مرجفون مشغول کارند
بعضیها با خبری که میدهند، با تحلیلی که میکنند، با تفسیری که از وقایع میکنند، در هنگام مبارزه با دشمن، در مردم تردید و ترس ایجاد میکنند. قرآن اینها را «مرجفون» مینامد. خدای متعال به پیغمبر (ص) میفرماید اگر اینها از این کارشان دست برندارند، تو را مأمور میکنیم که به سراغ اینها بروی و مجازاتشان کنی. در شرایط امروز هم بازار مرجفون داغ است. اما مرجفون انواع مختلفی دارند.
انواع مرجفون
در بحبوحه جنگ، مرجفون، که کارشان ایجاد تزلزل (رجفه) در قلوب مومنین است، همیشه دست به کار بوده و خواهند بود. مرجفون انواع مختلفی دارند. برخی از این انواع، ناخودآگاه و به دلیل ترس یا ویژگیهای شخصیتی، دچار این خطا می شوند، و قصد فتنه جوئی ندارند. اما برخی از انواع مرجفون، این کار را آگاهانه و با تلاش فتنه جویانه انجام می دهند.
• در یک سر طیف، آدمهای ترسوی فامیل و دوستان و کوچه و بازار هستند که ترس خود را با رفتار هراسناک خود، به دیگران منتقل می کنند. • در این طیفها جلوتر بروید، به کسانی می رسید که با حرفهای نگران کننده و ابراز ناامیدی دل دیگران را می لرزانند (گلامپ). • کمی جلوتر، افرادی هستند که از دشمن غول بی شاخ و دم و شکست ناپذیری می سازند، که با فشار یک دگمه، تمام سیستمهای ما را از کار می اندازد، و باید حتما با او که کدخدا است، مذاکره کنیم، تا نجات پیدا کنیم (مصداقش را خودتان پیدا کنید). • کمی جلوتر، افرادی هستند که با تحلیلها و دو دو تا چهارتای منطقی، سعی می کنند نشان دهند که مستدل و مستند، ما در حال شکست خوردن هستیم؛ و حتی اگر نشانه های میدان، حاکی از موفقیتهای چشمگیر ما است، اما این موفقیتها موقتی است، ظاهری است، و دشمن قوی تر از این حرفها است و حتما حساب کار را کرده و فعلا دارد می گذارد که ما تخلیه شویم که یکدفعه حساب کار ما را برسد.• کمی جلوتر، افرادی هستند که خود در مسئولیتها و کارهایشان تعلل و سستی می کنند، و پرونده مشکلات را بزرگ کرده و روی میز می گذارند و آخر همه کارها را بن بست ترسیم می کنند و جام زهر را هم روی میز می گذارند، که باید خورد!
• کمی جلوتر هم، افراد هستند که هی مشغول هیاهوی رجزخوانی هستند که ما شکست نمی خوریم، و زیر بار ظلم نمی رویم، و ... اما وسط رجزهایشان، کد می دهند که وضع خراب است، و بعضا هم عباراتی می گویند که پیام به دشمن می دهد که ما مستاصلیم و حالا ببنیم چکار بکنیم (مودبانه چه خاکی بر سرمان کنیم). (توضیح آنکه دو رجز خوان داریم: نوع اول رجز خوان از جنس شجاعت و شهامت، نظیر رجزخوانی محکم یاران حضرت اباعبدالله در صحرای کربلا، که هم باعث ترس در دل دشمن می شود، و هم اطرافیان را برای نبرد تهییج می کند. و نوع دوم رجزخوانی پرهیاهوئی که از ترس مشغول رجز خواندن برای ترساندن دشمن است، اما در دل متزلزل است. رجز خواندن این نوع دوم، به صورت ناخودآگاه خودش بر تزلزل اطرافیان می افزاید).• و عده ای هستند که از ترس صحبت نمی کنند، اما با کلام و تحلیل و بیانیه و انواع دیگری نظیر آن، در جامعه برای مبارزه و استقامت و پایداری تردید ایجاد می کنند. نبرد و مشکلات ناشی از آن را شایسته مردم ایران نمی دانند، و آرمانها و فرصتها را در آن، از دست رفته می دانند. حکمرانی را در مبارزه نادرست نشان میدهند، و به وعده های صلح و گفتگو به جای موشک، دل می بندند. • .... و انواع دیگری در این بینابین!
برخی از این مرجفون، از ترس و برخی نیز به مکر و نفاق و نفوذ و به خیانت، به ترساندن مردم و مسئولین مشغولند. ولی هر دو، باعث سست شدن جامعه و حکومت در نبرد می شوند.
مرجفون در قرآن
قرآن کریم به تقبیح، هشدار و تهدید مرجفون می پردازد. إِذْ جَاؤُوکُم مِّن فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا ﴿10﴾ هُنَالِکَ ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا ﴿11﴾ وَإِذْ یقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا ﴿12﴾ وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ یا أَهْلَ یثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا ... ﴿13﴾ ... لَئِن لَّمْ ینتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِینَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا ﴿60﴾ مَلْعُونِینَ أَینَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا ﴿61﴾
هنگامی که [در نبرد، دشمن] از بالا و پائین به سمت شما آمد، و چشمها خیره شد و جان به لب آمد، و به خدا گمانهای مختلف کردید (10) اینجا بود که مومنان آزمایش شدند و در تزلزل شدید گرفتار شدند(11) و هنگامی که منافقان و کسانی که دلهای بیمار دارند، گفتند که خدا و رسولش به ما وعده فریب دادند(12) و هنگامی که گروهی از شما گفتند که اهل مدینه، در شهر نمانید و برگردید... (13) ... اگر منافقان و کسانی که دلهای بیمار دارند، و مرجفون در شهر، دست برندارند، تو را بر آنها می شورانیم و بجز اندکی نمی توانند در کنار شما بمانند(60) آنها ملعونند! هر جا که آنها را یافتید؛ بگیرید و به شدت بکشید!(61) ابعاد دیگر مرجفون در آیات سور مختلف، و بخصوص سوره مبارکه احزاب بیان شده است.
پایمردی و استقلامت
ضمن آنکه در نقاط مختلف قرآن کریم، خداوند متعال بر پایمردی در میدان نبرد، تاکید می کند:فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿112﴾ وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ﴿هود، 113﴾پس تو هر کسی که همراه تو توبه کرده است، استقامت کنید، آنچنان که به شما امر شده است، و تخطی نکنید، که خدا به آنچه انجام می دهید، بینا است (112) و به ظالمان تمایل پیدا نکنید، که آتش به شما می رسد، و به غیر از خدا، یاری پیدا نمی کنید، و یاوری نمی شوید(113)
نه تنها نترسید، بلکه دشمنان خود را بترسانید:فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یذَّکَرُونَ ﴿ 57﴾ ... وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یعْلَمُهُمْ .... ﴿انفال، 60﴾پس هنگامی که در میدان به آنها دست پیدا کردی، با شدت آنها و کسانی را که پشتیبان آنها هستند، تار و مار کن، تا متذکر شوند[و از تصور جنگ با تو منصرف شوند]. (57)... و برای آنها در حد استطاعت خود، نیرو [و سلاح] و اسبهای ورزیده آماده کن، که به آنها دشمنان خدا و دشمنان خودتان و کسان دیگری (را که نمی شناسید ولی خدا آنها را می شناسد) بترسانید...(60)وَلاَ تَهِنُواْ فِی ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَکُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ یرْجُونَ وَکَانَ اللّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿نساء، 104﴾و در دنبال کردن قوم [دشمن] سستی نکنید. اگر شما آسیب دیده اید، آنها همان همانطور که شما آسیب دیدید، آسیبب دیده اند، و شما امیدی از خدا [برای یاری و پاداش] دارید، که آنها ندارند، و خدا دانا و حکیم است(104) (و آیات متعدد دیگر در این زمینه)
تحلیل امام شهید
و امام شهید ما نیز در این مورد اینگونه فرموده اند:در جنگ احد - همین طور که اطلاع دارید؛ شنیدهاید یا خواندهاید - مسلمانها اول پیروز شدند؛ بعد به خاطر دنیاطلبىِ یک عده از خودشان، دچار شکست شدند. کسانی از اینها به شهادت رسیدند - مثل جناب حمزهی سیدالشهداء و دیگران - بقیه هم فرار کردند و رفتند روی آن کوه؛ دشمنان هم در آخرِ آن روزی که این جنگ انجام گرفت، با دست پر و با خوشحالی آنجا را ترک کردند و این غصه و این عقده در دل مسلمانها ماند. پیغمبر فرمود شهدا را بردارند و به مدینه بیاورند - احد نزدیک مدینه است - راه افتادند، آمدند وارد مدینه شدند. در میان افرادِ بازگشته به مدینه، مجروح هست، جانباز هست، اجساد مطهر شهدا هست، خانوادههای داغدار هستند. مدینه غوغا شد از لحاظ گریه و نوحه و زاری برای کشته شدهها، و بعد هم ناکامی در این جنگ؛ اینها همه تلخ بود.
شبِ آن روزی که این حادثهی تلخ اتفاق افتاده بود، برای پیغمبر خبر آوردند که یک عده از مشرکین بعد از آنکه از مدینه دور شدند، به این فکر افتادهاند که حالا که مسلمانها شکست خوردند، خوب است ما حمله کنیم و کار مسلمانها را تمام کنیم. این خبر که به مدینه رسید، یک عده از آدمهای دهنلق - یا مغرض یا جاهل که شایعات بد را بلافاصله مثل برق و باد منتشر میکنند - شروع کردند این را منتشر کردن. اینگونه افراد همین قدر که خبر به گوششان برسد - چه راست باشد، چه دروغ - بلافاصله شروع میکند آن را پخش کردن. آن زمان هم این افراد بودند، امروز هم از این قبیل افراد هستند. اینها شروع کردند توی مدینه خبر را منتشر کردن. گفتند آقا پدرمان درآمد؛ اینها به ما حمله میکنند؛ بترسیم، چه، چه، چه. بنا کردند توی دل مردم را خالی کردن. اینجا پیغمبر اکرم آمد وسط میدان. در یک چنین جاهائی، اِعمال آن روح نبوت لازم است.
پیغمبر مردم را جمع کردند، گفتند همه بیائید توی مسجد. آمدند توی مسجد. فرمود: شنیدم دشمن در فلان نقطه اجتماع کرده؛ منتظر است که شما غفلت کنید، به شما حمله کند. باید همین امشب بروید آنها را تارومار کنید. گفتند: حاضریم یا رسولاللَّه! فرمود: نه؛ فقط کسانی که امروز در جنگ احد بودند، آنها باید بروند. یعنی همانهائی که خستهاند، همانهائی که از صبح تا شب جنگیدند، همانهائی که بدنشان هم زخمی است، باید بروند؛ هیچ کس غیر از اینها نباید برود. اول یک عدهای شاید تعجب کردند، بعد دیدند عجب حکمی است. کسانی که آن روز در جنگ احد بودند، آسیب هم دیده بودند، خسته هم بودند، بلافاصله جمع شدند. پیغمبر گفت بروید این قضیه را تمام کنید و برگردید.
کسانی که آن زخم را امروز خوردهاند و ضربهای را که دشمن وارد آورده، مایلند جبران کنند و ضربهی متقابل بزنند، خودشان دستشان توی کار بوده، نه اینکه خبر را از دهن این و آن شنفته باشند، همینها را پیغمبر به خط کرد، بسیج کرد و گفت شماها باید بروید. اینها یک عدهای بودند - خیلی هم نبودند - سوار شدند و راه افتادند طرف همان منطقه، و دشمنی را که کمین گرفته بود، غافلگیر کردند و به او ضربه زدند و تارومار کردند و برگشتند. آیهی شریفه نازل شد: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم». مؤمنین آن کسانی هستند که وقتی شایعهپراکنها آمدند گفتند علیه شما آنجا جمع شدند و بترسید، «فزادهم ایمانا»؛ اما این ترس که به وجود نیامد، انگیزه و ایمان آنها تقویت و بیشتر هم شد. «و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل»؛ (۱) گفتند خدا کافی است، کار موکول به خداست. ببینید این چه معرفت عظیمی است. کار را شما داری میکنی، بازوی شما دارد کار میکند، فکر شما دارد کار میکند، قلم شما دارد کار میکند؛ اما کار، کار خداست؛ موکول به اوست.
موکول به خدا بودن معنایش این نیست که ما کنار بنشینیم، بگوئیم خدا خودش درست کند؛ نه، خدا اینجوری درست نمیکند. اینکه من و شما یک کاری را انجام بدهیم، مغرور بشویم و خیال کنیم ما بودیم که کردیم، خیال کنیم که ما یک کار برجسته انجام دادیم، این هم غلط است، این هم نادرست است. اگر خدای متعال کمک نکند، اگر هدایت نکند، اگر توفیق ندهد، هیچ کاری نمیتوانید بکنید؛ هیچ نتیجهای را هم به دست نخواهید آورد.
وقتی دو عنصر همراه شد؛ یعنی شما از یک طرف به خدا توکل کردید، از خدای متعال استمداد کردید، خدا را حاضر و ناظر دانستید، خدا را صاحب کار خودتان دانستید، و از طرف دیگر همهی نیرویتان را پای کار آوردید، این میشود همان شکل درست. «قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل»؛ این توصیف اینهاست. نتیجهی کارشان هم در آیهی بعد ذکر میشود: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه».(۲) رفتند و برگشتند، بدون اینکه کوچکترین ضربه و زخمی بر آنها وارد شده باشد. آنها توانستند دشمن را تارومار کنند و همهی موجودیهای دشمن را مصادره کنند و غنیمت بگیرند و بیاورند. آنها نه فقط توطئه را خنثی کردند، بلکه یک درآمدی هم برای مدینه و حکومت پیغمبر در سال سوم - که سال جنگ احد است - درست کردند.میخواهند ما اینها را به یاد داشته باشیم. اینها فقط تاریخ نیست، خاطره نیست؛ اینها درس است. میخواهند من و شما این حقایق را به یاد داشته باشیم و اینها را در زندگیمان اعمال کنیم. بیانات در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولیامر با رهبر انقلاب، 22/ 4/ 1389
یک نکتهی مهم در باب امنیّت ــ که خوب است من اینجا در خدمت شما خانوادههای عزیز شهیدان مطرح کنم ــ مسئلهی «امنیّت روانی» جامعه است، که کمتر به این توجّه میشود؛ امنیّت روانی جامعه؛ یعنی دچار اضطراب نکردن مردم، دچار ترس و تردید نکردن مردم؛ این[طور] است دیگر؛ این خیلی مهم است. بعضیها با خبری که میدهند، با تحلیلی که میکنند، با تفسیری که از وقایع میکنند، در مردم تردید ایجاد میکنند، ترس ایجاد میکنند؛ این از نظر خدای متعال مردود است؛ قرآن صریح است در این معنا؛ قرآن صریح در این معنا است: لَئِن لَم یَنتَهِ المُنافِقونَ وَ الَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ وَ المُرجِفونَ فِی المَدینَة؛(۲) «مرجفون» یعنی همینها. «مرجفون» یعنی کسانی که در دل مردم اضطراب ایجاد میکنند، ترس ایجاد میکنند؛ اگر چنانچه اینها از این کارشان دست برندارند، خدای متعال به پیغمبر میفرماید: لَنُغریَنَّکَ بِهِم؛(۳) تو را مأمور میکنیم که به سراغ اینها بروی و مجازاتشان کنی. اینقدر این مسئلهی امنیّت روانی مهم است. مرجفون همان کسانی هستند که امنیّت روانی جامعه را به هم میزنند، شایعهسازی میکنند؛ بعضیها از روی غرض، از مسائل گوناگون تحلیلهای غلط ارائه میدهند.
این کسانی که با فضای مجازی ارتباط دارند، به این نکات توجّه کنند! همهچیز را ــ هر چه به ذهن انسان میرسد ــ در فضای مجازی نبایستی منتشر کرد؛ ملاحظه کنید اثرش چیست؛ ببینید روی مردم، روی فکر مردم، روی روحیهی مردم چه تأثیری میگذارد. آن کسانی هم که دربارهی فضای مجازی ــ که حالا مکرّر اسمش آورده میشود و بحث میشود و مانند اینها ــ میخواهند تصمیمسازی کنند و تصمیمگیری کنند، به این بُعد قضیّه توجّه کنند. توجّه کنند که چطور ممکن است در فضای مجازی، یک تحلیل غلط، یک خبر غلط، یک برداشت غلط از یک مسئله مردم را دچار اضطراب کند، دچار تردید کند، دچار ترس کند. اینها چیزهایی است که امنیّت روانی جامعه را از بین میبرد. در بحث امنیّت، این مسئلهی امنیّت روانی مهم است و مسئولان کشور همچنان که امنیّت اجتماعی و امنیّت کوچه و بازار و امنیّت مرز و امنیّت خانههای مردم را موظّفند حفظ کنند، امنیّت روانی مردم را هم موظّفند حفظ کنند؛ این جزو وظایف آنها است.
دشمنان هم از این استفاده میکنند. امروز، دشمنان ملّتها و کشورها که طمع میورزند به منافع کشورهایی که میتوانند طمع بورزند، فقط با سلاح گرم، با جنگ گرم و سخت وارد نمیشوند، با جنگ نرم وارد میشوند. یکی از بخشهای جنگ نرم، همین ناایمنسازی روانی جامعه است؛ یکی هم این است. دیدهاید دیگر؛ شما در این چند سال هم مشاهده کردهاید که چطور دشمنان از فضای مجازی استفاده کردهاند برای اینکه اغراض خودشان را پیش ببرند. باید به این معنا توجّه بشود. این راجع به مسائل امنیّت. بیانات در دیدار خانواده شهداء امنیت 6 / 8 / 1403
19:51 - 20 اسفند 1404