وقتی مسئله دیگر «حضور زنان در جامعه» نیست
سالها یکی از مهمترین مطالبات جنبشهای اجتماعی و سیاستگذاری عمومی در بسیاری از کشورهای جهان، افزایش حضور زنان در آموزش، اشتغال و عرصههای تصمیمگیری بود. طی چند دهه گذشته نیز این هدف تا حد زیادی محقق شد؛ نرخ تحصیلات عالی زنان افزایش یافت، حضور آنان در بازار کار گسترش پیدا کرد و بسیاری از موانع قانونی و ساختاری گذشته کاهش یافت.
گروه زنان: امروز، درحالیکه بخش قابلتوجهی از این اهداف محقق شده است، ادبیات علمی جهان از مسئله دیگری سخن میگوید؛ مسئلهای که دیگر تنها به «اشتغال زنان» مربوط نیست، بلکه به نسبت میان کار، خانواده، مراقبت، فرزندآوری و کیفیت زندگی بازمیگردد.امروز یکی از پرتکرارترین کلیدواژهها در مجلات معتبر علوم اجتماعی، مفاهیمی مانند «تعارض کار و خانواده» (Work–Family Conflict)، «بحران مراقبت» (Care Crisis)، «بار ذهنی» (Mental Load)، «فرسودگی والدین» (Parental Burnout)، «کاهش فرزندآوری» (Fertility Decline) و «اپیدمی تنهایی» (Loneliness Epidemic) است. گویی مسئله از این پرسش که «آیا زنان باید در جامعه حضور داشته باشند؟» عبور کرده و به این پرسش رسیده است که «چگونه میتوان میان نقشهای مختلف زندگی تعادل برقرار کرد؟» این تغییر جهت، تنها یک بحث نظری نیست. تقریباً همه کشورهای توسعهیافته و بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، امروز با پیامدهای اجتماعی این مسئله مواجهاند؛ پیامدهایی که از کاهش نرخ تولد و افزایش سالمندی جمعیت گرفته تا فرسودگی روانی والدین، افزایش احساس تنهایی و کاهش سرمایه اجتماعی را در بر میگیرد.تعارض کار و خانواده؛ مسئلهای که جهانی شدیکی از پرارجاعترین حوزههای پژوهشی دو دهه اخیر، تعارض میان مسئولیتهای شغلی و خانوادگی است. مطالعات متعدد نشان دادهاند هنگامی که افراد ــ بهویژه والدین دارای فرزند خردسال ــ ناچار میشوند میان الزامات شغلی و مسئولیتهای خانوادگی یکی را بر دیگری مقدم بدانند، احتمال تجربه استرس، فرسودگی شغلی، کاهش رضایت از زندگی، افت سلامت روان و کاهش کیفیت روابط خانوادگی افزایش مییابد.
بر همین اساس، بسیاری از دولتها در سالهای اخیر سیاستهایی مانند مرخصی والدین، ساعات کاری منعطف، دورکاری، توسعه مهدکودکهای عمومی و حمایت از والدین شاغل را در دستور کار قرار دادهاند. با این حال، بررسیهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نشان میدهد که حتی در کشورهایی با گستردهترین نظامهای رفاهی نیز یافتن تعادل پایدار میان اشتغال، فرزندپروری و زندگی خانوادگی همچنان یکی از دشوارترین چالشهای سیاستگذاری عمومی است. از بحران اشتغال تا بحران مراقبتاگر در دهههای گذشته مسئله اصلی، افزایش مشارکت اقتصادی زنان بود، امروز بسیاری از پژوهشگران از «بحران مراقبت» سخن میگویند.بحران مراقبت به این معناست که جوامع مدرن هر روز بیش از گذشته به خدمات مراقبتی نیاز دارند؛ از نگهداری کودکان و سالمندان گرفته تا مراقبت از بیماران و افراد دارای معلولیت. اما در مقابل، خانوادهها زمان، ظرفیت و منابع کمتری برای انجام این وظایف در اختیار دارند.اقتصاددانان و جامعهشناسان این وضعیت را یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست ویکم میدانند. به همین دلیل، مفهومی با عنوان «اقتصاد مراقبت» (Care Economy) به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اجتماعی تبدیل شده است؛ مفهومی که تلاش میکند ارزش اقتصادی و اجتماعی فعالیتهای مراقبتی را به رسمیت بشناسد و بخشی از بار آن را از دوش خانوادهها بردارد.
کاهش فرزندآوری؛ مسئلهای فراتر از اقتصادهمزمان با این تحولات، بسیاری از کشورها با کاهش مداوم نرخ باروری روبهرو شدهاند.گزارشهای OECD نشان میدهد تقریباً همه کشورهای عضو این سازمان در دهههای اخیر با کاهش نرخ تولد مواجه بودهاند و در بسیاری از آنها، میزان فرزندآوری به طور قابلتوجهی پایینتر از سطح جانشینی جمعیت قرار گرفته است. در شرق آسیا نیز کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور با وجود اجرای بستههای گسترده حمایتی، همچنان نتوانستهاند روند نزولی فرزندآوری را متوقف کنند.پژوهشگران تأکید میکنند که این پدیده را نمیتوان تنها با عوامل اقتصادی توضیح داد. امنیت شغلی، هزینه مسکن، کیفیت روابط خانوادگی، امکان جمع میان اشتغال و فرزندپروری، نگرشهای فرهنگی، احساس آیندهمندی و حتی تجربه تنهایی، همگی در تصمیم افراد برای تشکیل خانواده و فرزندآوری نقش دارند.به همین دلیل، در سالهای اخیر بسیاری از مطالعات، کاهش فرزندآوری را نه صرفاً یک مسئله جمعیتی، بلکه نشانهای از تغییرات عمیقتر در سبک زندگی، روابط اجتماعی و ساختار خانواده تلقی کردهاند.تنهایی؛ بحرانی که از سالمندان فراتر رفته استدر کنار این تحولات، مفهوم دیگری نیز بهسرعت وارد ادبیات سیاستگذاری شده است؛ «تنهایی».سازمان جهانی بهداشت در سالهای اخیر، تنهایی و انزوای اجتماعی را یکی از چالشهای مهم سلامت عمومی معرفی کرده است. مطالعات نشان میدهد احساس تنهایی نهتنها در سالمندان، بلکه در میان جوانان، والدین، زنان شاغل و حتی افرادی که از نظر اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار دارند نیز روبهافزایش است.
پژوهشگران معتقدند کاهش تعاملات خانوادگی، کوچکتر شدن خانوادهها، افزایش زندگی تکنفره، جابهجاییهای شغلی، فشارهای اقتصادی و محدودشدن شبکههای حمایتی سنتی، از عوامل مؤثر بر گسترش این پدیده هستند.مسئلهای که هنوز پاسخ نهایی نداردشاید مهمترین ویژگی این مجموعه از بحرانها آن باشد که هیچکدام پاسخ قطعی و مورد اجماع ندارند. دولتها، دانشگاهها و اندیشکدههای مختلف، هر یک از زاویهای متفاوت به این مسائل مینگرند؛ برخی بر توسعه خدمات عمومی تأکید میکنند، برخی بر اصلاح بازار کار، برخی بر سیاستهای جمعیتی و برخی دیگر بر بازتعریف نقش خانواده.در چنین فضایی، این پرسش مطرح میشود که آیا چارچوبهای نظری دیگری نیز وجود دارند که بتوانند این مسائل را از زاویهای متفاوت صورتبندی کنند؟ پاسخ به این پرسش، ما را به نظریهای میرساند که در سالهای اخیر در ادبیات جمهوری اسلامی ایران با عنوان «الگوی سوم زن» مطرح شده است؛ نظریهای که پیش از آنکه درباره اشتغال یا خانهداری سخن بگوید، نسبت میان خانواده، جامعه، هویت و مسئولیت را به شکلی متفاوت تعریف میکند.مرور پاسخهای رایج در ادبیات غرب (Work-Life Balance، اقتصاد مراقبت، مرخصی والدین، انعطاف شغلی و...) با استناد به پژوهشهای معتبر.
منابع :OECD. Fertility, Employment and Family Policy.OECD Family Database (شاخصهای خانواده، اشتغال و باروری).OECD. Society at a Glance.WHO (2023). Commission on Social Connection و گزارشهای مرتبط با تنهایی و انزوای اجتماعی.International Labour Organization (ILO). گزارشهای مربوط به Care Economy و کار مراقبتی.UN Women. Progress on the Sustainable Development Goals: The Gender Snapshot و گزارشهای اقتصاد مراقبت.Carlson, D. L., Petts, R. J., & Pepin, J. R. (2022–2024). مقالات درباره تقسیم کار خانگی، تعارض کار و خانواده و فرسودگی والدین در مجلات Q1.مقالات منتشرشده در Journal of Marriage and Family، Demography، Population and Development Review، The Lancet و Nature Human Behaviour درباره کاهش باروری، سلامت روان والدین و تغییرات ساختار خانواده.
12:58 - 9 تیر 1405