قیام برای لبنان در نگین سبز کرمان
امشب در کرمان همه بودند، با همان صلابت همیشگی، با این تفاوت که پرچمهای لبنان و حزبالله را کنار بیرق ملی گذاشته و درد اسلام را فریاد زدند. «سید مجید قهرمان، کنار لبنان بمان»
خبرگزاری فارس ـ کرمان، این روزها «کوثر» نگین سبز کرمان است، مثل ۹۳ روز گذشته... تا چشم کار میکند از زمینش غیرت میجوشد و مردانگی بر میخیزد...از شیرخوره کالسکهنشین تا موی سپید کرده دوران، همه و همه مرد جنگ هستند و مبارزِ میدان دفاع! هر شب مجاهدان در راه خدا صف به صف میشوند و پیشقراول میدان جهاد!میآیند تا تکیهگاهی برای وطن باشند، آنها سربازان سلیمانیاند، در چشمهایشان نمک میریزند و پشت خستگیهایشان را به خاک میمالند. نمیخواهند حتی یک لحظه غفلت کنند.صغیر و کبیرشان، صدای زوزه گرگ شنیده و کفتارها را روی سر خانهشان دیده، همه در کنار هم سد محکمی شده و در مقابل دشمن قرار گرفتهاند. وصیت امام شهیدشان هر روز در گوششان زندهتر شده و یادشان مانده که ملت یکپارچه هر دشمنی را به زانو در میآورد.انگار همین دیروز بود، مراد ما در دی ماهی که گذشت و در حسینیهای که کمتر از دو ماه بعدش دشتی از لاله شد، دو بار پشت سر هم از وحدت سخن گفتند و تاکید کردند: «وحدتتان را حفظ کنید. وحدت را حفظ کنید؛ ملت یکپارچه بر هر دشمنی فائق میآید.»
حالا این مردم متحد بیش از ۳ ماه است که حول محور پرچم قرار میگیرند و مشق رزم میکنند، جمع میشوند در میدان کوثر و تکیهگاه وطن میشوند.امشب هم بودند، با همان صلابت همیشگی، با این تفاوت که پرچمهای لبنان و حزبالله را کنار بیرق ملی گذاشته و درد اسلام را فریاد زدند. «سید مجید قهرمان، کنار لبنان بمان» درد لبنان و بچههای حزبالله نای جانشان را کشیده بود و حتی عطر غدیر هم نتوانست بغض گلویشان را خفه کند، یکی در گوشه میدان میگفت، غم لبنان مرا کشت، اندوهش مریضم کرد، آنها به خاطر ما وارد جنگ شدند و حالا دارند تنها میجنگند، کاش میتوانستم کاری برایشان انجام دهم.جوابش را هم شنیدم: همین که اینجایی یعنی کار انجام دادی ... راست میگفت، خیابان بوی سنگر گرفته، عطر جهاد در راه خدا همه جا پیچیده، اول و آخرش را نمیدانم اما مدعیان خیابان در صفوف عاقبتبخیری ایستادهاند.
01:03 - 12 خرداد 1405