روزی که پهلوی قلمها را شکست و زبان مطبوعات را برید
در دوران دیکتاتوری رضاخان، جوهر قلم روزنامهنگاران با سرکوب و سانسور خشک شد و فضای مطبوعات ایران به سکوتی سنگین فرو رفت؛ تا جایی که اعلام شد «قلمها را میشکنم و زبانها را میبُرم.»
خبرگزاری فارس - گروه رسانه: رضاخان بین سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ با هدف ایجاد دولت مدرن و تمرکز قدرت، سیاستهای گستردهای برای کنترل فضای رسانهای کشور در پیش گرفت. این سیاستها شامل وضع قوانین سختگیرانه، ایجاد سازوکارهای سانسور، توقیف و تعطیلی نشریات مستقل و سرکوب روزنامهنگاران بود.در این گزارش، به بهانهٔ یکی از وقایع مطبوعاتی این دوران، به بررسی روشهای حکومت رضاخان در محدودسازی آزادی مطبوعات، تأثیرات این سرکوب بر فضای رسانهای کشور و پیامدهای آن بر جامعه میپردازیم.
مقاومت مطبوعات در برابر سرکوب رضاخان
کودتای رضاخان و آغاز نخستوزیری سید ضیاءالدین طباطبایی، دوران جدیدی از سرکوب آزادیهای مطبوعاتی را در ایران رقم زد. در روزهای پس از کودتا، تمامی مطبوعات تعطیل شدند و تنها روزنامهٔ «ایران» تحت مدیریت زینالعابدین تجدد، اجازهٔ انتشار یافت. اعلامیهای که به دستور سید ضیاء منتشر شد، ضمن تأکید بر توقف انتشار روزنامهها، شرایط سختی برای فعالیتهای مطبوعاتی تعیین کرد و در پی آن، روزنامهنگاران با چالشهای جدی مواجه شدند.با انتشار این اعلامیه، مطبوعات به سرعت تبدیل به ابزاری قدرتمند برای نقد حکومت شدند. بسیاری از روزنامهها همچون «نجات ایران»، به شدت سیاستهای سردار سپه را محکوم کردند. این اقدامها واکنش شدید رضاخان را برانگیخت و او در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۰۰، تهدید کرد که «قلم مخالفین را میشکنم و زبان میبرم.» برخوردهای سختگیرانه او با رسانهها، فضای خفقانی را در کشور ایجاد کرد که هدف اصلی آن سرکوب هر گونه انتقاد از حکومت بود.اما فشارهای سردار سپه نتواست مانع از اعتراضهای مطبوعات و مدیران روزنامهها شود. در ۱۸ اسفند، یکی از روزنامهها در مقالهای تند، اقدامات سردار سپه را به شدت نقد کرد و بلافاصله مدیر آن روزنامه به سفارت روسیه پناه برد. این اعتراضها و تحصنها نهایتاً به فشار بر حکومت منجر شد و سردار سپه مجبور به لغو حکومت نظامی شد، هرچند که به تعهدات خود در این زمینه عمل نکرد.
قوانین محدودکننده و کنترل دولتی بر مطبوعات
از ابتدای حکومت رضاخان، محدودیتهای قانونی برای کنترل مطبوعات اعمال شد. مهمترین قوانین تصویبشده در این دوران شامل:* قانون مطبوعات مصوب ۱۳۰۷ که به دولت اختیارات گستردهای برای سانسور، نظارت بر محتوای نشریات و تعطیلی آنها میداد.* قانون تشدید مجازاتها برای انتشار مطالب مخالف حکومت که روزنامهنگاران را در معرض زندان، جریمههای سنگین و تبعید قرار میداد.* مقررات سختگیرانه برای دریافت مجوز انتشار روزنامه که عملاً انتشار نشریات مستقل را دشوار میکرد.این سختگیری حتی در انتخاب نام نشریات هم وجود داشت. مثلاً وزارت معارف درخواست صدور مجوز با نام روزنامهٔ «خیانت» و «شمشیر» را رد کرد و نام روزنامهٔ «مفتش ایران» را بعد از ۲۱ سال انتشار به «تمدن ایران» تغییر داد.این قوانین باعث شد که انتشار مطالب انتقادی نسبت به حکومت خطرناک شود و بسیاری از روزنامهنگاران یا مجبور به خودسانسوری شوند یا نشریات خود را تعطیل کنند.
سانسور شدید محتوای مطبوعات
یکی از اصلیترین ابزارهای حکومت رضاخان برای کنترل رسانهها، سانسور شدید و سازمانیافته بود.روند سانسور از دوران وزارت جنگ رضاخان آغاز شد و با افزایش قدرت رضاخان، به تدریج شدت گرفت. این سانسور، باعث شکلگیری فضای رسانهای یکسویهای شد که تنها روایت رسمی دولت را منتشر میکرد و فضای تکصدایی بر مطبوعات کشور حاکم بود.آن زمان، سانسور آنقدر جدی بود که به طور رسمی به شهربانی واگذار شده بود. طبق اسناد «کلیهٔ مدیران جراید مجبور شدند برای درج هرگونه مطلبی در آغاز اجازهٔ بازرسی مطبوعات را کسب نمایند».البته این سانسور شامل مراحل مختلفی میشد:* بررسی پیش از انتشار: در ابتدا مدیران و سردبیران با سپردن تعهدنامههایی خود، کار سانسور را انجام میدادند. پس از مدتی شهربانی این وظیفه را بر عهده گرفت. روزنامهها موظف بودند مطالب خود را قبل از چاپ به مقامات دولتی ارائه دهند. با گسترش فعالیت شهربانی سانسور از مقالات و اخبار، به تدریج به آگهیها و اعلانات هم رسید.* محدودیت در موضوعات سیاسی: انتشار هرگونه انتقاد از شخص شاه، ارتش، سیاستهای دولت و اصلاحات اجباری (مانند کشف حجاب) ممنوع بود.* سانسور اخبار خارجی: اخبار مرتبط با مخالفتهای خارجی علیه حکومت ایران یا مشکلات داخلی کشور بهشدت کنترل میشد.
توقیف و تعطیلی کیلویی نشریات
زمانی که رضاخان قدرت را بهدست گرفت و اعلام سلطنت کرد نشریات و روزنامهها هم مانند بسیاری از بخشهای جامعه، از قدرت مستبدانهٔ او در امان نماندند و رعب و وحشت بر تمام ارکان کشور بهخصوص در حوزهٔ اندیشه و مطبوعات سایه انداخت.نخستوزیری سیدضیاء در سایهٔ حکومت دیکتاتوری رضاخان نیز به توقیف فلهای مطبوعات دامن زد. به طوری که در این دوره به شهادت اسناد «جراید به دلایل مختلف مکرر توقیف میشدند؛ چنانکه در عرض یک هفته، بیش از ۲۰ روزنامه توقیف شد.» طبق اسناد ساواک، ۵۴۰ نشریه در اواخر سلطنت احمدشاه، در پایان رژیم پهلوی به ۸۶ نشریه کاهش یافتدولت رضاخان با توقیف روزنامههای مستقل و منتقد، تلاش کرد تا هرگونه صدای مخالف را خاموش کند. برخی از مهمترین نشریاتی که در این دوران تعطیل یا سرکوب شدند عبارتاند از:* روزنامههای سیاسی مستقل که انتقادی نسبت به سیاستهای دولت داشتند، بهسرعت توقیف شدند.* نشریات فرهنگی و اجتماعی که دربارهٔ موضوعاتی مانند حقوق زنان یا مشکلات اقتصادی مینوشتند، بهدلیل عدم همخوانی با سیاستهای دولت بسته شدند.* روزنامههای مرتبط با احزاب و گروههای سیاسی مخالف که بهکلی از انتشار بازماندند.توقیف مداوم نشریات باعث شد که فضای رسانهای ایران بهشدت محدود شود و تنها روزنامههای دولتی یا وابسته به حکومت اجازه انتشار داشته باشند.
به آتش کشیدن دفاتر روزنامهها
در این دوره، گاهی برای کنترل و محدود کردن مطبوعات، به دفاتر و محل انتشار روزنامهها خسارت وارد میکردند.روزنامهٔ سیاسی و فکاهی «ناهید» به مدیریت و سردبیری «میرزا ابراهیمخان ناهید» یکی از روزنامههایی بود که در سال ۱۳۰۰ شمسی در تهران منتشر شد. این روزنامه در سال ۱۳۰۸، مقالهای با عنوان «جشن تیر و ناهید» چاپ کرد که شامل اخبار و وقایع مملکت، کاریکاتور و... بود. یک سال بعد، دفتر روزنامه در یک آتشسوزی ناگهانی سوخت که برخی آن را عمدی و مرتبط با تیمورتاش، وزیر دربار وقت، دانستند.روزنامهٔ «آیینهٔ جنوب» در کرمان به مدیریت و صاحبامتیازی «جلالالدین الحسینی» پس از تیرماه ۱۳۰۴ شمسی منتشر شد. در شماره 31 سال دوم، مقالهای تحت عنوان «هیولای خیالی» که به اوضاع نامطلوب ماهان اشاره داشت، منتشر شد. در شهریور ۱۳۰۶، ادارهٔ روزنامه دچار آتشسوزی شد که از مهمترین وقایع تأثیرگذار بر این نشریه بود.این تنها دو نمونه از به آتش کشیدن دفاتر روزنامهها در دوران سرکوب رضاخانی مطبوعات بود.
سرکوب و تعقیب روزنامهنگاران
رضاخان نهتنها نشریات مستقل را سرکوب کرد، بلکه روزنامهنگاران و نویسندگان منتقد را نیز تحت تعقیب قرار داد. این سرکوب شامل روشهای مختلفی بود:* بازداشت و زندانی کردن روزنامهنگاران: بسیاری از نویسندگان بهدلیل انتشار مقالات انتقادی بازداشت و به حبس طولانیمدت محکوم شدند.* تبعید و ممنوعیت فعالیت: برخی از روزنامهنگاران مجبور به ترک کشور شدند یا اجازهٔ فعالیت مطبوعاتی را از دست دادند.* تهدید و ارعاب: بسیاری از نویسندگان بهصورت غیررسمی تهدید شدند تا از انتشار مطالب انتقادی خودداری کنند.این سیاستها باعث شد روزنامهنگاری مستقل در ایران تقریباً از بین برود و تنها نشریات دولتی یا تحت نظارت شدید حکومت امکان انتشار داشته باشند.
استفاده از مطبوعات بهعنوان ابزار تبلیغاتی حکومت
در یکی از اسناد تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۰۵ آمده که مدیر روزنامهٔ «میهن»، ابوطالب شیروانی، با ابراز نارضایتی از توقیف روزنامهٔ تختجمشید در شیراز میگوید «...اگرچه این رویه (سانسور) در مرکز مملکت نیز ادامه دارد، لیکن ماها موظف هستیم که تذکر بدهیم که در کابینهٔ حضرت اشرف اختناق مطبوعات، آن هم تا این درجه سخت و غیرقابل تحمل، سزاوار نیست...»هدف از ایجاد این میزان خفقان، بهکارگیری مطبوعات صرفاً برای تأیید و مشروع جلوه دادن حکومت و اقدامات آن بود.در کنار سرکوب نشریات مستقل، دولت رضاخان بهطور گسترده از مطبوعات برای تبلیغ سیاستهای خود استفاده کرد. این سیاستها شامل:* حمایت از روزنامههای طرفدار حکومت که روایت رسمی دولت را ترویج میکردند.* استفاده از مطبوعات برای تبلیغ اصلاحات حکومتی مانند پروژههای عمرانی، کشف حجاب، و نوسازی ارتش.* سانسور و جهتدهی به اخبار داخلی و خارجی برای نمایش چهرهای مقتدر از حکومت.این روند باعث شد که مطبوعات ایران بهجای یک نهاد مستقل، به ابزاری برای مشروعیتبخشی به حکومت تبدیل شوند.
پیامدهای سرکوب مطبوعات بر جامعه
محدودیتهای گسترده بر مطبوعات در دوران رضاخان تأثیرات عمیقی بر جامعهٔ ایران گذاشت:* تضعیف آزادی بیان: سرکوب رسانهها باعث شد که هیچ فضای عمومی برای نقد سیاستهای دولت باقی نماند.* عدم شفافیت در امور دولتی: بهدلیل نبود رسانههای مستقل، اطلاعات دربارهٔ سیاستهای دولت بهدرستی در اختیار مردم قرار نمیگرفت.* افزایش نارضایتی عمومی: هرچند در ظاهر رسانهها از حکومت حمایت میکردند، اما سرکوب رسانهها به افزایش نارضایتی مردم منجر شد.* نابودی روزنامهنگاری مستقل: بسیاری از روزنامهنگاران بهدلیل فشارهای حکومتی، حرفهٔ خود را کنار گذاشتند یا به خارج از کشور مهاجرت کردند. #رضاخان_میرپنج#مطبوعات_دوران_پهلوی#سرکوب_جراید_رضاخان#آزادی_رسانه_ها#آزادی_مطبوعات_پهلوی اخبار رسانهای را از صفحهٔ هنر و رسانه خبرگزاری فارس دنبال کنید. 11:18 - 19 اسفند 1403