چطور «زندگی پس از زندگی» را باور کنیم؟

«تجربه نزدیک به مرگ» یا ان.دی.ای (NDE: Near-death Experience) در غرب مطرح شده است و نوعی از مستندات علمی است که در گزارش‌های مربوط به آن بسیاری از آموزه‌های قرآن و روایات تأیید می‌شود. پرسش مهم برای انسان عصر جدید که با عالم غیب انس زیادی ندارد، چطور باید گزارش تجربه‌های نزدیک به مرگ را باور کند؟
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، در این یادداشت درباره دلایل موجه‌سازی تجربه‌های نزدیک به مرگ مطالبی با استناد به تلاش‌های عباس موزون بیان می‌شود.تلاش آقای عباس موزون برای موجه‌سازی این تجربه‌ها در برنامه تلویزیونی «زندگی پس از زندگی» قابل‌تقدیر و بهره‌برداری است. همچنین توضیحات حجت‌الاسلام مصطفی امینی‌خواه در تشریح چند کتاب مرتبط با این موضوع به فهم این مسئله مهم بسیار کمک می‌کند.دلایل موجه‌سازی این تجربیات در چند دسته قابل‌بیان هستند: 1.اشتراکات تجربه‌ها: تجربه گران در موارد متعددی شبیه به هم گزارش می‌دهند. نوری بودن موجودات، مکالمه غیرصوتی، تونل نور، حضور چند جایی، سطح بالای زندگی 2.مطابقت با آیات و روایات برای متدینین هم دلیل دیگر توجیه این گزارش‌هاست. 3.یکی از دیگر دلایل که مکمل دلایل دیگر است عدم تمایل تجربه گران به بازگویی تجربیات است، گویی احساس می‌کنند گنجی پنهان دارند که نباید به همه بگویند. بسیاری از این تجربیات پس از سال‌ها بازگویی می‌شوند و شوق و هیجانی برای خودنمایی و بازارگرمی و توجه دادن افکار مردم به‌سوی تجربه‌گر وجود ندارد.4. اما مهم‌ترین دلیل علمی بودن این تجربیات، مطابقت با شواهد دنیوی است: گواهی شهود از موارد بدون دسترسی، خبر از آینده، گزارش مورد مخفی مانند درون دیوار و سقف. به‌طورکلی شواهد مختلفی نشان می‌دهد این تجربیات نمی‌تواند کارکردهای مغزی باشد چون بسیاری موارد قطعاً از دسترس حواس خارج هستند.می‌خواهیم به طور ریشه‌ی کل فرایند و روند باور این تجارب را بررسی کنیم، یعنی آیا اصلاً این تجارب اصولاً باورپذیر هستند یا نه؟

تجربه‌های نزدیک به مرگ توهم مغز نیستند

در واکنش‌ها در قبال این تجارب سه دسته کلی متصور هست؛ یک دسته باور دارند اینها کارکردهای مغز هست. دسته دوم بر این باورند اینها کارکردهای روح هست. دسته سوم مردد هستند بر جایگاه نمی‌دانم، یعنی بین این دو طیف دیگر قرار دارند. اولین بخش استدلال بر اساس توانمندی‌های مغز است. پنج تا حس زیر مجموعه مغز هست که با آنها دریافت‌های خودش را از طریق اعصاب دریافت می‌کند می‌بیند، می‌شوند، می‌بوید، می‌چشد و لمس می‌کند این پنج تا دریافت‌های ورودی به مغز هست و بعد مغز اینها را پردازش می‌کند که تازه آنم کامل نیست مثلاً در بحث دیدار، بالاتر از بنفش طیف‌های رنگی بالای بنفش و پایین‌تر از قرمز و فرو سرخ را نمی‌بیند.اول باید استدلال کنیم و با کسی که می‌گوید این تجارب را یادآور باشیم که مغز می‌تواند این کارها را انجام بده مثلاً کسی که بدن 190 دارد، می‌تواند 10 متری خودش را لمس کند یا حتی 3 متری؟ یا فقط تا جای که اعصاب لامسه رفتن را می‌تواند لمس کند؟استدلال دوم این هست که تجربه گران بنا بر فرض در کما روی تخت هستند در lCU _CCU فراتر از مکانی که قرار دارد آن پنج تا عصب می‌توانند آن موارد را دریافت کنند، فراتر از آن مکان و فراتر از دسترسی‌های مغزی اطلاعاتی را ارائه می‌کند. -اتفاقات فرامکانی که خارج از عهده مغز هست: مثلاً ایمان عبدالمالكی فصل سوم زندگی پس از زندگی که از درون بیمارستان تهران بوده گزارش می‌کند که دوست او در پادگان اراک چه کاری انجام می‌داد و این گزارش او توسط افراد دیگری تأیید می‌شود نه توسط خودش.

صحت‌سنجی تجربه‌ها

- فراتر از زمان: مثلاً آقای حسن کریمی فصل دوم من که در بیمارستان بیرون از بدن سرگردان بودم آن جا در بهشت زنان خانمی را می‌دیدم که این خانم اسمش، سنش، فامیلش، محل بستری‌ا‌ش، علت بستری‌اش همه را گفت.تیم (صحت سنجی) ما با چندین ماه پیگیری اجازه پیدا کرد به آرشیو بیمارستان امام رضا (ع) مشهد دسترسی پیدا کردیم جلوی دوربین گشتیم در آرشیو دیدیم دقیقاً خانمی با همان اسم و سن و فامیل و همان بخش و همان علت در همان نقطه بستری بود. اما همین آقای حسن کریمی می‌گوید که من دوازده‌سالگی مادرم را دیدم یعنی چه؟یعنی قبل از اینکه آقای کریمی وجود فیزیکی داشته باشد گزارش می‌کند مادرم دوازده‌ساله بود دیدم که «یک کرسی بود در خانه آنها، لباس مادرم چه بود، لباس دایی من چه بود، همه بچه بودن گوشه اتاق یک‌کاسه آبی بود که داشت سقف می‌چکید کاسه را گذاشته بودن که آن چکه‌های سقف می‌افتاد داخل کاسه و...». با گزارش خانواده همه شوکه می‌شوند مادر آنها می‌ترسد که تو چطور دوازده‌سالگی من را دیدی؟در این گزارش‌ها مهم این است که توسط دیگران تأیید بشود نه اینکه فقط یک ازطرف تجربه‌گر ادعا باشد. پس فراتر از زمان گزارش می‌دهند که کار مغز نیست.-فراتر از حس: تجربه گران گزارش‌های فراحسی دارند. یعنی حواس پنج‌گانه نمی‌توانند مغز و فکر دیگری را بفهمند اما این افراد می‌گویند وقتی که در کما بودم چه کسی چه فکری می‌کرد، می‌گویند من درون ذهن پرستار و پزشک را می‌دیدم می‌فهمیدم به چه فکر می‌کنند و وقتی به آن‌ها میگیم، می‌گویند دقیقاً همین فکر را در آن لحظه داشتیم پس فرا حس کار می‌کنند فرا حس هم نمی‌تواند کارکرد مغزی باشد.

گزارش‌های فراحافظه

-فرا حافظه: بعضی افراد می‌گویند این در حافظه‌اش مثلاً مرور زندگی‌اش را دیده اینها انباشته بوده در حافظه و شرایطی که بحران پیش می‌آید برای بدن مغز فعال می‌شود و تمام حافظه را مرور می‌کند، این را می‌شود به‌عنوان یک فرضیه پذیرفت.اما تجربه‌گر می‌گوید من در کوچه یک‌مشت زدم به‌صورت بچه همسایه فرار کردم اما در مرور زندگی نشان‌ دادند تو که فرار کردی بعد در کوچه چه گذشت؛ یا تجربه‌گر یزدی که می‌گوید من لامپ کوچه را شکستم به من نشان‌ دادند در مرور زندگی لامپ که شکستی شب تاریک شد فلان پیرزن همسایه از آن جا رد شد و کسی که لامپ را شکسته بود نفرین کرد. اینها در حافظه فرد اصلاً نبوده که بخواهد به یاد بیاورد فرا حافظه عمل می‌کند که این هم کارکرد مغز نیست. می‌گویند حس ششم و چشم سوم را دور بریزید آنچه که وجود دارد همین پنج تا حس است مابقی هم فرضیات است و پنج تا ورودی داریم برای مغز و بیش از این نیست.اما در این تجارب لااقل این چهار اتفاق را همه متوجه می‌شوند و در تجارب رخ می‌دهد و آنچه که فرد گزارش می‌کند توسط دیگران تأیید می‌شود. مثلاً در تجربه ایمان عبدالمالكی یا در تجربه‌های که در کشورهای اروپایی مثل هلند آقای پروفسور پین ولومل بیان می‌کردند که بیمار وقتی که عمل جراحی‌اش کردیم در حالت کما وارد بیمارستان شده بود و در همان حالت او را بردیم برای اتاق عمل ناچار شدیم دندان‌مصنوعی‌های او را خارج کردیم از دهان او بعداً که او خوب شده بود به ما می‌گفت که دندان‌مصنوعی‌های من را بیاورید.پرستارها نتوانستند پیدا کنند بعد خودش گفت در فلان طبقه بیمارستان فلان نقطه در لیوان...، نشانی مکان این دندان‌مصنوعی‌ها را بیمار می‌دهد که کل تیم پزشکی هم نمی‌دانستند.
می‌گفت وقتی از این شخص پرسیدن تو از کجا میدانی می‌گفت گفت موقعی که شما من را عمل می‌کردی من کنار شماها در اتاق عمل ایستاده بودم و این دندان‌ها را درآوردن نگران شدم که گم نکنید؛ بنابراین خودم مراقبت کردم کجا می‌برد که بعداً یادم باشد. این موارد که فرامکان، فراحسی، فرازمانی، فرا حافظه عمل می‌کنند این ویژگی است که نشان می‌دهد کار مغز نیست.‌عجیب اینجاست که اگر گفته شود تمام تجارب ارواح مورد قبول است اما اگر بگوییم شخصیت دینی دیده می‌شود مورد قبول نیست و این ساختگی است.برای دسترسی سریع به خبر استان کرمانشاه، اخبار خود را از اینجا بخوانید.#زندگی_پس_از_زندگی#قدرت_ادراک_مغز#بازگشت_به_دنیا
14:56 - 24 اسفند 1403




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌🇮🇷سید داود هاشمی🇮🇷‌
@Sayyed_Davoud4 فروردین 1404
در پاسخ به
البته آقای دکتر موزون بسیار خوب پژوهش کرده و مطالب را دسته بندی و جمع آوری فرموده اند ،اما کتابهایی هم هست که در این خصوص نوشته شده و با افرادی که این تجربه براشان رخ داده مصاحبه کرده اند ،مثلا کتاب "سه دقیقه تا قیامت " و یا کتاب "آنسوی مرگ " از آقای جمال صادقی ... البته کتابهای دیگری هم هست ...به ه…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌قاسم‌
@ghasem97124 فروردین 1404
در پاسخ به
باسلام پیش بینی خطر کردن از عقلانیت است ! زندگی پس از زندگی علاوه بر ایرانیان خارجی ها هم بازگو کرده اند ! دلها روشن فبول می کند ! برای آدم شدن تنها بسم الله الرحمن الرحیم با بیانات امام حاضر کفایت است والله واسع علیم