قارایی: جانفدای ایران هستم

سازنده مستند پرمخاطب «ایرانگرد» در معرفی خودش به یک جمله بسنده کرده و گفته که جانفدای ایران است.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه خراسان، شماره تلفن همراهش را که می گیرم، صدای با شکوه غلامحسین بنان با سرود ماندگارش «ای ایران» را می شنوم: ای ایران ای مرز پرگهر، ای خاکت سرچشمه هنر، دور از تو اندیشه بَدان، پاینده مانی و جاودان...همه ما او را یعنی «جواد قارایی» را با مجموعه ۱۲۰ قسمتی مستند پرمخاطبش «ایرانگرد» شناختیم. شاید تا مدت ها هم نامش را نمی دانستیم اما در سال های اخیر، او را در رسانه ها و به ویژه در فضای مجازی بیشتر دیدیم؛ در ایام جنگ دوازده روزه حضورش، واکنش ها و کنشگری هایش بیشتر شد و حالا اغلب نوشته ها و حرف هایش در فضای مجازی پر بازدید می شود. تمام حرف او و بهانه حضور پررنگش در فضای مجازی و رسانه ها همان است که دلیل گفت وگوی ما با اوست و آن یک کلمه، «ایران» است؛ ایرانی که برای تمام ایرانی ها یک جهان حرف است. تا عاشقش نشوی نمی توانی از آن محافظت کنی به او می گویم، جواد قارایی که ما می شناسیم شخصیتی برگرفته از همان «ایرانگرد» است، یعنی هزارتوی این ایران، از او شخصیتی ساخت که امروز عاشق و دلباخته وطنش باشد، حال این حرف چقدر درباره خودتان درست است؟
پاسخ می دهد: قطعا این طور است، ایرانگرد خیلی زیاد توانست من را به یک وطن دوست و عاشق وطن تبدیل کند، چراکه تا وقتی یک موضوعی را نشناسی و به آن اشراف نداشته باشی یا درباره اش مطالعه و اندیشه ای نکرده باشی، طبیعتا عاشقش نمی شوی و تا عاشق آن نشوی نمی توانی از آن محافظت کنی. مثلا بچه ها می دانند که پدر و مادرشان چقدر برایشان زحمت کشیدند، از این رو عاشق آن ها هستند و حاضرند برایشان جان هم بدهند. بنابراین معتقدم وقتی انسان وطن و تاریخ و فرهنگ و تمدن و عظمت آن را می شناسد، به آن عشق می ورزد و حالا حاضر است برای اعتلاء و پیشرفت هر کاری که لازم است انجام دهد و حتی برایش جان هم بدهد. من وقتی برای مستند ایرانگرد این همه سفر رفتم و نسبت به فرهنگ و تاریخ و طبیعت و مردمانش بیشتر شناخت پیدا کردم، این باعث شد عمق علاقه و عشقم به آن نسبت به قبل افزون شود.ایرانگرد، تنها تجربه قاراییجالب است بدانیم که مستند «ایرانگرد» اولین و تنها تجربه قارایی در تولید فیلم مستند بوده است. می گوید: قبل از ایرانگرد، کاری نساخته بودم و بعد از این مجموعه نیز هنوز کاری تولید نکرده ام.به ۵ کشور سفر کرده اماز او درباره جهانگردی می پرسم و این که آیا امروز یک جهانگرد محسوب می شود که می گوید: تاکنون به ۵ کشور سفر کردم و طبیعتا برای شناخت جهان پیرامونم سفر می کنم.
طرفداری از ساخت سلاح هسته ای!همان طور که در مقدمه مطلب اشاره شد، قارایی را در یک سال اخیر، متفاوت از شخصیتی دیدیم که در زمان ایرانگرد، در دل طبیعت و حرکت های محیط زیستی دیده بودیم. او جدا از مواضع صریح و شفافش علیه رژیم کودک کش صهیونی و حمایت تمام قد از مظلومیت غزه، پس از جنگ دوازده روزه در یک برنامه تلویزیونی از ساخت سلاح هسته ای توسط ایران حمایت کرد و خواست که مجوز تولید این سلاح، البته نه برای جنگ بلکه از باب بازدارندگی صادر شود. او حتی به تازگی در صفحه شخصی اش از شهیدان تهرانی مقدم و فخری زاده نیز بابت سکوت در برابر رژیم صهیونی در هنگام شهادت آن ها عذرخواهی کرد و نوشت: «نمی خواستم از مسائل سیاسی و‌ نظامی در صفحه ام سخن بگویم و تمام تمرکزم فقط روی زیبایی ها و معرفی ظرفیت های ایران بود. فارغ از این که شما بزرگان ظرفیت های با شرف و مهم‌ ایران بودید و حافظان زیبایی و‌ شکوه و‌ قدرت و مردم و تمدن و‌ خاک پاک وطن بودید. شما جان شیرینتان را برای وطن و مردم دادید و من سکوت کردم. اشتباه بسیار بزرگی کردم. عذرخواهم. امیدوارم مرا ببخشید.»
من این گونه نبودم اما...ماجرای این تفاوت دیدگاه ها را از قارایی جویا می شوم و این طور می شنوم: کسانی که صفحه من در اینستاگرام را دنبال می کردند، می دانند که من هیچ گاه به مسائل سیاسی ورود نمی کردم و همواره تمرکزم بر محیط زیست، جاذبه های فرهنگی و طبیعی و... بود اما پس از حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه و نسل کشی بی رحمانه در آن جا احساس کردم در برابر این اتفاقات نمی توانم بی تفاوت باشم. در واقع در یک سال و نیم اخیر با هدف آگاهی بخشی از این جنایت و رفتارهای وحشیانه اسرائیل در منطقه شروع به فعالیت کردم. با آغاز حمله و تجاوز اسرائیل به کشورم ایران، شمشیرم را علیه آنان از رو بستم و با تمام وجودم تلاش کردم در حد خودم و با صفحه مجازی ام در این راه قدم بردارم. به هرحال من نه سلاح دارم و نه موشک، تنها ابزار من حرف ها و اندیشه هایم درباره تاریخ و تمدن و مسائل سیاسی کشورم است که در فضای مجازی منعکس می کنم و تصورم این است که تا حدودی هم موفق بودم و شاید مسدود شدن چند نوبت صفحه ام در اینستاگرام نمونه این اثرگذاری است. جدال های اختلاف نظرها باشد برای بعد سوال بعدی ام از قارایی درباره همبستگی ملی است که او در این مدت از طلایه داران دعوت به همبستگی بود. می گوید: ببینید، الان موضوع و مسئله، ایران است. همه ایرانی ها با هر سلیقه و اندیشه ای چه در ایران باشند یا نباشند باید برای «ایران» در کنار هم و متحد با هم باشیم. بعدا که شرایط ویژه کنونی به پایان رسید، می نشینیم و باز به جدال های لفظی و اختلاف نظرهایمان می پردازیم اما درباره ایران، همه باید با هم و در کنار هم باشیم. چون وطن مثل پدر و مادر است و آیا می توان برای حراست از پدر و مادر و ناموس متحد نبود؟
اگر تاریخ را مطالعه کنیم، خواهیم دید که در ادوار مختلف تاریخی چند سده اخیر، غربی ها با ایران چه کردند. آن ها همیشه شروع کننده جنگ علیه ما بوده اند. منافع ما هیچ گاه برایشان اهمیت نداشته و به دنبال چپاول این سرزمین بوده اند. حالا هر ایرانی با هر تفکری که دارد، اگر این تاریخ را بخواند، خواهد دریافت که دشمن این سرزمین و این جغرافیا کیست و چرا باید در برابر این دشمن، متحد بود. سری جدید «ایرانگرد» با قارایی جدید آیا مستند ایرانگرد را با جواد قارایی و تفکرات و نگاه های جدیدش می بینیم؟ این دیگر سوال من از اوست که می گوید: اگر قرار باشد که سری جدید ایرانگرد را بسازم، حتما به مقوله های فرهنگی، تاریخی و تمدنی جدی تر ورود می کنم چرا که معتقدم مردم کشورم باید با داشته هایشان از ایران و وطن شان بیشتر آشنا شوند.از او درباره زمان احتمالی تولید ایرانگرد می پرسم که می گوید: هنوز برنامه مشخصی برای زمان تولید ندارم اما سعی داریم برای تولید آن اقدام کنیم.
تلخ‌ترین خاطره‌ام از سلبریتی‌هاادامه گفت وگویم با قارایی به جنگ دوازده روزه بر می گردد و از او می خواهم، یک ناگفته از این روزها برایم بگوید. او ناگفته اش یک انتقاد از سلبریتی های غریبه با وطن است که آن را در قالب «تلخ ترین خاطره» این دوازده روز نقل می کند: روز چهارم جنگ بود و شرایط هم تقریبا از جهات مختلف خوب نبود. یک گروهی از بچه های هنرمند که به هیچ نهاد و دستگاهی وابسته نیستند، به میدان آمدند و به طور خودجوش خواستند برای همبستگی و «ایران» قدمی بردارند. یعنی در قالب گفت وگو با هنرمندان، مجری های مشهور و سلبریتی ها به موضوع ضرورت همبستگی و ایران بپردازند. این را هم تاکید می کنم که این کار، به سفارش هیچ نهاد و دستگاهی نبود و صرفا کاری بود که آن ها خودشان برای آن شرایط احساس نیاز کردند. قرار بود در یک میزگرد با افراد مختلف که حتی برخی از آنان از منتقدان جمهوری اسلامی بودند، شرکت کنند و درباره شرایط آن روز بحث و گفت وگو شود. شاید باور نکنید در روز هماهنگی که من آن جا بودم آن ها با ۸۰ نفر از بازیگران و هنرمندان مطرح و سلبریتی ها تماس گرفتند اما هیچ کدام از آنان حاضر نشدند به عنوان مهمان در آن برنامه حضور یابند. این خاطره تلخ را گفتم که به اینجا برسم که همه این هنرمندان با پول همین مردم به جایگاه های امروزشان رسیدند؛ ویلا خریدند، صاحب ثروت شدند، گذرنامه خارجی گرفتند و... که البته زحمت کشیدند و نوش جانشان اما آیا یک هنرمند در شرایط خاص، نباید در کنار مردم و هموطنانش باشد؟ آن ها حاضر نشدند در آن شرایط سخت با مردم گفت وگو کنند و به آنان دلداری بدهند و به آنان بگویند همه ما با هم متحدیم و در کنار هم از این چالش عبور خواهیم کرد.
این تلخ ترین خاطره ام از جنگ دوازده روزه بود که خواستم این جا آن را بگویم.به قارایی می گویم، این تنها یک خاطره تلخ نیست، بلکه یک فاجعه اجتماعی و انسانی است که می گوید: دقیقا همین طور است. من کیستم؟ قبل از خداحافظی با او می خواهم خودش را در قامت جدید اندیشه ای و رفتاری اش توصیف کند که یک عبارت می گوید: جانفدای ایران.
پایان پیام/#جواد_قارایی#ایرانگرد#ایران با دنبال کردن صفحه منتخب رسانه‌ها، از اخبار سایر رسانه‌ها باخبر شوید.
12:03 - 14 مرداد 1404



2 Replies

Profile picture of ‌احمد طحانی‌
@user17437676012214 مرداد 1404
درود به شرفت آقا جواد عزیز.از لابلای صحبت‌های آقای قارایی در بخش‌های مختلف مستندش هم عشق به وطن کاملا مشهود بود!هرکجا زیبایی می‌دید با شور و هیجان تمام توصیفش می‌کرد!و هرکجا عیب و ایرادی بود، دلسوزانه نقد می‌کرد...شکر خدا که ساخت این مستند بسیار زیبا و جذاب ادامه داره.خدا به امثال قارایی طول عم…Show more

@user170910149147210473618 مرداد 1404
Replying to
سلاممردم ایران بسیار باهوشند، آنها میفهمند چ کسی تملق میکنه، چ کسی دروغ میگه، و چ کسی تظاهر میکنهجناب قاریی عزیزما مردم ایران از صمیم قلب دوستت داریم و برای سلامتی، سعادت و عاقبت بخیریت دعا میکنیمچونظاهرت با باطنت یکیهو چون از ته دل عاشق کشوریو تلاش میکنی ک بین اقوام مختلف اتحاد ایجاد کنی تا…Show more