قوانین عبور از تنگه هرمز را، ایران بازنویسی میکند
ایران با فاز "تنظیمگری ساختاری" وارد اقتصاد بینالملل شده است. تهران با الزامیسازی تسویه عوارض عبور با "یوان"، فرآیند فرسایش پترودلار و مدیریت زنجیره تأمین انرژی و غذا را کلید زده است؛ تحولی راهبردی که با اعمال فشار بر سیاستهای پولی بانکهای مرکزی جهان، قواعد تجارت بینالملل را از گذرگاه حیاتی هرمز بازنویسی میکند.
گروه تحلیل بینالملل: آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، نه یک تنش نظامی مقطعی، بلکه آغاز یک جابهجایی بنیادین در مالکیت، مدیریت و کارکرد یکی از حیاتیترین آبراههای جهان است. برای نخستین بار در تاریخ، تنگه هرمز از یک «راهروی عمومی» به یک «دروازه حاکمیتی» با نظام مجوزدهی، تعرفه و اولویتبندی تبدیل شده است. این تحول راهبردی که بر ارکان «حقوق ملی» و «قدرت ترکیبی» ایران استوار است، شالودههای پترودلار، امنیت انرژی و زنجیره تأمین غذایی جهان را بازتعریف خواهد کرد. مبانی حقوقی؛ عبور از عرف به سوی حاکمیت ملینکته کلیدی اینجاست که ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS 1982) نیست؛ لذا مفادی چون «عبور ترانزیتی» که آزادی گستردهای به کشتیها از جمله عبور آزادانه از تنگه هرمز را میدهد، برای تهران الزامآور نیست. ایران تنها قواعد عرفی این کنوانسیون را در زمان صلح محترم میشمارد.طبق «قانون مناطق دریایی ایران مصوب ۱۳۷۲»، رژیم حاکم بر بخش ایرانی تنگه، «عبور بیضرر» (Innocent Passage) است. در شرایط کنونی که تنشهای نظامی با کشورهای متخاصم بالا گرفته، ایران با استناد به حق «دفاع مشروع» تحت منشور ملل متحد، تردد نفتکشهای مرتبط با دشمن را مصداق «عبور غیر بیضرر» تلقی کرده و بر اساس اصل مقابله با تجاوز، آن را محدود میسازد. نکته حائز اهمیت این است که این اقدامات با تعهدات هستهای ایران تحت NPT تعارضی نداشته و خللی در انجام تعهدات جاری ایجاد نمیکند.
ظهور «قدرت ترکیبی» و تنظیمگری فعالایران در هرمز نوعی «قدرت ترکیبی» (Fusion Power) ساخته است؛ ترکیبی از قدرت سخت نظامی، کنترل مالی و اشراف ژئوپلیتیکی. این مدل بر سه پایه استوار است:۱. کنترل عملیاتی و تنظیمگری: ایران برای نخستینبار «حق تنظیمگری» شامل تعیین زمان، مسیر و اولویت عبور را اعمال میکند. توقف ۴۰۰ کشتی پشت دروازههای هرمز درحالی که تنها سه کشتی در روز اجازه عبور مییابند، نشان از تسلط کامل بر ریتم تجارت جهانی دارد.۲. پایان سلطه پترودلار با «عوارض ریالی یا یوانی»: مهمترین بخش این راهبرد، الزام به پرداخت عوارض عبور به واحد پول «ریال» یا «یوان» است. هر نفتکشی که این عوارض را تسویه میکند، بخشی از سلطه انحصاری دلار را فرسوده میسازد. این اتفاق در بستر جهانی رخ میدهد که بانکهای مرکزی بزرگ (فدرال رزرو و اروپا) در تکانه هستند و انرژی، سیاست پولی جهان را به گروگان گرفته است.۳. اولویتبندی کالایی و اهرم امنیت غذایی: ایران با اجازه عبور به نفت و ممانعت از عبور کود شیمیایی، قدرت ساختاری خود را به رخ جهان میکشد. با توجه به اینکه ۴۹ درصد اوره صادراتی جهان (نهاده تولید غذا برای ۴ میلیارد انسان) از این منطقه تأمین میشود، توقف کشتیهای حامل کود عملاً امنیت غذایی جهان را به متغیری تحت کنترل ایران تبدیل میکند.
ریسکهای سیستماتیک و واکنش جهانیبحران هرمز اکنون از یک رخداد محلی به یک ریسک سیستماتیک جهانی بدل شده است:- رفتار اضطراری بانکهای مرکزی: فدرال رزرو به دلیل شوک عرضه قادر به کاهش نرخها نیست و بانک مرکزی اروپا برخلاف انتظار، نرخها را افزایش داده است.- جیرهبندی سوخت: کشورهایی نظیر کره جنوبی و اسلوونی وارد فاز جیرهبندی سوخت با کد QR شدهاند که بازتاب مستقیم کاهش شدید تردد در تنگه است.- ورشکستگی عملیاتی خطوط کشتیرانی: توقف ۴۰۰ کشتی میلیاردها دلار هزینه معطلی ایجاد کرده و بیمهگران بینالمللی را به بازنویسی نرخهای ریسک واداشته است؛ وضعیتی مشابه بحران کانال سوئز اما با ابعادی به مراتب بزرگتر.
دورنمای پس از جنگ و پیمانهای نوینایران با تکیه بر عدم عضویت در UNCLOS، مسیر را برای بازتعریف رژیم حقوقی تنگه هموار میسازد. در خصوص آینده تنگه هرمز پس از جنگ و موضوع وضع عوارض برای عبور ترانزیتی از طریق تنظیم و تایید یک کنوانسیون احتمالی تحت نظارت سازمان ملل، دستکم به صورت بالقوه امکاپذیر است. این اقدام میتواند منبع جدیدی از درآمدهای غیردلاری برای اقتصاد ملی ایران ایجاد کند.نتیجهگیری: ایران در مقام معمار ژئوپلیتیکایران با عبور از فاز «واکنشگری»، به «معمار نظم جدید جهانی» در حوزه انرژی تبدیل شده است. این نقش جدید، «معادله امنیت در برابر تحریم» را بازتعریف کرده و وزن واقعی تحریمها را با ایجاد درآمدهای ارزی غیردلاری فرسوده میسازد. تثبیت این «الگوی ایرانی»، نهتنها زنجیره عبور کشتیها را مدیریت میکند، بلکه زنجیره ارزش استراتژیک انرژی و امنیت جهانی را بازطراحی مینماید. هرمز اکنون میدان آزمایش نظمی است که در آن، جغرافیا و حاکمیت بر قواعد تحمیلی بینالمللی غلبه کردهاند.
13:18 - 15 فروردین 1405