کردستان، سرزمین هم‌نوایی شیعه و سنی در ماتم عاشورا

محرم در کردستان فقط یک آیین سوگواری نیست؛ تلاقی اشک و وحدت است در سرزمینی که شیعه و سنی، شانه‌به‌شانه، زیر یک پرچم سیاه می‌ایستند و با دل‌هایی هم‌صدا، نام حسین(ع) را زمزمه می‌کنند؛ جایی که عشق به کربلا، مرزها را کنار می‌زند و دل‌ها را یک‌صدا می‌سازد.
5 MB
به گزارش خبرگزاری فارس از سنندج؛ محرم، آینه تمام‌قد به خاک افتادن عشق است؛ جایی که عشق، هفتاد و دو بار بر خاک می‌افتد اما هر بار از میان شعله‌های خویش چون ققنوسی جاودانه سر برمی‌آورد.بیش از ۱۴ قرن از عاشورای کربلا می‌گذرد، اما هنوز داغ گلوی بریده علی‌اصغر(ع)، دست‌های جداشده سقای تشنه‌لب و پیکرهای مطهر یاران حسین(ع) بر سینه تاریخ سنگینی می‌کند. در این میان، کردستان روایت متفاوتی از عشق به سیدالشهدا(ع) دارد؛ سرزمینی که شیعه و سنی دوشادوش یکدیگر، زیر پرچم حسین(ع)، تصویر باشکوهی از وحدت، ایمان و ارادت را به نمایش می‌گذارند. وقتی محرم از تاریخ عبور می‌کندمحرم تنها یک ماه نیست؛ یک جریان زنده در رگ‌های تاریخ است. روایتی که هر سال نه کهنه می‌شود و نه رنگ می‌بازد. گویی کاروان کربلا هنوز در راه است و صدای «هل من ناصر» هنوز از میان قرن‌ها شنیده می‌شود.در کردستان، با فرا رسیدن محرم، شهرها رنگ ماتم می‌گیرند. پرچم‌های سیاه بر سردر خانه‌ها می‌نشیند، کتیبه‌ها در کوچه‌ها برافراشته می‌شوند و عطر اسپند و اشک، فضای شهرها را آکنده می‌کند.سرزمینی که وحدت را زندگی می‌کندکردستان با بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر جمعیت، یکی از کم‌نظیرترین جلوه‌های همزیستی اسلامی را به نمایش گذاشته است. اینجا شیعه و سنی نه در کنار هم، بلکه با هم زندگی می‌کنند.محرم در کردستان، نمایشگاه بزرگ تقریب مذاهب است؛ جایی که عشق به اهل بیت(ع) مرزهای مذهبی را در می‌نوردد و همه دل‌ها در سوگ حسین(ع) به یک ضربان مشترک می‌رسند.
شاعران اهل سنت و قصیده‌های عاشوراارادت اهل سنت کردستان به خاندان پیامبر(ص)، تنها در آیین‌ها دیده نمی‌شود؛ این عشق در ادبیات و شعر نیز موج می‌زند.شیخ رضا طالبانی، شاعر بزرگ کرد اهل سنت، سال‌ها پیش حقیقتی را در چند بیت جاودانه کرد:«سنّیم سنی ولیکن حب آل مصطفیدین و آیین من و آبا و اجداد من است»این ابیات نه فقط شعر، بلکه سندی تاریخی بر پیوند عمیق اهل سنت کردستان با اهل بیت(ع) است.
شمع‌هایی که به عشق حسین روشن می‌شوندشب‌های تاسوعا و عاشورا در سنندج حال و هوایی دیگر دارد.مردم، از پیر و جوان، راهی امامزاده‌ها و اماکن متبرکه می‌شوند. شمع‌ها یکی پس از دیگری روشن می‌شوند؛ شعله‌هایی کوچک که روایتگر اندوهی بزرگ‌اند.در سکوت شب، زمزمه دعاها با اشک‌های عاشقان درهم می‌آمیزد و دل‌ها راهی کربلا می‌شود؛ به سوی خیمه‌هایی که قرن‌هاست در دل تاریخ می‌سوزند.
طشت‌های تشنه سریش‌آباد؛ روایت آب و عطشسریش‌آباد را «قم کردستان» می‌نامند؛ شهری که یکی از کهن‌ترین آیین‌های عاشورایی ایران را در دل خود حفظ کرده است.آیین طشت‌گذاری با قدمتی حدود ۵۰۰ سال، هر سال در واپسین روزهای ذی‌الحجه برگزار می‌شود.ریش‌سفیدان طشت‌های آب را بر دوش می‌گیرند و با شعار «الدخیل یا اباالفضل» وارد مسجد می‌شوند. هفتاد و دو سیب سرخ درون طشت‌ها قرار می‌گیرد؛ نمادی از هفتاد و دو شهید دشت کربلا.آب در طشت‌ها موج می‌زند، اما چشم‌ها به یاد لب‌های خشکیده کودکان کربلا بارانی می‌شود.
«ذوالجناح کو بابایم؟»؛ بغضی که هر سال تازه می‌شوددر برخی شهرهای کردستان، کودکان لباس کاروان کربلا بر تن می‌کنند.در کنار اسبی که نماد ذوالجناح است، نوحه‌ای جانسوز در کوچه‌ها می‌پیچد:«یا حسین مظلوم...ذوالجناح کو بابایم...»کودکان می‌خوانند و بزرگ‌ترها اشک می‌ریزند. گویی تاریخ دوباره تکرار می‌شود و یتیمان کربلا بار دیگر در جست‌وجوی پدران خود هستند.
13 MB
گل‌گیران بیجار؛ وقتی خاک زبان ماتم می‌شودبیجار، بام ایران، میزبان یکی از متفاوت‌ترین آیین‌های عاشورایی کشور است.صبح عاشورا، عزاداران گل بر سر و صورت خود می‌مالند؛ رسمی که ریشه در روایت‌های کهن مردم منطقه دارد.گل و گلاب درهم می‌آمیزد و بر چهره‌ها می‌نشیند؛ نشانه‌ای از اندوهی که هیچ واژه‌ای توان توصیف آن را ندارد.وقتی گل‌گیران وارد مساجد می‌شوند و فریاد می‌زنند: «عزا عزاست امروز...»فضای شهر رنگ و بوی کربلا می‌گیرد.
دهگلان؛ جایی که عشق به حسین مرز نمی‌شناسددر دهگلان، محرم تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ یک تجربه مشترک اجتماعی است.شیعه و سنی در کنار هم در مراسم عزاداری شرکت می‌کنند، نذری می‌دهند، اشک می‌ریزند و نام حسین(ع) را بر زبان جاری می‌کنند.اینجا هیچ تفاوتی دیده نمی‌شود؛ تنها چیزی که بر دل‌ها حکومت می‌کند، محبت سیدالشهدا(ع) است. از حلیم نذری تا نذر خونسحرگاه عاشورا، دیگ‌های بزرگ حلیم در خانه‌ها و حسینیه‌های کردستان به جوش می‌آید.مادران و بانوان با نیت ادای نذر، ساعت‌ها پای دیگ‌ها می‌ایستند تا صبح عاشورا سفره‌ای از محبت برای مهمانان حسین(ع) پهنشود.اما سال‌های اخیر، جلوه‌ای زیباتر نیز به این فرهنگ افزوده شده است؛ نذر خون.جایی که به جای زخمی کردن تن، خون زندگی‌بخش به بیماران هدیه می‌شود؛ پیامی روشن از اینکه مکتب حسین(ع)، مکتب حیات و نجات انسان‌هاست.شام غریبان؛ وقتی کردستان کربلا می‌شودشب عاشورا در کامیاران، شب دیگری است. شمع‌ها روشن‌اند، خیابان‌ها آرام‌اند و اشک‌ها بی‌صدا جاری.کودکان با شمع‌های کوچک در دست، یاد کودکان داغدار کربلا را زنده می‌کنند. مادران زیر لب نوحه می‌خوانند و مردان سر در گریبان فرو برده‌اند.گویی شام غریبان تنها یک مراسم نیست؛ بازآفرینی لحظه‌ای است که آسمان و زمین در سوگ حسین(ع) گریستند.
راهی که به بهشت می‌رسدعاشورا فقط روایت تشنگی و شمشیر و اسارت نیست؛ عاشورا دانشگاه آزادگی است. مکتبی است که به انسان می‌آموزد در برابر ظلم بایستد، حقیقت را فدای مصلحت نکند و برای دفاع از ارزش‌ها تا پای جان بایستد.۱۴۰۰ سال از آن ظهر خونین گذشته است، اما هنوز نام حسین(ع) دل‌ها را می‌لرزاند؛ هنوز پرچم عباس(ع) بر زمین نیفتاده و هنوز کاروان عاشقان در مسیر کربلا در حرکت است.و کردستان، این سرزمین وحدت و ارادت، هر سال با طشت‌های تشنه، شمع‌های روشن، گل‌های ماتم‌زده و دل‌های عاشق، یک حقیقت را فریاد می‌زند:راه حسین(ع) پایان ندارد؛ راهی است که از کربلا آغاز می‌شود و به بهشت می‌رسد.#عاشورا#امام_حسین#کربلا#ماتم_عاشورا#گل‌گیران
09:55 - 2 تیر 1405

2 Reposts
47k Views