راهبرد میراث فرهنگی از صلح تا مقاومت

جنگ‌های امروز، نه با موشک که با تخریب حافظه ملت‌ها و هویت آنها پیروز می‌شوند. میراث فرهنگی، خط مقدم جدید دیپلماسی جهانی است؛ جایی که هر اثر تاریخی، سندی زنده برای صلح، هویت و تاب‌آوری در برابر تروریسم معرفتی به شمار می‌آید.
پایان «قدرت سخت» و ظهور «سیاست تمدنی»در نظم نوین جهانی، میدان نبرد به تدریج از حاکمیت بر خاک به تسلط بر «حافظه» و «هویت» تغییر ماهیت داده است. اسناد بین المللی و تحولات اخیر روابط بین الملل نشان می دهد که میراث فرهنگی از جایگاه یک کالای موزه ای صِرف خارج و به یکی از حساسیت یرین ابزارهای قدرت نرم و عرصه های امنیت ملی کشورها تبدیل شده است. در این چارچوب، آسیب به بناهای تاریخی نه یک «خسارت فیزیکی» که یک «جنایت راهبردی» علیه روایت تمدنی یک ملت تعریف می شود.این گزارش با بهره گیری از اسناد حقوقی بین المللی و نظریات نوین دیپلماسی، به تحلیل این گزاره می پردازد که حفاظت از میراث فرهنگی در ایران معاصر، یک راهبرد هوشمندانه برای تقویت انسجام داخلی و بازتعریف جایگاه جهانی ایران در دوران پسابحران است. ۱. چارچوب حقوقی؛ سلاح سرد در برابر آتش جنایتاساسی ترین سند در این عرصه، کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه است که به صراحت تخریب میراث فرهنگی هر ملت را «آسیب به میراث فرهنگی تمام بشریت» تلقی می کند. این کنوانسیون که زیر نظر یونسکو تدوین شده، تعهدات کشورها را به دو محور اصلی تقسیم می کند:۱. «حفاظت پیشگیرانه» : الزام کشورها به آماده سازی زیرساخت های فرهنگی در زمان صلح برای مصون ماندن در برابر مخاصمات.۲. «احترام به میراث» :ممنوعیت هرگونه خصومت، سرقت یا خرابکاری علیه آثار تاریخی، حتی در شرایط ضرورت نظامی.پاسخ دیپلماتیک ایران به حوادث اخیر، مبتنی بر همین چارچوب حقوقی طراحی شده است. استناد به بند ۴ ماده ۴ کنوانسیون لاهه که دولت اشغالگر یا متخاصم را از توجیه تخریب میراث با بهانه «ضرورت نظامی» منع می کند، مسیر حقوقی ایران در محاکم بین المللی (مانند دیوان بین المللی دادگستری) را هموار ساخته است.
۲. از «میراث دردناک» تا «تاب آوری اجتماعی»بحران اخیر، مفهوم «میراث تاریک» (Dark Heritage) را در گفتمان سیاسی ایران برجسته ساخته است. در ادبیات دانشگاهی، این مفهوم به مکان ها و یادمان هایی اطلاق می شود که یادآور رنج، جنگ و خشونت اند؛ مکان هایی که پتانسیل تبدیل شدن به «کاتالیزور صلح» یا «میدان بازتولید خصومت» را دارند.در عراق و سوریه تجربه تخریب آثار توسط داعش نشان داد که هدف قرار دادن هویت تاریخی، فروپاشی انسجام اجتماعی را به دنبال دارد. در مقابل، ایران با بازخوانی انتقادی این میراث دردناک در عرصه عمومی، در تلاش است تا حافظه جمعی را به اهرمی برای مقاومت فرهنگی تبدیل کند.بررسی ها حاکی از آن است که چنین رویکردی می تواند شکاف های هویتی را ترمیم و «سرمایه نمادین» ملت را در برابر تهدیدات آینده تضمین کند.۳. دیپلماسی میراث؛ ابزاری برای «ژئوپلیتیک روایت»جدیدترین پژوهش ها در حوزه «طیف دیپلماسی میراث» (Heritage Diplomacy Spectrum) نشان می دهد که کشورها از میراث خود در سه سطح متفاوت استفاده می کنند:۱. دیپلماسی تهاجمی مانند استفاده چین از روایت «جاده ابریشم» برای توسعه نفوذ ژئوپلیتیک خود.۲. دیپلماسی ترمیمی :تمرکز بر تاریخ مشترک برای کاهش تنش و بازسازی اعتماد.۳. دیپلماسی تدافعی : واکنش به تهدیدات خارجی برای ثبت و مستندسازی جنایات علیه هویت ملی.ایران در مقطع کنونی، در حال گذار از دیپلماسی تدافعی به سمت دیپلماسی میراث تمدنی است. ثبت پرونده های متعدد در یونسکو و پیگیری حقوقی تخریب ها، تلاشی برای تثبیت این گزاره است که ایران نه صرفاً یک «کشور-ملت» (Nation-State) که یک «تمدن-ملت» (Civilization-State) در نظام بین الملل است.
۴. پساجنگ؛ بازسازی خرابه ها یا بازآفرینی معنا؟تجربه کشورهای پس از جنگ مانند بالکان نشان می دهد که بازسازی فیزیکی بدون بازسازی فرهنگی، صلحی شکننده به ارمغان خواهد آورد. در این میان، دانشگاه ها و نهادهای علمی به مثابه «کارگاه های بازآفرینی هویت» عمل می کنند.تدوین برنامه های میان رشته ای میان «مطالعات میراث» و «علوم سیاسی» و اعزام هیئت های علمی برای بهره گیری از تجارب جهانی در مرمت (مانند مدل های مدیریت میراث ناملموس)، استراتژی اصلی ایران برای دوران پساجنگ تعریف شده است. هدف، تبدیل میراث از یک «ابژه هویتی» به یک «سرمایه انسانی جهانی» است که ظرفیت همگرایی منطقه ای را دارد.۵. ایران؛ تمدن‌ملتی با ظرفیت‌های بی‌نظیرایران به عنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، از ظرفیت عظیمی در حوزه میراث فرهنگی برخوردار است:تنوع قومی، زبانی و فرهنگی در کنار هزاران اثر تاریخیمیراث ناملموس شامل هنرهای سنتی، آیین‌های بومی، موسیقی و زبان فارسیثبت جهانی آثار متعدد در فهرست یونسکوحضور هنر و معماری ایرانی در حافظه تمدنی جهاناین ظرفیت‌ها، سرمایه‌ای راهبردی برای تقویت دیپلماسی فرهنگی کشور محسوب می‌شوند. در شرایطی که جهان با بحران‌های هویتی و گسترش خشونت مواجه است، فرهنگ ایرانی-اسلامی می‌تواند پیام‌آور گفت‌وگو، عقلانیت و همزیستی فرهنگی باشد.۶. جنگ و میراث فرهنگی؛ تجربه اخیر ایرانحمله به برخی مراکز تاریخی و فرهنگی ایران در جریان جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، نگرانی‌های گسترده‌ای را در میان نهادهای علمی، فرهنگی و بین‌المللی ایجاد کرد. تجربه جنگ‌ها در منطقه نشان داده است که:آسیب به آثار تاریخی، صرفاً تخریب فیزیکی نیستاین حملات، به حافظه تاریخی، هویت تمدنی و سرمایه فرهنگی ملت‌ها ضربه می‌زند.
هدف قرار دادن بناهای تاریخی، تضعیف هویت ملی و فروپاشی انسجام اجتماعی را دنبال می‌کند۷. نقش دانشگاه‌ها و نهادهای علمیدانشگاه‌ها و مراکز علمی در این عرصه نقشی کلیدی بر عهده دارند:تولید گفتمان فرهنگی و اجتماعی از طریق پژوهش‌های علمیتوسعه مطالعات میان‌رشته‌ای میان میراث فرهنگی، دیپلماسی، تاریخ، رسانه و علوم اجتماعیبازسازی فرهنگی و اجتماعی در دوران پساجنگآگاه‌سازی افکار عمومی نسبت به ضرورت حفاظت از سرمایه تاریخیتجربه کشورهایی که جنگ‌های طولانی را پشت سر گذاشته‌اند نشان می‌دهد که بازسازی زیرساخت‌های فیزیکی بدون بازسازی هویت فرهنگی، به صلح پایدار منجر نمی‌شود.رویارویی تمدن با بربریت مدرنرویدادهای اخیر در عرصه میراث فرهنگی ایران، یک دوگانگی ساختاری در نظم جهانی را آشکار ساخته است: تقابل «دموکراسی حافظه ای» که به دنبال حفظ دستاوردهای بشری است، با «تروریسم معرفتی» که در نابودی نمادهای تمدنی خلاصه می شود.اقدامات صورت گرفته از سوی ایران – از فعال سازی مکانیسم های حقوقی کنوانسیون لاهه تا بازطراحی روایت های ملی بر اساس مفهوم «میراث تاب آور» – نشان دهنده درکی عمیق از این واقعیت است که جنگ آینده، بر سر حافظه ها و هویت ها رقم خواهد خورد. بدین ترتیب، صیانت از میراث فرهنگی نه یک انتخاب، که یک ضرورت راهبردی برای تضمین امنیت وجودی و تداوم حیات تمدنی ایران در قرن بیست و یکم محسوب می شود.
میراث فرهنگی بنیانی برای آیندگان در نهایت باید تأکید کرد که میراث فرهنگی، صرفاً یادگار گذشته نیست، بلکه بنیانی برای آینده ملت‌هاست. در جهانی که جنگ‌ها و بحران‌ها بیش از هر زمان دیگری هویت فرهنگی جوامع را تهدید می‌کند:حفاظت و بازآفرینی میراث فرهنگی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده استدیپلماسی فرهنگی مبتنی بر میراث تاریخی می‌تواند زمینه‌ساز تقویت همبستگی ملی و افزایش اعتبار بین‌المللی باشدهر اثر تاریخی، نه یک یادگار، که سفیری برای صلح و سندی در برابر تروریسم معرفتی استتوجه به میراث فرهنگی، نه یک اقدام نمادین، بلکه بخشی از سیاست‌گذاری کلان فرهنگی و امنیت نرم کشورها محسوب می‌شود جنگ آینده، بر سر خاک و مرز نیست؛ بر سر حافظه‌ها و روایت‌ها رقم خواهد خورد. ملتی که میراث خود را حفظ کند، هویت خود را حفظ کرده و آینده‌ای برای گفتن خواهد داشت.#میراث_فرهنگی#تمدن#جنگ#محمدمهدی_مؤمنی_ها
22:15 - 30 اردیبهشت 1405

3 بازنشر3 واکنش
57٫2k بازدید