این پیرمرد خودِ ایران است
✍🏻 پیرمرد، میان دیوارهایی که دیگر نبودند و با بدنی که رد جراحت موشک را بر خود داشت، هنوز "صاحبخانه" بود. در حالی که سرش باند پیچی بود از زخم و جراحت، با همان لهجهی شیرین و دستهای لرزان، میوهای تعارف میکرد و اصرار داشت که بمانم و پذیرایی شوم.رژیم متجاوز شاید توانسته باشد آجرها را از هم جدا کند، اما حریف این ریشههای عمیق نمیشود. این پیرمرد، خود "ایران" است؛ زخمی است اما ایستاده، درد دارد اما مهربانی را از یاد نمیبرد. غریبنوازی حتی در آوار... کجای دنیا چنین شکوهی را سراغ دارید؟
18:44 - 23 فروردین 1405