وقتی جنگ، ایران را به نقطه اشتراک تبدیل کرد بازتعریف هویت ملی ایرانیان در مقاومت 110 روزه

• فاطمه مطیری کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه درگیری اخیر میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده، صرف‌نظر از ارزیابی‌های متفاوت درباره ابعاد نظامی و سیاسی آن، به یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. این جنگ تنها در آسمان، دریا و میدان‌های نظامی جریان نداشت، بلکه در عرصه افکار عمومی، هویت ملی، مناسبات اجتماعی و روابط میان اقوام و مذاهب نیز ادامه یافت. بسیاری از تحلیلگران غربی و عربی پیش از آغاز درگیری، بر این باور بودند که فشارهای اقتصادی، اعتراضات اجتماعی سال‌های اخیر و شکاف‌های سیاسی موجود، جامعه ایران را در برابر یک جنگ فرسایشی آسیب‌پذیر خواهد کرد. با این حال، روند تحولات میدانی و اجتماعی در طول جنگ و پس از آتش بس، تصویری پیچیده‌تر و متفاوت‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شد به نمایش گذاشت.
هنگامی که «ایران» به نقطه اشتراک تبدیل شدیکی از مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی جنگ را باید در تقویت احساس تعلق ملی جست‌وجو کرد. در شرایطی که سال‌های اخیر با افزایش اختلافات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی همراه بود، آغاز حملات خارجی موجب برجسته شدن مفهومی مشترک به نام «ایران» شد.رسانه‌های غربی و عربی در گزارش‌های متعدد به این نکته اشاره کردند که برخلاف برخی برآوردها، ساختارهای اصلی کشور و بخش مهمی از پیوندهای اجتماعی در طول جنگ حفظ شد. حتی رسانه‌هایی مثل العربیه که نگاه انتقادی نسبت به جمهوری اسلامی داشتند نیز از شکل‌گیری نوعی همگرایی در برابر تهدید خارجی سخن گفتند. گزارش‌های منتشرشده در الجزیره نشان داد که بسیاری از جریان‌های سیاسی و اجتماعی، علی‌رغم اختلاف نظر با سیاست‌های داخلی، در موضوع حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی موضعی مشترک اتخاذ کردند.این همگرایی تنها در سطح شعار باقی نماند. در بسیاری از شهرها، شبکه‌های مردمی برای امدادرسانی، پشتیبانی از آسیب‌دیدگان، تأمین مایحتاج ضروری و اسکان خانواده‌های جنگ‌زده شکل گرفت. حضور داوطلبانه شهروندان از گرایش‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، بیانگر آن بود که سرمایه اجتماعی ایران همچنان از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است.در فضای مجازی نیز موج گسترده‌ای از تولید محتوا پیرامون هویت ملی، تاریخ ایران و ضرورت حفظ یکپارچگی کشور شکل گرفت. بسیاری از کاربران که پیش‌تر در موضوعات سیاسی اختلاف نظر داشتند، در برابر تهدید خارجی بر مشترکات ملی تأکید کردند. همین مسئله موجب شد مفهوم ملت ایران بار دیگر به عنوان یک مرجع هویتی فراگیر در مرکز توجه قرار گیرد
انسجام اقوام و مذاهب؛ شکست یک پیش‌بینی قدیمییکی از فرضیات رایج در برخی محافل امنیتی غربی و منطقه‌ای، احتمال بروز شکاف‌های قومی و مذهبی در صورت وقوع یک جنگ گسترده علیه ایران بود. این فرضیه بر مبنای تنوع قومی و مذهبی کشور و وجود برخی مطالبات محلی وتبعیضات قومیتی شکل گرفته بود. با این حال، تحولات ۱۱۰ روز جنگ، تاحدی تصویری متفاوت از واقعیت جامعه ایران ارائه کرد.در استان‌های مرزی از جمله خوزستان به خصوص در مناطق عرب نشین کم برخوردار مثل عین دو، کوت عبدالله و... ، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، کردستان و گلستان، نمونه‌های متعددی از مشارکت گروه‌های قومی در فعالیت‌های امدادی، پشتیبانی اجتماعی و تجمعات شبانه مشاهده شد. در بسیاری از مناطق مثل خوزستان، نهادهای محلی مثل مضیف، بزرگان قبایل و شیوخ عرب، فعالان مدنی و شخصیت‌های مذهبی بر ضرورت حفظ وحدت ملی تأکید کردند.در حوزه مذهبی نیز همکاری میان نهادهای دینی شیعه و اهل سنت افزایش یافت. مساجد، حسینیه‌ها، مراکز مذهبی و تشکل‌های مردمی در نقاط مختلف کشور به مراکز جمع‌آوری کمک‌های مردمی و سازماندهی فعالیت‌های اجتماعی تبدیل شدند. روحانیون و شخصیت‌های مذهبی در بیانیه‌ها و سخنرانی‌های متعدد بر اولویت امنیت ملی و ضرورت جلوگیری از گسترش اختلافات داخلی تأکید کردند.تحلیلگران مرکز مطالعات الجزیره نیز در ارزیابی‌های خود به این نکته اشاره کردند که جنگ نه تنها به فروپاشی انسجام داخلی ایران منجر نشد، بلکه موجب بازتعریف بسیاری از پیوندهای اجتماعی و تقویت احساس تعلق به سرزمین مشترک شد. این مرکز همچنین بر ناکامی بخشی از اهداف سیاسی جنگ در ایجاد شکاف داخلی تأکید کرد.
جنگ روایت‌ها و بازتولید سرمایه اجتماعییکی از ویژگی‌های برجسته این جنگ، هم‌زمانی نبرد نظامی و نبرد رسانه‌ای بود. میلیون‌ها پیام، تصویر، ویدئو و گزارش خبری در طول ۱۱۰ روز منتشر شد. آمریکا، اسرائیل، ایران و مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای تلاش کردند روایت خود را از تحولات میدانی به افکار عمومی تحمیل کنند.در چنین شرایطی، شبکه‌های اجتماعی به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های شکل‌گیری افکار عمومی تبدیل شد. با وجود محدودیت‌های ارتباطی، اختلال‌های اینترنتی و فضای پیچیده رسانه‌ای، بخش مهمی از ارتباطات اجتماعی از طریق شبکه‌های مردمی ادامه یافت.پژوهش‌های دانشگاهی منتشرشده درباره وضعیت ارتباطات در ایران طی ماه‌های جنگ نیز از نقش مهم شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات غیررسمی در حفظ پیوندهای اجتماعی سخن گفته‌اند.در بسیاری از شهرها، گروه‌های داوطلب مردمی وظایفی را برعهده گرفتند که در شرایط عادی در حوزه مسئولیت نهادهای رسمی قرار داشت. از توزیع اقلام ضروری تا کمک به جابه‌جایی خانواده‌ها و پشتیبانی روانی از آسیب‌دیدگان، بخش مهمی از این فعالیت‌ها از طریق اعتماد اجتماعی و همکاری‌های محلی انجام شد.جامعه‌شناسان معتقدند تجربه مشارکت جمعی در شرایط بحرانی، یکی از مهم‌ترین عوامل تقویت سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود. هرچند مشکلات اقتصادی و اجتماعی همچنان پابرجاست، اما تجربه همکاری میان گروه‌های مختلف اجتماعی در دوران جنگ می‌تواند به افزایش اعتماد متقابل میان شهروندان منجر شود
بازتاب منطقه‌ای انسجام ایرانیانمقاومت ۱۱۰ روزه تنها در داخل ایران مورد توجه قرار نگرفت. رسانه‌ها و خبرگزاری‌های عربی از جمله الجزیره، العربیه، الحدث ،المیادین ،الشرق الاوسط و دیگر رسانه‌های منطقه‌ای نیز به شکل گسترده تحولات داخلی ایران را دنبال کردند. بخشی از این رسانه‌ها پیش از آغاز جنگ بر احتمال گسترش اعتراضات داخلی و تضعیف انسجام اجتماعی تأکید داشتند. اما با ادامه درگیری‌ها، بسیاری از تحلیل‌ها به سمت بررسی ظرفیت‌های جامعه ایران برای مقاومت و حفظ انسجام تغییر جهت داد.برخی گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های عربی نشان داد که حتی منتقدان سیاست‌های منطقه‌ای ایران نیز ناچار به پذیرش این واقعیت شدند که ساختار اجتماعی کشور از توانایی بالایی برای سازماندهی و بازسازی خود در شرایط بحرانی برخوردار است. در بسیاری از تحلیل‌ها، تداوم فعالیت نهادهای اجتماعی، حفظ انسجام نسبی جامعه و عدم تحقق سناریوی فروپاشی داخلی به عنوان یکی از مهم‌ترین نتایج جنگ مورد توجه قرار گرفت.در سطح بین‌المللی نیز برخی تحلیلگران غربی بر این نکته تأکید کردند که فرضیه فروپاشی سریع ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران با واقعیت‌های میدانی انطباق نداشت. گزارش‌هایی که پس از توافق آتش‌بس منتشر شد، از استمرار ظرفیت حکمرانی، حفظ شبکه‌های اجتماعی و تداوم انسجام نسبی جامعه ایران سخن گفت.
در پایان ؛ مقاومت ایرانیان در مقابل آمریکا و اسرائیل بدون تردید خسارت‌های انسانی، اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی بر جای گذاشت. با این حال، یکی از مهم‌ترین نتایج این تجربه تاریخی را می‌توان در حوزه اجتماعی و هویتی مشاهده کرد. تقویت احساس تعلق ملی، افزایش همبستگی میان اقوام و مذاهب، فعال شدن شبکه‌های مردمی، گسترش همکاری‌های اجتماعی و ناکامی بسیاری از پیش‌بینی‌ها درباره فروپاشی انسجام داخلی، از جمله مهم‌ترین دستاوردهای اجتماعی این دوره محسوب می‌شود.واقعیت آن است که جنگ، بسیاری از شکاف‌های موجود در جامعه ایران را از میان نبرد و حتی شاید باعث شکل گیری مطالبات و توقعات جدی‌تری شد ، اما موجب شد بخش بزرگی از جامعه در برابر تهدید خارجی بر نقاط مشترک خود تمرکز کند. تجربه ۱۱۰ روز مقاومت نشان داد که هویت ملی ایرانی همچنان از ظرفیت بالایی برای ایجاد همگرایی در شرایط بحرانی برخوردار است. حفظ این سرمایه اجتماعی در دوران پس از جنگ، مهم‌ترین آزمونی خواهد بود که آینده انسجام ملی ایران را رقم خواهد زد.
10:48 - 3 تیر 1405

2 إعادة النشر2 التفاعل
5772 من المشاهدات