نیتی آسمانی و نقطه عطفی به نام «طلاییه»
فرشته عسگری نویسنده جوان اراکی است که با خود عهد بست؛" اگر قلمش به جایی رسید در مسیر امام زمان (عج) باشد."
خبرگزاری فارس_اراک: در دنیای نویسندگی، برخی قلمها تنها واژهها را کنار هم نمیچینند، بلکه پلی میسازند بین دنیای مادی و ملکوت.«فرشته عسگری»، نویسنده جوان و خوشقلمی است که مسیر حرفهایاش گواهی زنده بر این جمله است. مسیری که نه با برنامهریزیهای مرسوم، که با عنایتهای آسمانی و هدایت شهدا شکل گرفته است.فصل اول: تولد یک نویسنده؛ از انشاهای داستانی تا نخستین جایزهفرشته عسگری، متولد ۱۳۷۰، از همان سالهای کودکی دلبسته واژهها بود. انشاهایش در مدرسه رنگ و بوی داستان داشت و تحقیقهای درسیاش به روایتهایی جذاب تبدیل میشد، بیآنکه حتی بداند نویسندگی یک «حرفه» است.علیرغم علاقه شدید به ادبیات، در دانشگاه مسیر مهندسی را در پیش گرفت. اما گویا تقدیر چیز دیگری بود. شرکت در یک فراخوان داستاننویسی در دانشگاه شاهد تهران و کسب رتبه دوم، جرقهای بود که او را به مسیر اصلی زندگیاش بازگرداند. او پس از فارغالتحصیلی، هرگز به سراغ مهندسی نرفت و با جسارت تمام، نویسندگی را به عنوان مسیر حرفهای زندگی برگزید.فصل دوم: نیتی آسمانی و نقطه عطفی به نام «طلاییه»عسگری با نیتی پاک در مؤسسه قرآنی عصرظهور حاضر شد و عهد بست: «اگر قلمم به جایی برسد، در مسیر امام زمان (عج) باشد.» این نیت قلبی، دریچهای به سوی تقدیری روشن گشود. آشنایی با استاد سیدفاضل مقدسی و سپس معرفی به مدیر انتشارات طلاییه، سرآغاز فصل جدیدی از زندگی حرفهای او بود. پیشنهاد نگارش کتاب «تازهداماد» درباره زندگی شهید «مهدی جودکی»، نقطه آغاز سفر او به دنیای روایتگری ایثار و شهادت بود.
فصل سوم: همسفر شدن با شهدا؛ از باور تا مشاهدهدر این مسیر پرپیچوخم، بزرگترین درس برای او این بود: «در کارت که به بنبست خوردی، از خود شهید کمک بخواه.» عسگری در ابتدا این توصیه را به سادگی باور نمیکرد، اما به تدریح و با تجربیات عینی، به این یقین رسید که در نگارش زندگی شهدا، تنها نیست و خود آنان، راهنما و همسفر او هستند.نمونههای عینی این همراهیعسگری در گفتوگو با خبرنگار فارس میگوید: در یک تجربه نویسندگی مراحل پایانی کتابی، یافتن همسر شهید به یک بنبست جدی تبدیل شده بود، با توسل مصاحبهکننده به شهید، به صورت کاملاً غیرمنتظره، او را در گلزار شهدا، در حالی که بر مزار همسرش نشسته بود، یافت و مطالبش را در اختیار من قرار داد. در پروژهای دیگر، با سوالاتی بیپاسخ مانده بودم، در کمال شگفتی، خواهر شهید، بدون اطلاع از این سوالات، پیامی فرستاد که حاوی پاسخهای دقیق همان پرسشها بود. پیکسل شهید مجیدی؛ نشانهای در نیزارهای ارونددر حین تحقیق برای کتاب «زود برگرد» (خاطرات همسر شهید سردار سعید مجیدی)، در سفر راهیان نور آرزو داشت نام اتاقش سعید مجیدی باشد، اما نشد، دلش میخواست حال که اتاق قسمتش نشد حداقل پیکسل این شهید را داشته باشد، اما در قرعهکشی هم به او نرسید. با نیتی قلبی، در میان نیزارهای اروند، یکی از همراهان نظامی، بیآنکه از آرزوی او بداند، ناگهان پیکسل شهید مجیدی را از جیبش درآورد و به او داد. این اتفاق برای عسگری به یادماندنیترین نشانه زنده بودن شهدا شد.فصل چهارم: آثار و دستاوردها
فرشته عسگری با قلمی روان و متکی بر تحقیقات میدانی و تاریخ شفاهی، تاکنون آثار ماندگاری خلق کرده است، میگوید: «تازهداماد» (زندگی شهید مهدی جودکی)، «زود برگرد» (خاطرات همسر شهید سردار سعید مجیدی)، «همپای دز» (تاریخ شفاهی زندگی پروین مفتحزاده) را به چاپ رسانده و «نشان بینشانها» (زندگی محمد شاکری) - که به گفته او، بیشترین درس زندگی را از این اثر آموخته است و چند داستان با موضوع فلسطین (در دست ارزیابی) و خاطرات مردمی روایتهایی از واقعه «پنج مرداد، روز ایثار» در اراک را هم در دست چاپ دارد.فرشته عسگری برای ما روایت میکند که نویسندگی در وادی شهدا، تنها یک فرآیند ادبی نیست؛ بلکه سفری است از دل به دل، از حقیقت به امید، و از واژه به ایمان. تجربیات او گواهی میدهد که وقتی قلم با نیتی خالص و برای ترویج ارزشها به حرکت درآید، نه تنها توسط انسانها، که توسط فرشتگان و ارواح پاک شهدا، هدایت و همراهی میشود.او ثابت کرده است که شهدا نه تنها در قالب نام و خاطره، که به عنوان «همنویسندگان نامرئی» در کنار راویان راستین خود حاضرند.#فرشته_عسگری#زود_برگرد#نویسنده_کتاب 13:12 - 26 آبان 1404