منتظریم کِی شب حمله فرا می‌رسد

اصالتا اهل خارگ است و تمام هشت سال جنگ را در جبهه بوده. وقتی خبر تهدید به گرفتن خارگ را شنیده، خودش را رسانده بود آن‌جا: «منتظرم هلی‌بُرن کنند یکی دو تا خوبش رو به اسیری بگیرم.»
«بریم داخل بازارای گناوه یه چرخی بزنیم تا آلوده دنیا بشیم و شهادت ازمون دور بشه.» فرشته شهادت دور سرمان می‌چرخید. شب قبل آمریکا به پارس جنوبی حمله کرده بود و ما هم تهدید کرده بودیم خاک تاسیسات انرژی منطقه را به توبره می‌کشیم. در چنین شرایطی قرار بود پا به جزیره خارگ بگذاریم؛ خط مقدم احتمالی درگیری رودرروی ایران و آمریکا‌.سیدمحمدحسین قبلا برایم گفته بود که بابایش دوستی دارد که اصالتا اهل خارگ است و تمام هشت سال جنگ را در جبهه بوده. وقتی خبر تهدید به گرفتن خارگ را شنیده، خودش را رسانده بود آن‌جا. خارگ البته برای ما دیگر خیلی هم «آن‌جا» نبود. تا «این‌جا» شدن پنجاه کیلومتر ناقابل فاصله داشتیم که با حالت آهسته سریعترین شناورهای گناوه- خارگ می‌شد چیزی حدود یک‌و‌نیم ساعت.«منتظرم هلی‌بُرن کنن یکی دو تا خوبش رو به اسیری بگیرم.» این را دوست پدر سیدمحمدحسین پای تلفن‌ گفته بود. وقتی شنیدم گفتم بلوف می‌زند. به همین راحتی‌ها هم نیست که سربازهای یواس‌اس تریپولی و یواس‌اس باکسر را اسیر بگیرند.با همین تردیدها پا به جزیره گذاشتیم:«وقتی شایعه هلی‌بُرن رو دادن، با جزییات بود. مثلا می‌گفتن در فلان محله کنار ساحل هم موضع گرفتن. اون لحظه‌ای که خبر رو بهم دادن خیلی برام سخت بود. گفتم الانه که بیان دفتر امام جمعه رو بگیرن. بعدش البته فهمیدیم همه‌اش بلوف بوده. ولی روزهای بعد که دیدم نیروهای مردمی خودشون رو به خارگ رسوندن، بهترین اتفاق توی جنگ بود برام. احساس پشت‌گرمی کردم.»این را حاج‌آقا کارگر برایمان گفت.شیخ، امام جمعه خارگ است. شب جمعه توی حرم شهدای گمنام، مجلس روضه اباعبدالله گرفته بود.
صدایش جوان میزد ولی ریش‌ها را سفید کرده بود. فکر کنم بخشیش از اثرات جنگ و خبرهای تلخی بود که این روزها دائم می‌شنید.تا رسیدیم، فراز «بیچاره اون‌که حرم رو ندیده/ بیچاره‌تر اون‌که دید کربلاش رو» مداحی‌اش بود. بیست‌ سی نفر مرد و چند نفری زن روی تکه‌های موکت قهوه‌ای کنار مزار شهدای گمنام نشسته بودند و استخوان سبک می‌کردند.بعد از پایان مراسم، تا ده‌ونیم شب، گرفتمش به حرف: «شبی که حمله‌ها زیاد شد، کلاش را برداشتم و زدم بیرون. با تجربه‌ای که از سوریه داشتم، فکر می‌کردم این حجم بمباران مقدمه حضور روی زمین و تسخیر جزیره‌ست. هرجا می‌رفتم تا یک گوشه کار رو بگیرم، نمیذاشتن. نیروهای امنیتی و ناوتیپ همه‌جا بودن. می‌گفتن حاج‌آقا نیازی به شما نیست ولی من بالاخره یه‌جایی برای خودم پیدا کردم و منتظر بودم تا خشابم رو روی اولین آمریکایی توی جزیره خالی کنم.»وسط حرفها یاد صحبت‌های بومی‌های منطقه افتادم. می‌گفتند: «شبی که حمله سنگینی شد رفته بودیم روی پشت‌بام و نگاه کردیم تا اگه به تاسیسات نفتی‌مون حمله شد، بریم کمک برای خاموش کردن آتیش.»این‌ها را که شنیدم کمی دلم قرص شد که پهپادهایی که توی طول شب روی سر جزیره پرواز می‌کند، اگر یک روزی میل به تصرف جایی داشته باشد هم کار چندانی نمی‌تواند انجام دهد. جمهوری اسلامی امنیتش را از مردم می‌گیرد و این مردم خودشان را تا خارگ هم رسانده بودند.حرفهایش با صدای باد شدید و موج دریا قاطی شده بود. گوشم را جلوتر بردم تا حرفهایش را بهتر بشنوم. هر کلمه‌اش خون گرم را توی سرمای هوا می‌گرداند توی دانه‌دانه مویرگ‌هایم: «غیر از نیروهای امنیتی و بچه‌های ناوتیپ، ما فکر مسلح کردن مردم رو هم کردیم.»
بیشتر از این‌ها توضیح داد ولی هرچه کلامش ادامه پیدا کرد، تاکیدش هم بیشتر شد که فعلا رسانه‌ای‌شان نکنم. من ولی با همان جمله «مردمی کردن دفاع» فیضم را بردم. چیزی که سالها قبل آیت‌الله حائری شیرازی پیگیرش بود حالا قرار بود صورت عملی پیدا کند.✍️روزنگار جنگ رمضان؛ روایت محمدحسین عظیمی از سفر به جزیره خارگ
10:50 - 8 فروردین 1405



7 Replies

Profile picture of ‌محمد امرائی‌
@MohammadAmraei8 فروردین 1405
Replying to
Profile picture of ‌محمد امرائی‌
محمد امرائی

@MohammadAmraei  •  8 فروردین 1405

Suggestions

افزایش نظارت در هرمز؛ نگذاریم «اسب تروا» با کشتی‌های تجاری وارد شود

اسب تروا در تنگه هرمز؛ هشدار حمله پنهان با پوشش کشتی‌های تجاری تاریخ جنگ‌ها گواه آن است که پیروزی در برابر استحکامات مستحکم، اغلب با تکیه بر شگردهای غیرمستقیم چون فریب، نفوذ از نقاط ضعف و بهره‌گیری از مسیرهای جانبی حاصل شده است. این الگوی تاریخی، اکنون تحلیلی جدی را در مورد جایگاه راهبردی تنگه هرمز، این دژ مستحکم دریایی، به میان می‌آورد. افزایش کنترل ایران بر این آبراه حیاتی و ضرورتِ درخواست اطلاعات دقیق از شناورهای عبوری، دو تفسیر کلیدی را برجسته می‌سازد: 1. تقویت پدافند و اشراف اطلاعاتی: این رویکرد، مشابه افزایش گشت‌زنی و هوشیاری در یک قلعه مستحکم برای دفع تهدیدات احتمالی است. 2.حساسیت نسبت به نفوذ پنهان: این تفسیر، یادآور شگردهای تاریخی است که در آن فعالیت‌های تجاری ظاهراً عادی، به پوششی برای انتقال نیرو، تجهیزات یا اطلاعات حساس تبدیل می‌شدند. در چنین شرایطی، کارشناسان نظامی بر اهمیت حیاتیِ راستی‌آزمایی هویت و مقصد کشتی‌ها، بررسی دقیق مسیرهای پیموده شده و مدیریت هوشمندانه اطلاعات تأکید می‌ورزند. تجربیات تاریخی نشان داده است که تهدیدات بزرگ، گاه در قالب فرصت‌های روزمره و فعالیت‌های عادی رخنه می‌کنند. امروز، این تهدید می‌تواند در قالب جاسازی نیروهای دشمن در ناوگان عظیم کشتی‌های تجاری و نفت‌کش‌ها ظاهر شود. دکتر محسن سلگی، در تحلیلی عمیق که اخیراً در خبرگزاری فارس منتشر شد، با اشاره به مفهوم "اسب تروا" باستان به عنوان نماد فریب تاریخی، بر لزوم هوشیاری حداکثری در برابر اشکال نوین نفوذ در گذرگاه‌های استراتژیک تأکید کرده‌اند. این تحلیل‌ها یک هشدار جدی را منعکس می‌کنند: حفظ امنیت تنگه هرمز، به عنوان گلوگاه اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان، نیازمند رصدِ پیوسته، اشراف اطلاعاتیِ دقیق و کنترل هوشمندانه بر تردد شناورها است. کوچک‌ترین غفلت در این معادله، می‌تواند شکافی راهبردی در لایه‌های دفاعی ایجاد کرده و امنیت ملی و منافع جهانی را به مخاطره اندازد. ما با همراهی شما در این پویش، خواستار افزایش توجه عمومی و تقویت اقدامات لازم برای حفظ امنیت پایدار تنگه هرمز هستیم.

محسن سلگی

100
Claim report
1000
Follow up from the relevant official

Show this thread