مادری که پایش توان رفتن نداشت اما دلش کوه بود

گوشه‌ی خیابان، بر آن صندلیِ ساده و زیر سایه‌ی پرچمِ وطن نشسته بود؛همان‌جا که هر شب، پیمانش را تازه می‌کردپیمانِ ماندن،پیمانِ ایستادن تا آخرین نفس،پیمانِ نگهبانی از خاکی که به خونِ دلِ مردمانش سبز مانده است.فاطمه انیسی
09:21 - 22 مارس 2026

1 واکنش
28٫8 هزار بازدید