پایی جامانده در یک دشت

در این دشت زمین مضطرانه قطره‌ای آب می‌طلبد، در این شهر مادری با گلاب مزار پسر گمشده‌اش را از غبار می‌زداید، در این دشت پایی جامانده و در این شهر چشمی به راه است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، در این دشت پایی جامانده و در این شهر چشمی به راه... در این دشت جگری از تشنگی سوخته و در این شهر دلی از غربت سوخته... در این دشت زمین مضطرانه قطره‌ای آب می‌طلبد و در این شهر مادری با گلاب مزار پسر گمشده‌اش را از غبار می‌زداید... در این دشت به تعداد قطرات خون ریخته شده بر زمین شقایق روییده و در این شهر به تعداد قطرات اشک ریخته شده جان، شوریده... آری این دشت پر است از خاطرات اربا اربا، این شهر پر است از خاطرات دلیری‌ها و رشادت‌ها و اکنون در میانه میدان ما مانده‌ایم و کوله باری از خاطرات پاهای جامانده و دل‌های سفر کرده... به راستی ما را چه می‌شود؟! در کربلای امروز و در عاشورای پیش رو آیا تحفه‌ای برای عرضه کردن به پیشگاه جل و اعلی از این دنیا برگرفته‌ایم؟! ای خدای پاهای جامانده، پای‌مان در مرداب زندگی جامانده دستی از غیب بر ما فرو فرست... ای خدای چشم‌های اشکبار، بارانی از رحمت بی‌دریغ و واسعه‌ات بر ما فرو آر، باشد که کویر دل‌هامان سیراب شود از محبت بیکرانت... ای خدای پاهای جامانده به حول و قوه‌ات راهی از خیر و سعادت بر ما بگشا... انتهای پیام/63096/ع30
قاب دوربین1
QRCode 13960706000663
18:32 - 6 مهر 1396

1 بازنشر
0 بازدید




1 پاسخ