آمریکاییها با "قانون سرخپوستزدایی"، سرزمینهای بومیها را تصاحب کردند
خبرگزاری فارس: قانون سرخپوستزدایی که در سال 1830 در آمریکا به تصویب رسید، علاوه بر اینکه جان هزاران سرخپوست را گرفت، میلیونها متر مکعب از سرزمینهای آنها را از چنگشان درآورد.
به گزارش فارس، چندی پیش بسیاری از ایالتهای آمریکا شاهد برگزاری جشن بزرگداشت روز کریستف کلمب بودند. کریستف کلمب، روز 12 اکتبر سال 1492 قدم به قاره آمریکا گذاشت، اما از سال 1971 جشن بزرگداشت وی و "کشف قاره آمریکا" هر ساله دومین دوشنبه ماه اکتبر، برگزار میشود. * میراث ماندگار کریستف کلمب، نژادپرستی بودعده زیادی از بومیان آمریکا، در سایه مستنداتی که نشان میدهند ورود کریستف کلمب به آمریکا با نسلکشی بومیان همراه بوده است فعالانه با برگزاری این جشنها مخالفت میکنند. البته آنها معتقدند نسلکشی و نژادپرستی علیه بومیها تنها محدود به گذشته و اقدامات کلمب نیست، بلکه میراث نژادپرستی و استعمار وی در طول قرون و اعصار همچنان ادامه یافته و فلاکتهای فراوانی برای سرخپوستان به بار آورده است. از جمله مواردی که آنها به عنوان شاهدی بر مدعای ماندگاری نژادپرستی و ظلم علیه بومیها به آن استناد میکنند، "قانون سرخپوستزدایی" است.* قانون سرخپوستزدایی چه بود؟
قانون سرخپوستزدایی قانونی بود که در 28 ماه مه سال 1830 توسط "آندرو جکسون"، رئیس جمهور وقت آمریکا به اجرا درآمد. این قانون که هدف آن نقل مکان پنج قبیله سرخپوستی "چروکی"، "چیکساو"، "چاکتا"، "کریک" و "سمینول" از سرزمینهایشان در نواحی جنوب شرقی آمریکا به "سرزمین سرخپوستان" (منطقهای در شرق ایالت اوکلاهامای فعلی) بود، به موضوعی بسیار بحثبرانگیز تبدیل شد. در این قانون در ابتدا قرار بود تنها سرخپوستانی که داوطلب بودند سرزمینهایشان را ترک کنند، اما در ادامه کار رهبران سرخپوستان برای امضای معاهدههای سرخپوستزدایی تحت فشار شدید قرار گرفتند. گفته میشود با این قانون دهها هزار سرخپوست به نواحی غربی آمریکا منتقل شدند. آنچه در زبر میخوانید شرح مقاومتها و اقدامات این 5 قوم سرخپوست در برابر این قانون است. * سفیدپوستها، بومیها را مانع پیشرفت خود میدیدنددر اوایل قرن 19 و هنگامی که آمریکا به سرعت گسترش مییافت و مرزهای خود را تا قسمتهای پایین جنوب میگسترانید، ساکنان سفید پوست این سرزمینها با چیزی که، به زعم خودشان مانع بود، روبرو شدند. این سرزمین، موطن اقوام "چروکی"، "کریک"، "چاکتا" و "چیکساو" و "سمینول" بود و در نگاه ساکنان این سرزمینها، این ملل سرخپوست مانع پیشرفت بودند. این ساکنان سفیدپوست که با حرص و طمع در جستجوی زمینهایی بودند تا در آنها به کشت پنبه بپردازند دولت فدرال را تحت فشار قرار دادند تا بلکه بتوانند "سرزمین سرخپوستان" (که اکنون در قسمت شرقی ایالت اوکلاهاما قرار دارد) را تصاحب کنند.
* غلبه رئیس جمهور وقت آمریکا بر قوم کریک و تصاحب سرزمین آنها"اندرو جکسون"، یکی از طرفداران پروپا قرص سرخپوستزدایی بود. وی در سال 1814 فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا که بر فرقهای از قوم "کریک" غلبه کردند را بر عهده داشت. در این جنگ، قوم "کریک" 22 میلیون جریب از سرزمینهایشان در جنوب ایالت جورجیا و آلبامای مرکزی را از دست دادند. آمریکا در سال 1818 سرزمینهای بیشتری به دست آورد؛ در این هنگام دولت آمریکا که انگیزهاش تا حدی تنبیه سرخپوستهای سمینول به خاطر پناه دادن به بردههای فراری بود، به "فلوریدا" حمله کرد. * نقش موثر جکسون در معاهده های سرخپوستزدایی
از سال 1814 تا 1824، جکسون توانست نقش موثری در 9 معاهده ( از میان 11 معاهده کلی که در این مورد منعقد شد) داشته باشد که به موجب آنها قبایل ساکن در جنوب شرقی آمریکا، مالکیتشان بر سرزمینهای شرقی خود را از دست داده و در عوض آن به سرزمینهایی در غرب این کشور منتقل میشدند. این قبائل به دلایل راهبردی با این معاهدهها موافقت کردند. آنها قصد داشتند از این طریق از دولت دلجویی کنند تا بلکه بتوانند بخشی از سرزمینهای بر باد رفتهشان را پس بگیرند؛ ضمن اینکه آنها فکر میکردند از این طریق میتوانند از آزار و اذیتهای سفیدپوستان نیز مصون بمانند. بعد از این معاهدهها، آمریکا کنترل سه چهارم ایالتهای آلباما و فلوریدا و بخشهایی از جورجیا، تنسی، میسیسیپی، کنتاکی و کارولینای شمالی را در اختیار گرفت. در این دوران، که دوران مهاجرت داوطلبانه سرخپوستان بود، تنها عده کمی از مردم اقوام کریک، چروکی و چاکتا به سمت سرزمینهای جدید نقل مکان کردند.* آمریکاییها سرزمین بومیها را کشف کرده بودند، پس حق بیشتری داشتند!
در سال 1823، دادگاه عالی آمریکا حکمی را اعلام کرد که به موجب آن سرخپوستها مجاز بودند در سرزمینهای داخل ایالات متحده سکونت داشته باشند، اما هیچگونه حقی مبنی بر ادعای مالکیت آن سرزمینها را نداشتند. ریشه این قانون در "دکترین کشف" نهفته بود: آنها معتقد بودند "حق کشف" آمریکاییها در مقایسه با "حق سکونت" بومیها، به آنها امتیاز بیشتری اعطا میکرد. در پاسخ به تهدید بزرگی که در نتیجه این طرز نگرش ایجاد میشد، اقوام کریک، چروکی و چیکسا سیاست محدود کردن فروش سرزمینهایشان به دولت را پیش گرفتند. قصد آنها این بود که پیش از آنکه خیلی دیر شود، آنچه از سرزمین هایشان به جا مانده بود را حفظ کنند. * راهبردهای حقطلبی سرخپوستها به دور از خشونت بودبا اینکه این پنج قوم سرخپوست همگی در گذشته تلاش کرده بودند برای احقاق حقوقشان مقاومت کنند، بسیاری از راهبردهایی که پیش گرفتند به دور از خشونت بود. یک روشی که این اقوام قبلا پیش گرفته بودند این بود که عادتهای اشغالگران مانند آموزشهای غربی و بردهداری را پذیرا شوند. این امر باعث شد نام "پنج قبیله متمدن" بر آنها به جای بماند. علت اینکه این 5 قوم، این سیاست همرنگ شدن را پیش گرفتند این بود که میخواستند با ساکنان آنجا در صلح و آرامش زندگی کنند و از خصومت و دشمنیها اجتناب کنند. اما این کار آنها تنها حسادت و کینه سفیدپوستان را به همراه داشت.* تسلیم سرزمینهای اجدادی به قصد در امان ماندن از کینهتوزی
روشهای دیگری که آنها پیش گرفتند مواردی چون تسلیم بخشهایی از سرزمینهایشان به آمریکاییها را در بر میگرفت، با این امید که حداقل بتوانند کنترل بخشهایی از سرزمین خودشان و یا حداقل کنترل سرزمین جدیدی که به آنها واگذار میشد را در اختیار داشته باشند. بعضی از اقوام سرخپوست، تنها از ترک کردن سرزمینهایشان اجتناب کردند ـ به عنوان مثال، مردمان اقوام کریک و سمینول حتی برای محافظت از سرزمینشان جنگ به راه انداختند. اولین جنگ سرخپوستان سمینول از سال 1817 تا 1818 طول کشید. بردههای فراری که سرخپوستهای سمینول قبلا به آنها پناه داده بودند و سالها در میان آنها زیسته بودند، در این جنگ به این اقوام کمک کردند. حضور بردههای فراری در این جنگ خشم مزرعهداران سفیدپوست را برانگیخت و میل آنها برای شکست دادن سمینولها را بیشتر کرد.* استدلال حقوقی چروکیها برای احقاق حقوقشان
مردم اقوام چروکی از ابزارهای قانونی برای احقاق حقوقشان استفاده کردند. آنها در تلاش بودند خودشان را از دست مهاجران سفیدپوست که شهوت به دست آوردن زمین سرتاپای وجودشان را فرا گرفته بود و دائما با دزدیدن حیوانات، به آتش کشیدن شهرها و غصب کردن سرزمینهای آنها به آزار و اذیت بومیان میپرداختند، ایمن نگاه دارند. در سال 1827، چروکیها یک قانون اساسی مکتوب را به تصویب رساندند که در آن خودشان را ملتی با حاکمیت ارضی مستقل اعلام کردند. آنها این اقدام خود را بر اساس سیاستهای پیشین آمریکا استوار کردند؛ در معاهدههای قبلی، آمریکا ملل سرخپوست را دارای حااکمیت ارضی مستقل اعلام کرده بود تا بومیها از لحاظ قانونی مشکلی برای تسلیم سرزمینهایشان نداشته باشند. اما حالا چروکیها امیدوار بودند که بتوانند از این وضعیت به نفع خودشان استفاده کنند. علیرغم این، ایالت جورجیا حاکمیت مستقل آنها را به رسمیت نشناخت و اعلام کرد که این قوم ساکنان موقتی هستند که در این سرزمین سکونت داشتهاند. قوم چوکی، پرونده خود را به دادگاه عالی بردند که این دادگاه نیز علیه آنها رای داد.* پرزیدنت قانونی که به نفع چروکیها بود را به اجرا در نیاورد
چروکیها مجددا در سال 1831 به دادگاه عالی مراجعه کردند. این بار آنها اساس دادخواست خود را قانون ایالت جورجیا، مصوب سال 1830 قرار دادند که به موجب آن سفیدپوستان بعد از 31مارس 1831، بدون داشتن گواهی از ایالت مورد نظر از زندگی کردن در سرزمینهای سرخپوستان منع میشدند. هیئت مقننه این قانون را به این خاطر نوشته بود تا بتواند تبعید مبلغان مذهبیای که به سرخپوستها کمک میکردند تا در برابر این ایالت مقاومت کنند را توجیه کند؛ بدین ترتیب، دادگاه این بار به نفع چروکی رای داد. این دادگاه اظهار کرد که چروکی از حق خودمختاری برخوردار است و اعلام کرد که قانون الحاقی ایالت جورجیا از درجه اعتبار قانونی ساقط شود. اما، ایالت جورجیا از قبول این قانون امتناع کرد و پرزیدنت جکسون این قانون را به اجرا در نیاورد.* قانون میگفت داوطلبانه سرزمینان را ترک کنید وگرنه به زور متوسل می شویم
جکسون در سال 1830، یعنی درست یک سال بعد از به قدرت رسیدنش، با موافقت هر دو مجلس (مجلس سنا و مجلس نمایندگان) قانون جدیدی موسوم به "سرخپوستزدایی" وضع کرد. این قانون به رئیس جمهور اختیار میداد با قبائل سرخپوستانی که در شرق میسیسی پی زندگی میکردند، به مذاکرده در باب معاهدات نقل مکان سرخپوستها بپردازد. در این معاهدات قرار بود سرخپوستان سرزمینهایشان در قسمت شرق میسیسیپی را رها کرده و به سرزمینهایی در غرب آن بروند. آندسته از سرخپوستانی که تمایل داشتند در همان قسمت شرقی باقی بمانند شهروندان ایالت محل سکونت خود میشدند. این اقدام علاوه بر مردم ساکن در قسمت جنوب شرقی، بسیاری از کسان دیگری که در قسمتهای شمالیتر سکنی داشتند را نیز درگیر میکرد. در ابتدا قرار بود این نقل مکان داوطلبانه و غیرخشونتآمیز باشد و در واقع برای قبائلی که شرایط را پذیرفتند همینطور هم شد. اما مردم جنوب شرق مقاومت کردند و جکسون آنها را با زور مجبور کرد سرزمینهایشان را ترک کنند.* نگرش ارباب مآبانه جکسون
نگرش جکسون نسبت به بومیهای آمریکا، ارباب مآبانه و همراه با حس قیمومیت بود ـ وی سرخپوستها را فرزندان صغیری میدید که نیازمند راهنمایی هستند و میگفت سیاست نقل مکان سرخپوستان به نفع آنها است. بسیاری از آمریکاییهای سفیدپوست فکر میکردند مرزهای آمریکا هیچوقت فراتر از [ایالت] میسیسیپی گسترش نخواهد یافت. این نقل مکان سرخپوستها را از شر چپاولگریهای سفیدپوستان خلاص کرده و آنها را در مکانی سکونت میداد که میتوانستند حکومت مستقلی به دور از خشونت داشته باشند. اما بعضی از آمریکاییها این اقدام را بهانهای برای جریانات وحشیانه و غیرانسانی دانسته و مجدانه علیه سرخپوستزدایی اعتراض کردند.* قوم چاکتا قرارداد نقل مکان را امضا کرداین اعتراضات، اما نتوانست مردم جنوب شرق را از نقل مکان نجات دهد. قوم چاکتا اولین قومی بود که در سپتامبر 1830 معاهده نقل مکان را امضا کرد. بعضی از افراد این قوم خواستند طبق ضوابط قانون سرخپوستزدایی در میسیسیپی باقی بمانند. اما با آنکه وزارت جنگ تلاشهایی برای محافظت از افراد باقی مانده انجام داد، سفیدپوستانی که ولع به دست آوردن زمین داشتند، چنین نبودند؛ آنها سرزمینهای چاکتا را به صورت غیرقانونی اشغال کردند و یا با تقلب دارائیهای آنها را از چنگشان درآوردند. به زودی بیشتر افراد باقیمانده نیز که از بدرفتاریهای سفیدپوستان به تنگ آمده بودند، زمینهایشان را فروختند و به سمت غرب نقل مکان کردند.* جنگ دوم دولت آمریکا با سمینولها
در خلال 28 سال بعد، دولت آمریکا تلاش کرده است تا با استفاده از زور مردم جنوب شرقی را منتقل کند. گروه کوچکی از مردم سمینول در سال 1833 وادار شدند معاهده سرخپوستزدایی را امضا کنند اما اکثر آنها این معاهده را غیرقانونی خواندند و سرزمینشان را ترک نکردند. نتیجه این مجادله، جنگ دوم سمینول بود که از سال 1835 تا 1842 طول کشید. در این جنگ نیز بردههای فراری دوشادوش سمینولها که به آنها پناه داده بودند میجنگیدند. این جنگ که برای دولت جکسون نزدیک به 40 تا 60 میلیون هزینه داشت ـ یعنی تقریبا 10 برابر مقداری که وی برای نقل مکان سرخپوستان هزینه کرده بود ـ جان هزاران نفر را گرفت. در پایان این جنگ، بیشتر سمینولها به سمت سرزمین جدیدشان حرکت کردند. تعداد اندکی که باقی ماندند مجبور بودند از خودشان در جنگ سوم سمینول (1855 - 1888) دفاع کنند؛ در این جنگ نظامیان آمریکا تلاش کردند مردم این قوم را از سرزمنشان برون برانند. در نهایت دولت آمریکا به کسانی که باقی مانده بودند پول داد تا به سمت غرب حرکت کنند.* کریکها قرارداد را امضا نکردند اما مجبور به نقل مکان شدند
کریکها هم قانون نقل مکان را نپذیرفتند. آنها در مارس 1832 قراردادی را امضا کردند که بخش زیادی از سرزمینشان در آلباما را جهت سکونت سفیدپوستان در اختیار آنها قرار میداد، اما در این قرارداد، حق آنها مبنی بر مالکیت بخشهای باقیمانده محفوظ مانده بود؛ این بخش از سرزمینها بین خانوادههایی که جز ساکنان اولیه آنجا بودند تقسیم شده بود. با این وجود دولت نتوانست از مردم این اقوام در برابر زمینخوارانی که با حقهبازی آنها را از زمینهایشان بیرون راندند، محافظت کند. بعضی از مردم این قوم به خاطر تلافی کردن رفتارهای بیرحمانهای که با آنها شده بود، اقدام به آتش زدن اموال سفیدپوستان کردند. در سال 1836 وزیر جنگ دستور داد که نقل مکان کریکها یک الزام نظامی است. تا سال 1837 تقریبا 15000 نفر از اقوام کریک به غرب مهاجرت کرده بودند و این در حالی بود که آنها هرگز زیر بار امضای قرارداد نقل مکان سرخپوستان نرفته بودند. * مردم چیکسا چارهای جز مهاجرت نداشتندمردم چیکسا راهی جز نقل مکان پیش رو نمیدیدند و بنابراین هیچ مقاومتی نشان ندادند. آنها در سال 1832 قرادادی را امضا کردند که در آن قید شده بود دولت فدرال بخش مناسبی از سرزمینهای غربی را در اختیار آنها قرار خواهد داد و از آنها تا زمانی که نقل مکان کنند، محافظت خواهد کرد. اما یکبار دیگر، هجوم مهاجران سفیدپوست چیزی نبود که وزارت جنگ از عهده آن برآید و دولت به وعده خود عمل نکرد. مردم چیکسا مجبور شدند در زمستان 1837 تا 1838 مهاجرت کنند.
* مردم چروکی و قرارداد دروغین ایکوتای جدید از طرف دیگر، مردم چروکی با یک قرارداد غیرقانونی فریب خوردند. در سال 1833، بخش کوچکی از مردم این قوم توافق کردند یک قرارداد نقل مکان موسوم به "ایکوتای جدید" (ایکوتا پایتخت سرزمین چروکیها بود) را امضا کنند. رهبران این گروه رهبران شناخته شده مردم چروکی نبودند و بیش از 15000 چروکی ـ به رهبری جان راس ـ دادخواستی در اعتراض به این اقدام منتشر کردند. دادگاه عالی توجهی به خواستههای آنها نکرد و در سال 1836 این قراداد را به تصویب رساند. به مردم چروکی دو سال زمان داده شد تا داوطلبانه مهاجرت کنند و به آنها گفته شد در پایان این زمان آنها با اعمال زور و اجبار وادار به نقل مکان خواهند شد. تا سال 1838، تنها 2000 نفر مهاجرت کرده بودند و 16000 نفر همچنان در سرزمین خودشان باقی مانده بودند. در این زمان دولت آمریکا با ارسال 7000 سرباز مردم چروکی را وادار کرد مهاجرت خود را آغاز کنند و حتی به آنها اجازه نداد تا وسایلشان را جمع کنند و ما یملک آنها توسط سفیدپوستان غارت شد. مردم چروکی، پیادهروی خود برای رسیدن به قسمتهای غربی را آغاز کردند؛ در این پیادهروی که بعدها به "رد اشکها" معروف شد، 4000 نفر از افراد قوم چروکی در بین راه بر اثر سرما، گرسنگی و بیماری جان باختند. * نقل مکان 46000 سرخپوست تا سال 1837
در سال 1837، دولت جکسون 46000 سرخپوست را از سرزمینهایشان در قسمت شرقی ایالت میسیسیپی بیرون رانده بود. وی موفق شده بود اکثر سرخپوستان ساکن در قسمت جنوب شرقی را به قسمت غرب منتقل کرده و میلیونها متر مکعب زمین را برای اسکان سفیدپوستان ـ و البته رواج بردهداری ـ آزاد کند. انتهای پیام/ د.ص
12:43 - 30 مهر 1390