راهبرد التیام
حجت الاسلام دکتر صداقت در یادداشتی به راهبرد التیام فقدان شخصیتهایی همچون آیت الله مصباح یزدی و شهید سلیمانی پرداخت.
از جمله نتایج عمل به دستورهای اسلام، تربیت پیوسته عالمان و مؤمنان فقیه است. این فرامین نشان میدهد جامعه باید همواره در حال تولید و پرورش چنین «مصلحان بیبدیل» باشد. در نقطهای مقابل این تکلیف دائمی، در روایات، هشدار داده شده زمانی که یک عالم و مؤمن فقیه از دنیا برود رخنهای عمیق در اسلام پدید میآید که جایگزینی برای آن پیدا نمیشود. این روایات، نسبت بر مراقبت از چنین سرمایههای انسانی بیبدیل (اعم از نظامی، علمی، فرهنگی) و درک عمق فاجعه فقدان آنان، تأکید میکنند. با این حال، این هشدار، مجوزی برای یأس نیست، بلکه تکلیفی سنگین را بر دوش جامعه بازمانده، میگذارد. باید با پذیرش عمق شکاف و بیبدیل بودن فرد، تمام همت خود را بر نهادینه کردن علم، منش و روش او متمرکز کرد. تکلیف در برابر این شکاف، حرکت است، نه انفعال. در این موقعیت، وظیفه اصلی، دو چیز است:اول: جلوگیری از گسترش شکاف (ثلمه).دوم: ترمیم شکاف با ابزارهای ممکناز آنجا که «سدّ» کامل ممکن نیست، باید با بهترین مکانیزمهای موجود، کارکردهای آن عالم و مؤمن فقیه را تا حد امکان تداوم بخشید. فقدان شخصیتهای تأثیرگذار مانند آیتالله مصباح یزدی، شهید حاج قاسم سلیمانی، ضایعهای بزرگ برای جهان اسلام و جبهه مقاومت است. این عزیزان در زندگی خود، نقشهایی منحصر به فرد ایفا کردند که به راستی جای خالی آنها همواره احساس خواهد شد. برای التیام بخشیدن این ضایعه، راهبردی مبتنی بر چند محور، ضروری است:
۱. شناخت عمیق و تفکیک دو گانه: باید از پرسش «چه کردند؟» فراتر رفت و به «چرا و چگونه توانستند؟» پرداخت. تحلیل این شخصیتها نشان میدهد موفقیت آنان ریشه در ترکیبی منحصر به فرد از دو دسته ویژگی داشته است:ویژگیهای عام و همگانی (منش مکتبی): اینها زیربنای شخصیت و شرط لازم برای هرگونه اقدام مؤثرند. شخصیت عالمانی مانند آیت الله مصباح یزدی، و مؤمنان فقیهی همچون شهید حاج قاسم سلیمانی صرفاً مجموعهای از فضایل اخلاقی نیست، بلکه سیستمی عملگرا است که ریشه در باورهای عمیق دینی دارد. ویژگیهایی مانند زمانشناسی و بصیرت، ولایتمداری، جهادگری و تکلیفمحوری و مسئولیتپذیری و خلاقیت در عمل، اخلاص، شجاعت و صراحت در موضعگیری، مرزبانی بیامان، سادهزیستی، وفاداری به آرمانها، معنویت و تعبد از ویژگیهای مشترک شهید سلیمانی و آیت الله مصباح یزدی است. انتقال این ویژگیها به افراد جامعه برای الگوگیری، نیازمند عبور از روشهای شعاری و استفاده از راهکارهای نوآورانه است. این صفات، قابل آموزش و تربیت هستند و باید محور اصلی کار نهادهای فرهنگی و تربیتی قرار گیرند.ویژگیهای و تخصصهای خاص: شناخت حوزههای تخصصی و منحصر به فردی که آن بزرگان در آنها ممتاز و مؤثر بودند.2. توزیع مسئولیتها بر اساس تخصص: باید با شناخت ابعاد مختلف کار آن بزرگواران، تیمهای تخصصی و مجموعهای از افراد شایسته، متعهد به ارزشهای آنان و متخصص را در قالب "تیمهای تخصصی" گرد هم آورد تا هر بخشی از مسئولیت با همان دقت و اخلاص پیش برود. این امر از تمرکز خطر در یک نقطه نیز جلوگیری میکند.
3. تربیت نسل جدید: سرمایهگذاری جدی بر روی تربیت جوانان مستعد، باورمند و دارای روحیه جهادی، که بتوانند در درازمدت بار مسئولیت را به دوش بکشند. این کاری است که آن شخصیتها خود به آن اهتمام داشتند.رویکرد جایگزینی برای چهرههای اثرگذار ا هدف احیای مکتب و روش کار و انجام دغدغههای آنان، مبتنی بر پرورش جمعیِ ویژگیهای عام آنان در میان نیروهای متعهد به همراه تقسیمِ منطقیِ تخصصهای خاص در یک ساختار منسجم است. فقدان یک شخصیت استثنائی را میتوان با تشکیل ستاد فرماندهی با کار گروه تا حدودی جبران کرد که در آن، هر یک از متخصصان زیر چتر ویژگیهای عام مشترک (مکتب) کار میکنند. راهبر در این مدل، لزوماً نباید در همه تخصصها بهترین باشد، اما باید ویژگیهای عام مکتبی عمیق و توانایی مدیریت این تیم تخصصی را داشته باشد تا «روح مکتب» بر کل مجموعه حاکم باشد و ضایعه فقدان آنان تا حدودی ترمیم یابد.فقدان شخصیتهای تأثیرگذاری چون مرحوم آیتالله مصباح یزدی و شهید سلیمانی، ضایعهای است که عظمت آن را باید با عقلانیت و تدبیر، تا حدودی التیام بخشید. گذار از «اندوه فردمحور» به «الگوبرداری مکتبمحور»، کلید تداوم راه این بزرگواران است. آموزه بزرگ آنان دقیقاً همین بود که ایده باید در ساختار و نیروی انسانی متجلی شود. بنابراین، بهترین بزرگداشت آنها، در نهادینهسازی هوشمندانه آرمانها و روشهایشان است. #حاج_قاسم#شهید_سلمیانی#علامه_مصباح #انقلاب_اسلامی#نویسندگان_حوزوی 15:39 - 15 دی 1404