ایران؛ شکوهی که تحقیر نمیشود
« ز شیر شتر خوردن و سوسمارعرب را بدان جا رسیدهست کارکه تخت کیانی کند آرزوتفو بر تو ای چرخ گردون تفو »فردوسی بزرگ
این ابیات شاهنامه بازتابی از روحیهٔ سرسخت و حساسیت عمیق نسبت به شأن و منزلت ایران در ذهن فردوسی است. شاعر با ساختن تضادی تند میان «زیست ابتدایی در بیابان» که در تصویر «شیر شتر و سوسمار» خلاصه شده و «تخت کیانی» بهعنوان نماد شکوه، تمدن و فرمانروایی ایران باستان، نشان میدهد که چگونه دگرگونیهای تاریخ میتوانند احساس تحقیر و شگفتی را در دل یک ملت برانگیزند. اما او در پایان با خطاب به «چرخ گردون» در واقع یادآوری میکند که این تحولات نتیجهٔ گردش زمان است، نه نابودی یک فرهنگ یا هویت. در پسِ خشم شاعر، نوعی پیام پنهان نیز دیده میشود: شکوه فرهنگی و تاریخی ایران چیزی نیست که با تغییر قدرتهای سیاسی از میان برود، و هر تلاشی برای تحقیر آن در نهایت در برابر عمق تاریخ، زبان و فرهنگ این سرزمین رنگ میبازد.دقت شود مخاطب شعر ارتباطی با عرب و عجم ندارد و صرفا منظور حکومت ابتدایی است !دکتر عادل شیرازی#جنگ #عرب #ایران #آمریکا #اسرائیل 10:41 - 29 اسفند 1404