نسخه خارجی، مسئله ایرانی!

دکتر علی ایار، استادیار گروه آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان تهران، در تحلیلی درباره نسبت میان نظام آموزشی و واقعیت تاریخی و اجتماعی ایران، بر ضرورت بازاندیشی در برخی الگوهای وارداتی علوم انسانی و برنامه‌های درسی تأکید کرده است.
وی در پژوهشی با عنوان «ایران در کشاکش هندسه‌های عاریتی: پارادوکس ایران فرهنگی و تدریس چند فرهنگی»، با بررسی مفهوم فرهنگ، شواهد تاریخی و اجتماعی ایران و مسائل واقعی نظام آموزشی، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا الگوی «تدریس چندفرهنگی» که در برخی جوامع دیگر شکل گرفته است، می‌تواند بدون توجه به ویژگی‌های تاریخی و اجتماعی ایران، مبنای مناسبی برای برنامه درسی کشور باشد.به باور ایار، هر جامعه دارای هندسه تاریخی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود است و برنامه درسی زمانی می‌تواند کارآمد باشد که با این مختصات تناسب داشته باشد. از این منظر، انتقال یک الگوی آموزشی از جامعه‌ای با تجربه تاریخی متفاوت و اجرای آن در ایران، بدون توجه به تفاوت‌های بنیادین دو جامعه، می‌تواند به شکل‌گیری «مسئله‌های عاریتی» در نظام آموزشی منجر شود.یکی از محورهای اصلی تحلیل دکتر ایار، تفاوت میان «تنوع فرهنگی» و «گسست فرهنگی» است.به اعتقاد وی، ایران بدون تردید سرزمینی متنوع از نظر جغرافیا، زبان، گویش، شیوه‌های زیست و جلوه‌های فرهنگی است؛ اما این تنوع طی هزاران سال در بستری از همزیستی، تعامل، جابه‌جایی، مهاجرت، دادوستد و آمیزش گروه‌های مختلف شکل گرفته و در نتیجه نمی‌توان آن را به سادگی مجموعه‌ای از فرهنگ‌های منفک و بی‌ارتباط با یکدیگر دانست.او ایران را «یک پهنه فرهنگی واحد، با کانون‌های فرهنگی متنوع» می‌داند؛ تعبیری که در آن، تفاوت‌های محلی و منطقه‌ای پذیرفته می‌شوند، اما این تفاوت‌ها درون یک کلیت تاریخی و فرهنگی گسترده‌تر معنا پیدا می‌کنند.
از این منظر، مسئله اصلی در آموزش ایران نباید صرفاً برجسته‌سازی تفاوت‌ها باشد؛ بلکه باید شناخت این نکته باشد که چگونه تفاوت‌ها در طول تاریخ در کنار یکدیگر قرار گرفته و به شکل‌گیری یک تجربه مشترک ایرانی انجامیده‌اند.«تفاوت» نباید جای «اشتراک» را بگیرددکتر ایار با انتقاد از رویکردی که نقطه آغاز خود را تفاوت‌های فرهنگی قرار می‌دهد، هشدار می‌دهد که برجسته‌سازی افراطی تفاوت‌ها می‌تواند به تضعیف عناصر مشترک و شکل‌گیری تصویری گسسته از جامعه ایران منجر شود.در نگاه او، فرهنگ را نمی‌توان صرفاً بر اساس جلوه‌های ظاهری و تفاوت‌های منطقه‌ای تعریف کرد. بسیاری از تفاوت‌های موجود در ایران، ریشه در تنوع اقلیمی و تاریخی دارند و در عین تفاوت در نمودها، می‌توانند در لایه‌های بنیادین دارای اشتراک باشند.از همین رو، نویسنده تأکید می‌کند که در آموزش و پرورش ایران باید میان پذیرش تنوع و تقویت واگرایی تمایز قائل شد.یکی از استدلال‌های مهم مقاله، تکیه بر شواهد تاریخی و اجتماعی برای توضیح این پیوستگی است.به نوشته ایار، جابه‌جایی‌های جمعیتی، مهاجرت‌ها، ارتباطات اقتصادی و علمی، جنگ‌ها، تغییر مراکز سیاسی و شکل‌گیری شبکه‌های گسترده ارتباطی در طول تاریخ، موجب شده است گروه‌های مختلف جمعیتی در پهنه ایران بارها با یکدیگر تماس پیدا کنند و در هم بیامیزند.شبکه راه‌های تاریخی ایران، از جمله راه شاهی و راه ابریشم، نیز در این فرایند نقش داشته‌اند و به باور نویسنده، طی هزاران سال زمینه را برای درهم‌تنیدگی و امتزاج فرهنگی و اجتماعی ساکنان ایران فراهم کرده‌اند.
از این منظر، تنوع فرهنگی ایران محصول مجموعه‌ای از فرهنگ‌های جدا از هم نیست؛ بلکه بخش مهمی از آن، نتیجه تجربه طولانی همزیستی و تعامل تاریخی در یک پهنه جغرافیایی مشترک است.مسئله اصلی آموزش ایران شاید جای دیگری باشدایار در بخش دیگری از تحلیل خود، نسبت به انتقال مسئله‌های نظام‌های آموزشی دیگر به ایران هشدار می‌دهد.او معتقد است برخی از مسائل محوری مورد تأکید ادبیات چندفرهنگی، مانند ستیز قومی، تعارض فرهنگی و همزیستی نامسالمت‌آمیز، نمی‌توانند بدون بررسی تجربی، به عنوان مسائل اصلی جامعه و مدارس ایران فرض شوند.در مقابل، مقاله به مسائلی چون اضطراب کنکور، کالایی‌شدن آموزش، وضعیت معیشتی معلمان، بی‌اشتهایی تحصیلی و فقدان آموزش مهارت‌های زندگی اشاره می‌کند و بر ضرورت توجه به مسائل واقعی و اولویت‌های جامعه ایرانی تأکید دارد.دکتر ایار در برابر «تدریس چندفرهنگی»، مفهوم «تدریس فرهنگی» را پیشنهاد می‌کند؛ الگویی که به جای آغاز کردن از تفاوت‌ها، از اشتراکات و هم‌پوشانی‌های تاریخی و فرهنگی آغاز می‌کند.در این رویکرد، هدف آن نیست که تنوع فرهنگی ایران نادیده گرفته شود؛ بلکه قرار است این تنوع در درون یک کلیت تاریخی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.به تعبیر مقاله، ایران باید به عنوان «یک کل فرهنگی و یک پهنه فرهنگی با تنوع کانون‌های فرهنگی» دیده شود؛ کانون‌هایی که در لایه‌های عمیق‌تر فرهنگ، دارای اشتراک و انسجام هستند.«تدریس فرهنگی» از نگاه نویسنده باید بر شناخت تاریخ، دانش بومی، تجربه زیسته ایرانیان، میراث مادی و معنوی، ظرفیت‌های فرهنگی مناطق مختلف و عوامل تاریخیِ پایایی و پویایی ایران استوار باشد.
در چنین الگویی، دانش‌آموز نه فقط با تفاوت‌های مناطق مختلف کشور، بلکه با این پرسش نیز مواجه می‌شود که چه چیزی طی قرن‌ها این تنوع را در کنار یکدیگر قرار داده و امکان تداوم ایران را فراهم کرده است.از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در این تحلیل، ضرورت ایجاد پیوند میان هویت محلی و هویت ملی است.ایار معتقد است دانش‌آموز ایرانی باید بتواند زبان، نمادها و عناصر فرهنگی اختصاصی خود را بشناسد و در عین حال، خود را عضوی از یک تاریخ و فرهنگ گسترده‌تر بداند.به اعتقاد وی، برنامه درسی باید به گونه‌ای طراحی شود که هیچ دانش‌آموزی خود را جدا از ایران تاریخی و ایران معاصر احساس نکند؛ بلکه بتواند تعلق محلی خود را در کنار تعلق ملی تجربه کند.ضرورت تربیت معلم با «سواد تمدنی و فرهنگی»در این نگاه، تغییر برنامه درسی بدون تغییر در توانمندی معلم امکان‌پذیر نیست.ایار بر ضرورت تربیت معلمانی تأکید می‌کند که از سواد تمدنی و فرهنگی برخوردار باشند و بتوانند تاریخ، انسان‌شناسی فرهنگی و جامعه‌شناسی تاریخی ایران را در آموزش به کار گیرند.به باور او، آشنایی دانش‌آموز ایرانی با فرهنگ‌ها و جوامع دیگر نیز ضروری است، اما این شناخت باید بر پایه یک شناخت مستحکم از جامعه و فرهنگ خودی شکل بگیرد، نه اینکه جایگزین آن شود.جمع‌بندی؛ مسئله، نفی تنوع نیستدر مجموع، دیدگاه دکتر علی ایار را نباید به معنای نفی تنوع فرهنگی ایران تلقی کرد. مسئله اصلی او، نحوه صورت‌بندی این تنوع و پیامدهای آموزشی آن است.
او بر این باور است که تنوع فرهنگی ایران باید دیده، شناخته و آموزش داده شود، اما درون یک چارچوب تاریخی و فرهنگی مشترک؛ چارچوبی که بتواند هم تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد و هم از فرسایش سرمایه‌های مشترک و احساس تعلق جمعی جلوگیری کند.به بیان فشرده، پیام اصلی این تحلیل را می‌توان چنین صورت‌بندی کرد:ایران جامعه‌ای متنوع است، اما این تنوع در طول تاریخ در بستری از اشتراک، تعامل و همزیستی شکل گرفته است؛ بنابراین آموزش در ایران باید به جای برجسته‌سازی صرف تفاوت‌ها، ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخیِ پیونددهنده جامعه ایرانی را نیز به دانش‌آموزان بشناساند.این رویکرد، در نهایت، بر ضرورت حرکت از الگوبرداری آموزشی به سمت طراحی برنامه درسی متناسب با واقعیت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ایران تأکید دارد.دکتر علی ایار، استادیار گروه آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان تهران، در این پژوهش بر آن است که نظام آموزشی ایران برای مواجهه مؤثر با آینده، بیش از آنکه نیازمند تکرار الگوهای عاریتی باشد، به شناخت عمیق‌تر از «هستی جامعه ایرانی» و بهره‌گیری از ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی آن نیاز دارد.
10:58 - 1 شهریور 1405
آموزش و پرورش
کتاب و ادبیات
دانشگاه

102 بازدید