکه شاهد و بازتابدهنده احساسات و نیازهای واقعی جامعه میشوند.
همچنین توجه رسانهها به نمایش فرهنگ محلی و آیینهای سنتی، از جمله جشنوارهها، بازارهای محلی و رسمهای خانوادگی، موجب میشود تا مردم پیوند عمیقتری با میراث فرهنگی خود برقرار کنند. این نوع پوشش، ضمن حفظ و معرفی آیینها، میتواند به بازسازی روابط اجتماعی و همدلی در جامعه کمک کند و فرصت تجربه جمعی و اشتراک خاطرهها را فراهم آورد.در نهایت، رسانههایی که هم روایتهای واقعی مردم و هم فرهنگ بومی را برجسته میکنند، میتوانند به عنوان عامل مؤثر در تقویت پیوند اجتماعی، همدلی و حس تعلق فرهنگی عمل کنند. گزارشهایی که مردم را میبیند، میشنود و روایت میکند، نه تنها اطلاعات منتقل میکنند، بلکه کمک حال جامعه میشوند و معنای یلدا را فراتر از یک شب جشن تصویری حفظ میکنند.
اما نقش رسانه در این میان چیست؟ در ابتدا باید یادآور شویم که رسانه معنا را خلق نمیکند، رسانه فقط میتواند معنا را قابل دیدن کند، یا آن را سطحی و بیاثر سازد. پس اگر یلدا اینگونه کم اثر شده، رسانه تنها مقصر ماجرا نیست؛ اما رسانه میتواند آخرین ضربه یا آخرین فرصت باشد.برای این منظور باید بدانیم رسانه امروز با یلدا چه کرده؟ اگر بخواهیم صادق باشیم، تقلیل آیین به محتوا، یکدستسازی تجربه، سانسور احساسات نامطلوب از اثرات سو گسترش حضور رسانه ها در چنین آیینی هستند.رسانه برای احیای معنا، باید وارد عمل شود؛ باید سؤال خود را از «یلدا را چگونه جشن گرفتید؟»، به «این شب برای شما چه حسی داشت؟» تغییر دهد تا وارد لایه های درونی ماجرا شود. این جابهجایی کوچک، معنا تولید نمیکند اما امکان معنا را باز میکند.همچنین بیان روایت تجربههای شکستخورده، آن را واقعی و انسانی و دسترس پذیر نشان می دهد. احیای معنا از دل موفقیت نمیآید. رسانه اگر روایت یلدای مهاجر تنها، خانوادهی ازهمگسسته، سالمندِ بیدیدار را هم در کنار دیگر روایت های رنگین منتشر کند، آیین به سمت باور واقعی و اثربخش بودن حرکت می کند.همچنین محلیسازی و تنوع روایی با توجه به اینکه یلدا یک روایت واحد ندارد بسیار مهم است. رسانه باید یلدای تبریز را جدا از تهران ببیند، تفاوت قومیت، طبقه، سبک زندگی را نشان دهد و از «مدل واحد جشن» عبور کند. این کار معنا را زنده نگه میدارد.کند کردن ریتم رسانه شاید مهمترین نکته باشد. معنا با سرعت بالا، تیترهای فوری، محتوای کوتاهِ مصرفی زنده نمیماند.اما اگر روایت بلند و صادقانه، مصاحبهی عمیق، سکوت آگاهانه را بپذیرد، آیین نفس میکشد.
بررسی رسانههای تبریز در چند روز اخیر درباره یلدا نشان میدهد دو نوع برداشت عمده و متفاوت در گزارشها وجود دارد که هر کدام بازتابدهندهی یک زاویهی اجتماعی و رسانهای متفاوتند. تحلیل من تلاش میکند تا نه فقط نقل خبر بلکه ارتباط آنها با وضعیت امروز جامعه را نشان دهد.اول تمرکز بر وضعیت اقتصادی و بازار؛ این نوع پوشش در رسانههای رسمی مثل خبرگزاری مهر دیده میشود: گزارش مفصل از افزایش قیمتها و فشار معیشتی مردم در آستانه یلدا در تبریز و نارضایتی خریداران بازار. این نوع پوشش، یکی از کارکردهای واقعی رسانه است: بازتاب شرایط عینی جامعه (فشار اقتصادی، کاهش قدرت خرید) نشان دادن این که آیین یلدا دیگر صرفاً «شوق خرید و شادی» نیست، بلکه به نمادی از تحمل فشار اقتصادی تبدیل شده و صدای مردم و دغدغههای اقتصادی را به عموم منتقل میکند
کارکرد مثبت این نگاه دیده شدن واقعیتهای اجتماعی است اما محدود به گزارش اقتصادی است و معنی فرهنگی جشن را تحلیل نمیکند.سری دوم این مطالب، روایتهای سنتی و آیینی و هنری است. بعضی رسانهها تلاش میکنند یلدا را با رنگِ فرهنگ و سنت پیوند بزنند: صحبت درباره بازار تاریخی تبریز و خاطرههای مردم، اشاره به فرهنگ دیرینه شب چله و نمادهای فرهنگی آن (انار، بازار، گفتگوهای بازار) و همچنین گزارشها درباره نمایشگاههای مرتبط با آیین و سنتهای محلی در تبریز منتشر شدهاند. این نوع پوشش سنتی، کاربرد رسانهای مهمی دارد: یادآوری ریشهها و آیینها، تقویت احساس هویت فرهنگی منطقهای اما اغلب در سطح توصیف و تصویر میماند، نه تحلیل معنا و تجربه واقعی مردم امروز.سومین دسته، رسانه رسمی و نهادها هستند که رویکردهای هویتی و فرهنگی دارند.
رسانههای مستقل اجتماعی و نقد بر رفتار رسانهای هم نیاز به بررسی دارند. در این نگاه در منابع غیررسمی و شبکههای اجتماعی (یا رسانههایی که تحلیلیتر برخورد میکنند)، نقدهایی نسبت به نمایش تجمل و مصرفنمایی بلاگرها دیده میشود: تأکید بر این که نشان دادن سفرههای لوکس میتواند حسرت و جدایی اجتماعی ایجاد کند و سنت را از معنا تهی کند. این دقیقاً همان نقدی است که ما درباره کارکرد رسانه گفتیم: رسانه اگر صرفاً تجمل نمایش دهد، فرهنگ را مصرفی میکند اما اگر درباره ارزشهای واقعی صحبت کند، میتواند معنا را احیا کند.در مجموع با توجه به حضور پرشمار مطالب تولید شده در تبریز در موضوع شب یلدا، گرایش غالب رسانهها در سه محور بازار و اقتصاد(تمرکز بر قیمتها و فشار معیشتی)، تصاویر سنتی و مراسمی (بازار، نمایشگاه، گفتگوهای خیابانی) و روایتهای هویتی رسمی بوده است.با وجود واقع گرایی، اما به ندرت میبینیم رسانهها از دل تجربه مردم سؤال معنا کنند، به چالشهای اجتماعی پشت این شرایط بپردازند، فرق میان نمایش تجمل و معنای واقعی یلدا را تحلیل کنند.
رسانههای تبریز تصویرِ «یلدای امروز» را میسازند اما غالباً سطحی و عکسمحور است، کمتر به بحث معنا و تجربه فردی میپردازد، فضا را به «بازار، خرید، سنت، آیین ظاهری» محدود میکند.یعنی رسانهها خبر گزارش میدهند، اما روایت اجتماعی تولید نمیکنند. با این نگاه می بینیم که رسانه میتواند معنا را زنده کند یا تهی کند.وقتی رسانه قیمتها را گزارش میکند، بازار سنتی را توصیف میکند، عکسهای رنگارنگ میگذارد، اما درباره اینکه «یلدا چه تاثیری بر روابط، هویت، تنهایی، امید و خستهگی اجتماعی دارد؟» سؤال نمیپرسد، آنگاه یلدا فقط یک تصویر است، نه تجربه اجتماعی.در این بررسی می شود مشاهده کرد که رسانههای رسمی بیشتر موضوعات را گزارش میکنند تا دلیل و تجربه را تحلیل کنند. رسانههای اجتماعی گاه تجملنما هستند و سنت را تهی میکنند. و کمتر دیده میشود که رسانه بپرسد: «چرا مردم امروز به یلدا نیاز دارند؟ همین شب چه معنایی برای آنها دارد؟» و پاسخ تجربههای واقعی مردم را روایت کند. یلدا، آیینی کهنسال، درختی ریشه در خاک فرهنگ ایران زمین است که در هزاره های مختلف، از پس هزاران طوفان و گردباد عبور کرده و خود را به امروز رسانده است. و گفتگوهای دقیق، عمیق و هدفمند با نگاهی به یافتن ضرباهنگ نقاط حساس و کاستن از بار روی دوش جامعه؛ چیزی که یلدای امسال و سالهای پیش روی جامعه ایرانی، به شدت به آن نیاز دارد.
18:23 - 30 آذر 1404