دختری با شال صورتی در میان پرچمها؛ قصه شبی در میدان صادقیه
ساعت از ۱۰ شب گذشته، جمعیت در میدان صادقیه موج میزند و دختری با شال صورتی را بین هزاران نفر میبینم؛ فوقلیسانس روانشناسی دارد و کارمند یک اداره در تهران است.
میپرسم اجازه عکس هست؟ لبخند تایید میزند و پرچم را بالاتر میگیرد. اما وقتی دلیل حضورش را میپرسم، نگاهش تغییر میکند: «به عشق رهبر اومدم. هر چی خوبیه ما در وجود آقا دیدیم، آقا مهربون بود و صداقت داشت، هر حرفی که زد من به حرفش رسیدم، راست میگفت و صادقانه با مردم حرف میزد.»از تاریخ میگوید، از سال ۱۳۲۰ تا امروز؛ از آمریکا، اسرائیل و انگلیسی که به هیچ تعهدی پایبند نبودند و وقتی شعار «مرگ بر آمریکا» که بلند میشود، پرچمش را بالاتر میچرخاند.دختر جوان از رهبر میگوید که «عاقبت به خیر شد»: آقا همه جا حمایتمون میکرد، با زبون خودمون باهامون حرف میزد، برای ما بد شد اما خوش به حالش عاقبت به خیر شد.نگاهش بغضآلود میشود وقتی میگوید: «باید تقاص بگیریم، الان همه دنیا از ایران حمایت میکنند. این نشون میدهد فقط آدم کافیه آزاده باشه، اگه دین هم نداره آزاده باشه. بچههای معصوم ما را کشتند.» این دختر جوان در میان فریادهای انتقام از دشمنان و غم شهادت رهبر، همچنان با لبخندی گرم در میدان، محکم و مقتدر ایستاده و پرچمداری میکند. انگار میخواهد بگوید: این نسل، بدون شعار زدگی، اما با چشمهایی باز، ایستاده تا حق را از باطل جدا کند.خبرگزاری فارستحلیل و اخبار زنان را متفاوت بخوانید؛#رهبر_شهید #رهبر #رهبرانقلاب #وطن #ایران #جنگ #جنگ_رمضان #آمریکا #ترامپ #اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #شهید #زنان #تهران #رهبری #انتقام #مذاکره 15:03 - 17 اردیبهشت 1405