مباهله ایران اسلامی با آدمخواران جزیرهی بدنام؛ تراز نهایی حق و حقیقت در هنگامهی غبار و غوغا
✍️حسین انجدانیدر زوایای ژرف تاریخ وحی، آنگاه که حجتهای کلامی ره به بُنبست میبرد و مجادلاتِ کاذب، غبار بر آیینهی حقیقت مینشاند، دستگاه ادراک عمومی، مسمومِ روایت باطل میشود و غلبهی لفظ، مانع نفوذ معنا میگردد، سنّت الهی، «مباهله» را رقم میزند؛ تا معرکهی تفصیل، در محک ایمان، فصل شود و ساحتِ صدق، از ساحتِ تردید، ممتاز گردد.مباهله، قاعدهای در هندسهی تاریخ نهاییِ تقابل جبههی حق و باطل است. مباهله، چکاد منطقِ ایستادگی در برابر غوغای تحریف است؛ آنجا که دلیل، به تنهایی، کفایت نمیکند، و حق، باید با هستیِ خالصِ خود، خود را بر باطل عرضه کند.مباهله، نمایش قدرت نرم ایمان در برابر تزویر مسلح است. همانگونه که نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله، در برابر قوم نجران، آنگاه که مجادلهی منطقی راه به جایی نبرد، به میدان مباهله آمدند تا حق، از طریق حقیقت، نه در ساحت بیان، که در ساحت «بقاء در میدان» تجلی یابد، امروز نیز منطق جمهوری اسلامی، نه ستیزهگری، که دعوت خصم به میدان مباهلهی تاریخی است: اگر شما راست میگویید، بمانید؛ ما با «انفسنا و ابناءنا و نساءنا» آمدهایم.در شرایطی که هیمنهی رسانهای دشمن، تلاش دارد قدرت نرم ایمان ایرانی را زیر آوار شایعات و عملیات روانی دفن کند، یاد مباهله، ما را به این نکته هشدار میدهد: در جدال نهایی، آنکه ایمانش اصیلتر است، در میدان خواهد ماند و طرف مقابل، دیر یا زود، عقب خواهد نشست. چنانکه اسقف نجران، در برابر پنج حقیقتِ نورانی، خود را باخت و امضای شکست بر صورت مسیحیت تحریفشده نقش بست.
امروز، ترامپ قمارباز، صهیونیسم مفلوک و امپراتوری لیبرال غرب، در نقش همان اسقفِ نجران ظاهر شدهاند؛ در برابر همان پنج حقیقت صف کشیدهاند: عقلانیت سیاسی الهی، ایمان عمومی، ولایتِ جامع، اخلاص شهیدان، و حضورِ مردمی. اگر آنان، با ائتلاف زر و زور و تزویر، آمدهاند تا حق را به حاشیه برند؛ ما، به رسم مباهله، با همهی هستیمان ایستادهایم. ایران اسلامی، امروز در مباهلهای فراگیر قرار گرفته است: مباهله با استکبار، با امپراتوری رسانهای دروغ، با ستون پنجم داخلی، و با تاریخِ تحریف.اگر در مباهلهی صدر، خصم، با دیدن شکوه نور در قامت پنج حقیقت معصوم، به هراس افتاد و واپس نشست، امروز نیز جنایتکاران جزیرهی اپستین، در برابر اجلال قائد عزیز و شهید امت و سرداران شهید، شعور الهی و روحیهی حماسی مردم بویژه در تجمعات ظفرمندانه در میادین و خیابانهای کل کشور، و حکمتِ جاری در کلام خلف صالح رهبر شهید و امام عزیز جامعه، به رعشه افتاده است.لذا مباهله، تنها رویدادی در صدر اسلام نبود؛ مباهله، سنّت همیشگی پروردگار در تقابل «حق ممتد» با «باطل موقّت» است. آنکه امروز ندای صلح تحمیلی و آتشبس سر میدهد، بداند که با منطق مباهله بیگانه است. آنکه در صف ایمان نمیایستد، خواه ناخواه، در صف نجران جا خواهد گرفت. و آنانکه در این جنگ همهجانبه، همچنان از «خطر شلیک» بیشتر از «خطر سکوت» میهراسند، هنوز عمق میدان مباهله را درنیافتهاند.مباهله، لحظهی تمییز صفوف مؤمنان از مدعیان است. و هر آنکس که در روزگار نزول حجت، زبان به تردید بگشاید و در لحظهی جهاد، سخن از مصالحه با ظلم گوید، مشمول قهر الهی خواهد شد.
مباهله، همواره یک قاعده است: هر کس بر حق است، در میدان میماند. امروز، ملت ما، با «ابناءه» در جبههها، با «نساءه» در عمق اجتماع، با «انفسه» در خط مقدم ایمان، آمادهی مواجههای به مراتب عظیمتر است. ایران قوی بهدنبال اقامهی حق است؛ همان اقامهای که در روز مباهله با آوردهی پنجتن آل عبا تثبیت شد، و امروز با خون شهدای مقاومت و سیدالشهدای انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی شهید سیدعلی خامنهای اعلیاللهمقامه و قدس الله رمسه، صیقل مییابد.و خصم، اگر شعوری از حکمت و شرری از عبرت در دل داشته باشد، بداند که در این مباهلهنامهی تاریخی، گریزی جز عقبنشینی، و نصیبی جز ندامت ندارد. چراکه این مباهله، نه در ساحَت احتجاج، که در صحنهی حضور است؛ و نه با زبان تنها، که با شمشیر روایت، موشک قضاوت، صبر در مصیبت، و ایستادگی در محنت، معنا مییابد.
17:37 - 6 فروردین 1405