وصیت نخبه کوانتوم صنایع دفاعی: هر روز به امام زمان سلام کنید

شهیده مهسا طاهری نخبه کوانتوم صنایع دفاعی از شهدای جنگ رمضان است که دل‌نوشته‌های عارفانه‌اش با حضرت بقیه‌الله(عج) و وصیت «سلامِ روزانه به امام‌زمان»، از او چهره‌ای ماندگار در تاریخ جنگ رمضان ساخته است.
خبرگزاری فارس_اراک؛ در روزهایی که آتش جنگ رمضان، ایران اسلامی را نشانه گرفته بود و دشمن، نخبگان هسته‌ای و صنایع دفاعی را در کنار فرماندهان و نظامیان و غیرنظامیان هدف گرفته بود، شهادت یک بانوی دانشمند، ثابت کرد که قوی‌ترین سلاح در برابر دشمن، علم در مسیر ایمان است. دکتر مهسا طاهری، دانشمند و نخبه شیمی‌فیزیک کوانتوم، متولد ۱۳۷۲ در اراک، درحالی‌که می‌دانست هدف ترور دشمن است اما تا آخرین لحظه عمرش، در سنگر علم ایستاد تا انتقام رهبر شهید و شهدای هسته‌ای را از دشمن بگیرد. اما دشمن، نخبگی او را تاب نیاورد؛ او را هدف گرفت و در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، در حمله وحشیانه به محل سکونتش او را به شهادت رساند و شهیده طاهری با شهادتش ثابت کرد که علم، وقتی در مسیر دفاع از دین و میهن باشد، تبدیل به سلاحی می‌شود که دشمن از آن می‌هراسد.او به آرزویش رسید، همان آرزویی که در روزهای جنگ، با تمام وجودش زمزمه می‌کرد: «ای‌کاش ما هم عاقبت‌به‌خیر شهادت در راه خدا شویم...»
مهسا طاهری، از همان ابتدا، نبوغی علمی داشت که او را به یکی از نخبگانِ دانشگاهی کشور تبدیل کرد. او در رشته شیمی‌فیزیک کوانتوم به تحصیل پرداخت؛ رشته‌ای که مرزهای دانش را جابه‌جا می‌کند و نیازمند ذهنی دقیق و عمیق است. اما چیزی که او را از هم‌قطاران علمی‌اش متمایز می‌کرد، قلبی بود که در کنار ذهن پویایش می‌تپید؛ قلبی که هر روز با خدایش راز و نیاز می‌کرد و هر شب، با حضرت صاحب‌الزمان (عج) نجوا می‌نمود. سنگر علم در آتش جنگسال ۱۴۰۴ جنگ آغاز شد و خواب را از چشم سرداران و مادران و فرزندان بی‌گناه ربود. رژیم غاصب صهیونیستی، با پشتیبانی آمریکای جنایت‌کار، ایران اسلامی را هدف گرفته بود. نخبگانِ هسته‌ای و دانشمندان صنایع دفاعی، در خط مقدم این جنگ نابرابر قرار داشتند.
در جنگ ۱۲ روزه مهسا، مجبور شد سنگر علم و دانشگاه را ترک کند و به خانه پدری پناه آورد. اما او در این روزهای پرتلاطم، دست از تلاش نکشید؛ بلکه قلم را به دست گرفت و دل‌نوشته‌هایی ماندگار خلق کرد و پس از آن به محل کارش بازگشت و تا لحظه شهادت هرگز به خانه بازنگشت تا در عرصه علم، در پشت‌جبهه، به یاری رزمندگان بشتابد. «خب ما هم مجبور به ترک سنگر علم شدیم، به خانه پدری پناه آوردیم... درعین‌حال غمگینم برای شهادت سرداران بزرگمان، و شهادت مادر و فرزندی بیگناه که به شهادت رسیدند. ای‌کاش ما هم عاقبت‌به‌خیر شهادت در راه خدا شویم...»او نمی‌دانست که این آرزو، چقدر زود به حقیقت خواهد پیوست.
جهاد علمی در صنایع دفاعی؛ انتقام شهدا با سلاح دانشبا شروع جنگ رمضان او می‌خواست با علمش، انتقام رهبر شهید و شهدای هسته‌ای را از دشمن بگیرد و ثابت کند که نخبگان ایرانی، هیچگاه در برابر زورگویی دشمن سر خم نمی‌کنند. او تا آخرین لحظه‌ی عمرش، در همان سنگر ماند و با تمام وجود، برای اعتلای ایران اسلامی جنگید.«به تاریخ بامدادِ ۲۹ خردادِ ۱۴۰۴... در روزهای پرتلاطم که ایران با تمام قدرت و با یاری پروردگار و سایه همراه دعای ائمه اطهار(ع) و یاری امام‌زمان(عج) به جنگ با پلیدترین روی کره خاکی، رژيم غاصب اسرائیل رفته‌ایم... گوش‌به‌فرمان امام خامنه‌ای(ره) برای مبارزه هستیم.»
دل نوشته‌هایی با آقا؛ روایت یک عشقِ آسمانی اما در کنار جهاد علمی، مهسا یک دفتر راز داشت؛ جایی که با خدایش و با امام زنده‌اش حرف می‌زد. دل‌نوشته‌هایش، سندی است بر عمق ایمان این بانیِ دانشمند. او در این دل‌نوشته ها، از حضور همیشگی امام زمان(عج) در زندگی‌اش سخن می‌گوید و این حضور را مایه آرامشِ قلبش می‌داند:«آقاجان، من شما رو ندیدم ولی بی‌انصافی است اگر بگویم در تک‌تک لحظاتی که شما را صدا زدم، حضور شما را در آن لحظه حس نکردم... با تمام وجودم همیشه حس کردم صدام رو شنیدید و چنان آرامشی به قلبم دادید که خودم از آرامش و تسلطی که داشتم در لحظه‌های پر استرس زندگیم تعجب کردم!»«آقاجان، هرچه بیشتر به شما فکر می‌کنم، بیشتر دلتنگ می‌شوم... به خدا که دلتنگی غریب است. آقاجان، خسته‌ایم؛ مرهم ما، منتقم کرار، امید راه... نسل ما که خیلی سختی کشید، لااقل ما رو از دیدن رویتان محروم نکنید.
در یکی از شب‌های پرمعنویتش، مهسا مناجاتی نوشت که نشان از عمقِ تحولِ درونیِ او دارد.مناجاتی که می‌توان برای هر دلی، مرهمی باشد. او در این مناجات، از توبه‌ای سخن می‌گوید که دل‌شکسته اش را به آغوشِ خدا سپرده است: به هرچه دل بستم و گذرا بود، به آرزوهایی که سرابی بیش نبود، هر بار تکیه کردم به هرچه غیر از تو، زخم برداشتم، شکستم... امشب، با دلی شکسته اما امیدوار، با چشمانی تر و غمگین از ماتمِ امامِ شهیدِ حسین، توبه کردم... دیگر نه دل می‌بندم به سایه‌ها، نه چشم می‌دوزم به نقشه‌ای بر آب. به مهرت پناه آوردم... جز تو هیچ نمی‌خواهم و هیچ نمی‌پرستم.
این مناجات، سند توبه و بازگشت یک روح روشن به مبدأ نور است. او فهمیده بود که هرچه غیر از خدا، سراب است و دل، تنها در آستان او آرام می‌گیرد. او این حقیقت تلخ‌وشیرین را دریافته بود که خدا، آنچه را بیش از خودش دوستش داری، از تو می‌گیرد تا بفهمانی که معبودت فقط خداست.
وصیت نهایی؛ سلام صبحگاهی به امام زندهاما مهم‌ترین و آخرین پیامِ این شهیده دانشمند، یک دستورالعملِ حیاتی برای همه ما است. پیامی که اگر به آن عمل کنیم، زندگی‌هایمان متحول خواهد شد. او با صراحت و شور قلبی، از برادر کوچکش می‌خواهد که هر روز، با سلام به حضرتِ بقیه الله(عج)، روزشان را آغاز کنند: داداش به چیزم میگم و تمام... هر روز که بیدار میشی یا قبلِ خواب، سلام بده به امام‌زمان. بگو سلام آقاجان، خودت امروزم یار و باورم باش. پات رو از خونه برای هر کاری، بدون این جمله بیرون نذار. بعد معجزه هاش رو می‌بینی...»و در هشداری که می‌تواند قیامت هر غافلی باشد، می‌نویسد: یادت نره به امام‌زمان سلام بدی... حی و حاضره. یه وقتی دیدی همین حالا ظهور کرد، اگر ازت بپرسه من امام زنده‌ی تو بودم چرا بیار صدام نکردی، چی می‌خوای بهش بگی؟ این پیام، یعنی اوج معرفت یقینی. این، آخرین وصیت عملی یک شهیده است: همیشه با امام ؛ که حرف بزن، چون او حاضر است. او به قدری به حضور امام زمان(عج) ایمان داشت که دیگران را نیز به این مسیر حیاتبخش دعوت می‌کرد.
یادآوری شهید همت برای همه ماآخرین پست مهسا در فضای مجازی، فیلمی از شهید همت بود که با خطاب قراردادن ما، این وصیت ابدی را به یادگار گذاشته است: برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه، باید اخلاص داشته باشیم. برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم، سرمایه می‌خواد که از همه چیزمون بگذریم... قدم برمی‌داریم برای رضای خدا، قلم برمی‌داریم روی کاغذ برای رضای خدا، حرف میزنیم برای رضای خدا، شعار می دیم برای رضای خدا، می‌جنگیم برای رضای خدا... همه چیز، همه چیز، همه چیز خاص خدا باشه. که اگر شد، پیروزی نزدیک است... چه بکشیم، چه کشته بشیم، که اگر چنین بشیم، پیروزیم و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنا نداره.مهسا، این پیام را به عنوانِ آخرین یادگار خود در فضای مجازی به جا گذاشت. انگار که می‌خواست بگوید: «این، راهِ من است؛ این، وصیت من است.
۷۷۳ KB
پیام ناب شهیده برای نسل امروزمهسا طاهری، با تمام وجودش ثابت کرد که علم، بدون عشق به خدا و اهل‌بیت(ع)، کویری بیش نیست و زندگی، بدون یادِ امام‌زمان(عج)، بی‌برکت است. او با تخصص کوانتوم و ایمان راسخش، الگویی بی‌نظیر برای نسل امروز ساخت.او به ما آموخت که در شداید، امام‌زمان را صدا بزنیم؛ او حاضر است و صدای ما را می‌شنود. تسلیم خدا باشیم، حتی اگر بر وفق مرادمان نباشد که عاقبتش آرامش است.برای رضای خدا قدم برداریم، قلم بزنیم، حرف بزنیم و بجنگیم که پیروزی، نزدیک است.هر روز، با سلام به امام زنده(عج)، روزمان را آغاز کنیم که معجزه‌ها در پی این سلام است.علم را در مسیر دفاع از دین و میهن به کار بگیریم که دشمن از نخبه متعهد می‌هراسد و بدانیم که شهادت، پایانِ زندگی نیست؛ آغاز یک پیروزی ابدی است.پایان؛ با کلام خودش«الّا اَن یشاء الله... اگر خدا بخواهد، غیرممکن، ممکن می‌شود.» و او، با شهادتش، ثابت کرد که غیرممکن‌ترین ممکن‌ها، همین وصال با معبود و رسیدن به قافله شهداست. او با جان‌فشانی‌اش در صنایع دفاعی و شهادتش در جنگ رمضان، به همه ما فهماند که نخبگی واقعی، تلفیق علم و ایمان است. و چه زیبا، در پایان یکی از دل‌نوشته‌هایش، دعای حضرت فاطمه زهرا(س) را زمزمه کرده بود: «اللَّهُمَّ لَا تُعْیِنِی فِی طَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی... خدایا، مرا در طلب چیزی که قسمتم نیست، خسته و درمانده نکن و چیزی را که قسمتم هست، آن را نصیبم گردان.»و خداوند، شهادت را نصیبش گرداند. چه زیبا، چه مبارک، چه به‌جا.#مهسا_طاهری#شهید_نخبه#جنگ
06:30 - 20 مرداد 1405

0 بازدید