این یک شکواییه از جانب یک شهروند دارای معلولیت است؛ نه علیه یک شخص، بلکه علیه بیتوجهی و اجرا نشدن حقوق قانونی.سالهاست که از عدالت، حمایت از محرومان و رعایت حقوق مردم سخن گفته میشود. اما پرسش من این است: اگر حقوق معلولان در قانون به رسمیت شناخته شده است، چرا برای دریافت همان حق
وق قانونی باید به دیوان عدالت اداری شکایت کنیم؟آیا حق، زمانی حق است که بدون دادخواهی و کشمکش به صاحبش برسد، یا زمانی که فردی با محدودیتهای جسمی و مشکلات فراوان، ماهها و سالها در راهروهای ادارات و دادگاهها دنبال آن بدود؟ما معلولان صدقه نمیخواهیم؛ ترحم نمیخواهیم؛
قانونی که خود دولت آن را تصویب کرده و موظف به اجرای آن است.درد ما تنها مشکلات جسمی نیست؛ درد بزرگتر، نادیده گرفته شدن حقوقی است که روی کاغذ وجود دارند اما در زندگی واقعی اجرا نمیشوند.از مسئولان میپرسیم: اگر قرار باشد برای گرفتن هر حق قانونی به دیوان عدالت اداری مراجعه کنیم، پس وظیفه دستگاههای
اجرایی چیست؟ما خواهان احترام، برابری و اجرای کامل حقوق قانونی معلولان هستیم؛ نه بیشتر و نه کمتر.عدالت زمانی معنا پیدا میکند که ضعیفترین اقشار جامعه نیز بدون نیاز به شکایت و پیگیریهای فرسایشی، به حقوق خود دسترسی داشته باشند.»
21:51 - 11 خرداد 1405