نوجوان ۱۴ سالهای که امام خمینی(ره) بازوی او را بوسید
آن فیلم مصاحبه معروف مهرداد عزیزاللهی مربوط به روزهای آغازین جنگ است؛ وقتی بسیجی نوجوان تازهوارد به جبهه بود. امام خمینی (ره) پس از دیدن آن فیلم، خواستار دیدار با او شدند. در دیداری تاریخی، امام بازوی این جوان شجاع را بوسید و مهرداد دست امام را بوسید.
خبرگزاری فارس - اصفهان؛ مدتی است در فضای مجازی ویدئویی دست به دست میشود که روایتگر نوجوانی است که به «کوچکترین ژنرال ایران» شهرت یافته است. دانشآموز بسیجی که با وجود سن و سال اندک، شجاعتی فراتر از تصور داشت و در برابر دشمن، ایستادگی کرد و نامش را در تاریخ این سرزمین به عنوان نمادی از ایمان و مقاومت ثبت کرد. این نوجوان، بسیجی شهید مهرداد عزیزاللهی بود؛ نوجوانی که با دلی آکنده از عشق به وطن و اعتقادی راسخ، راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و از خود تصویری ماندگار به یادگار گذاشت.مهرداد عزیزاللهی در مهرماه سال ۱۳۴۶ در شهر تاریخی اصفهان متولد شد؛ شهری که پیشینه فرهنگی و دینی آن زبانزد است و مردمانش در طول تاریخ، همواره دلاوری و ایثار را به نمایش گذاشتهاند. او در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد که ارزشهای الهی، خدمت به وطن و شجاعت از کودکی در وجودش نهادینه شده بود. خانواده عزیزاللهی ۶ فرزند داشت که چهار تن از آنان در دفاع مقدس حاضر شدند. دو برادر بزرگتر مهرداد، مسعود و محمد، هر دو مسیر ایثار را انتخاب کردند؛ مسعود به فیض شهادت رسید و محمد جانباز شیمیایی است. یکی دیگر از برادران نیز آزاد شده از اسارت بود. مهرداد در چنین خانوادهای رشد کرد؛ خانوادهای که ایثار و فداکاری در رگ و خونش جریان داشت.با اینکه هنوز دوران تحصیل خود را در راهنمایی به پایان نرسانده بود، اما جثه کوچک او محدودیتی برای دل بزرگش نبود. مهرداد با ارادهای پولادین و شجاعتی وصفناشدنی، لباس رزم به تن کرد و به سوی جبهههای خونین رفت.
در حالی که همزمان تحصیلاتش را در رشته برق الکترونیک هنرستان ابوذر اصفهان ادامه میداد، در میدان جنگ نیز حضور فعال داشت و از هیچ تلاشی برای دفاع از میهن دریغ نمیکرد.شجاعت مهرداد به حدی بود که در عملیاتهای سخت و نفسگیر حضور داشت؛ یکی از این عملیاتها، عملیات کربلای ۴ بود که در جزیره امالرصاص رخ داد. مهرداد در این عملیات به عنوان غواص حضور داشت و به شهادت رسید؛ شهادتی که نام او را به عنوان یکی از شهدای شاخص و بزرگ این دوران در تاریخ ثبت کرد. پیکر او سالها مفقود بود و خانوادهاش در انتظار خبری از او بودند. سه سال پس از شهادتش، پیکری به خانواده تحویل داده شد که لباس غواصی به تن داشت و بدون پلاک و مشخصات بود. اما مادر مهرداد نمیتوانست قبول کند که آن پیکر متعلق به فرزندش باشد. در خواب صدای مهرداد را شنیده بود که گفته بود: «من در این قبر نیستم.» این روایت، عمق داغ و امید خانوادهای را نشان میدهد که حتی در غم از دست دادن فرزند، ایمان و باور خود را حفظ کردند.مادر شهید عزیزاللهی میگوید: مهرداد در راهپیماییهای انقلاب همیشه حاضر بود و با شور و اشتیاق در پایین کشیدن مجسمه شاه از میدان انقلاب اصفهان شرکت داشت. روحیه شاد و پر انرژی او، شجاعت مثالزدنی و مهارتهای ورزشیاش، به ویژه در کاراته، همه نشان از نوجوانی داشت که در عین سادگی، دلیر و نترس بود. مهرداد حتی یک بار مین گوجهای خنثی شده را به خانه آورد تا نشان دهد به چه میزان به عملیاتها مسلط است و چگونه در کار غواصی و مینروبی مهارت داشت.
قندان تبرکی که امام خمینی(ره) هدیه داد
یکی از صحنههای به یادماندنی زندگی مهرداد، فیلم مصاحبهای است که در اوایل جنگ از او گرفته شده است؛ فیلمی که امام خمینی (ره) آن را دیده و محبت خاصی نسبت به این نوجوان ابراز کردند و خواستار دیدار با او شدند. امام بازوی مهرداد را بوسیدند و شهید عزیزاللهی هم دست امام را بوسیدند، او از امام تبرکی میخواهد که امام قندان قندی تبرکشده به او هدیه دادند که بعدها بسیاری برای شفای بیماران به دنبال آن قند رفتند. این لحظهها نه تنها عمق ایمان و پاکی دل مهرداد را نشان میدهد، بلکه گواهی است بر جایگاه ویژه این نوجوان در دل مردم و رهبر انقلاب.پدر مهرداد از کنجکاوی و پرسشهای عمیق فرزندش میگوید؛ سوالاتی که درباره خدا، هستی و جهان داشت و اینکه چگونه او با صداقت و ایمان پاسخها را میجست و درک میکرد. مهرداد حتی به دلیل نبوغ و استعداد فوقالعادهاش، نامههایی از دفتر امام دریافت کرد که توصیه میشد به دلیل تواناییهای علمیاش، از حضور در جبهه خودداری کند. اما او با روحیهای راسخ، راه خود را انتخاب کرد و همزمان در مسیر علم و جهاد گام برداشت.در گفتگوهایش با خانواده، مهرداد بارها بر ضرورت حضور در جبهه تأکید میکرد و میگفت: «اگر میدانستید دشمن چه بلاهایی بر سر هموطنان ما میآورد، هرگز اجازه نمیدادید این اتفاق بیفتد. من باید بروم و وظیفهام را انجام دهم.» این جملات کوتاه، اما سرشار از تعهد و عشق به وطن، او را از بسیاری همسن و سالانش متمایز میکرد.
اما مهرداد تنها نمونهای از این نوجوانان دلیر و شجاع نیست؛ در تاریخ پرافتخار کشور ما، داستانهای بیشماری از جوانانی وجود دارد که با قلبی آکنده از عشق به ایران و اعتقادی راسخ، راهی جبههها شدند و در سنگرهای دفاع از وطن جان خود را فدا کردند. این نوجوانان، از اقصی نقاط کشور، از روستاها و شهرهای کوچک تا مراکز بزرگ، هر یک به سهم خود در پاسداری از ارزشها و امنیت ملت نقشآفرینی کردند. آنان با دستان کوچک اما ارادهای بزرگ، در مقابل دشمنان ایستادند و ثابت کردند که هیچ سن و سالی مانع عشق به میهن و فداکاری نیست.این نسل از نوجوانان قهرمان، گواهی بر روحیه مقاوم و پایدار ایران اسلامی است؛ نسلی که درس شجاعت و ایثار را از خانوادهها، معلمان و پیشکسوتان خود آموخته و با جان و دل در راه آرمانهای والای وطن ایستادهاند. این نوجوانان، اگرچه جوان و کمسن، اما در دل خود صدها سال تاریخ مقاومت و ایثار را به همراه داشتند و نامشان، همچون نگینی درخشان بر تارک تاریخ ایران میدرخشد.شهید مهرداد عزیزاللهی نه تنها یک نوجوان جنگزده، بلکه سمبلی از مقاومت، ایمان و عشق بیپایان به ایران بود. او با قدمهای کوچک خود، نشان داد که میتوان با ایمان و شجاعت، مسیر بزرگی را پیمود و به قلههای افتخار رسید. زندگی و شهادت او برای همه نسلهای بعد، سرمشقی از فداکاری و ایستادگی در برابر ظلم است.
یاد و خاطره مهرداد، همچون مشعلی فروزان در دل تاریخ این سرزمین خواهد درخشید. داستان زندگی او به ما یادآوری میکند که حتی کوچکترین افراد میتوانند در بزرگترین نبردها نقشآفرین باشند و به افتخار و جاودانگی دست یابند. راه او، چراغ هدایت است برای همه جوانانی که میخواهند در مسیر حق و عدالت گام بردارند و به ارزشهای والای انسانی وفادار بمانند.#دفاع_مقدس #هفته_دفاع_مقدس #ایران #جنگ #اصفهان #گلستان_شهدا #دانش_آموز 21:01 - 28 سپتامبر 2025