۶ کابوس پس از هرگونه حمله به ایران
ایران، کشوری با سابقه بیش از چهل سال مقاومت در برابر فشارهای خارجی، بار دیگر با ادعاهایی درباره حمله نظامی مواجه است. آیا توانمندیهای راهبردی ایران میتواند بار دیگر معادلات موجود را تغییر دهد یا جهان با بحرانهای جدیدی روبهرو خواهد شد؟
گروه بینالملل خبرگزاری فارس؛ در حالی که برخی از تحلیلگران سیاسی، تهدید دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا به «بمباران ایران» را با هدف اعمال فشار حداکثری برای کسب امتیازات حداکثری میدانند، برخی دیگر، بعید نمیدانند که ترامپ در دام دوستان صهیونیستش بیفتد و دست به اقدام جبرانناپذیری بزند که نابودی اسرائیل و فروپاشی ایالات متحده آمریکا را تسریع کند. نویسنده و تحلیلگر عرب خالد شحام نیز از دسته دوم است. او در یادداشتی تحلیلی در روزنامه رأی الیوم به این سوژه میپردازد و در مقدمه یادداشت خود احتمال حمله به ایران را اینچنین تفسیر میکند: «اکنون دیگر مسلم شده است که عصر سیاسی معاصر، عصر بیقانونی، غیرانسانی و غیر مشروع است. ما به وحشیگری قرون وسطی بازگشتهایم، جایی که قویتر میتواند هر کاری را که میخواهد بدون هیچ مانع و بازدارندهای انجام دهد. تنها تفاوت بین این دو وحشیگری این است که وحشیگری مدرن با تبلیغات و بهصورت آشکار در مقابل چشم و گوش همگان قرار دارد و هر مخالفی را به چالش میکشد. خودمان را با رحمت، شرافت، انسانیت، مردانگی، جوانمردی و کرامت تسلی میدهیم. ارزش چیزی به نام سازمان ملل و حقوق بینالملل برابر با صفر است، ارزش آنچه به نام قدرتهای بزرگ شناخته میشود برابر با صفر است و ارزش توده عربی، دولتها و ملتهای آنها نیز برابر با صفر است. تنها قانونی که امروز جهان را اداره میکند، قانون جنگل است و بقا از آنِ قویترین و هوشیارترین و وحشیترین افراد است.
حکمران واقعی بر منطقه عربی، اف-35 است و این است که نظامها را تأسیس یا حذف میکند و مردم یا ملتها را ترسانده یا فرایند انتخابات را کنترل میکند و نوع و اندازه زندانی که هر گروه یا ملتی در آن زندگی میکند را تعیین میکند. این یک قطعه فلزی که در آسمان کشورهای عربی و جهان پرواز میکند و ریتم دلخواه صهیونیستی را بر کل منطقه تحمیل میکند. تا زمانی که این هواپیما و هیبت آمریکایی را سرنگون نکنیم، همگی در اسارت باقی خواهیم ماند».نویسنده در ادامه مینویسد که دیگر جای هیچ تردیدی نیست که بشریت به لطف «یک مشت دیوانه ثروتمند خالی از وجدان و انسانیت، وارد یک دهه سیاه میشود»، تعداد انگشت شماری از قاتلان نفرت انگیز دارای تمام عناصر ویرانی، ثروت و نفوذ هستند و از نظم نوین جهانی بهره میبرند. «ترامپ جنایتکار و باندی که او را احاطه کردهاند، نتانیاهو جنایتکار و تیم اطرافش و یک تیم غربی و عربی» از جمله همین قاتلان هستند. این اشتباه است که کسی فکر کند پس از پایان کار این قاتلان در غزه، یمن، ایران و اوکراین یا هر جای دیگری، زمین پر از صلح و یکپارچگی میشود.شحام ادامه میدهد که گواه این طرز تفکرش، چیزی است که امروز در غزه در حال وقوع است، هولوکاستی زنده! این جنایت نه فقط بر فطرت انسانی میتازد، بلکه به جزئیترین ابعاد زندگی ما - از غذا و نوشیدنی گرفته تا همه روزمرگیها - آسیب میزند. همهی ما اسیر آن باند جنایتکار شدهایم. اگر کسی توانسته باشد رمضان و عید فطر را با شادی سپری کند، از دایرهی عربها و مسلمانان خارج است.«اگر آتش غزه پوستت را میسوزاند و قلبت را درد میآورد، درست همانند درد لبنان، یمن و سوریه، پس تو هنوز زندهای».
وی تاکید میکند که این جنگ، جنگ بقاست: یا ما، یا آنها. این جنگ نسلکشی، علیه تمام ملتهای عرب آغاز شده و هیچکس از آن در امان نخواهد بود. با ورود «منجی» جدید به صحنهی صهیونیستی، وحشیگری، طمع به خاک بیشتر و عطش خون تشدید شده است. رفتار نتانیاهو یا اطرافیانش در چارچوب تمایلات شخصی و سیاسی آنها نیست. این بخشی از پروژهی بزرگ «خاورمیانهی اسرائیلی» است که ترامپ بولدوزرش شده است.نویسنده پس از این مقدمه طولانی، با یک سوال به موضوع اصلی میپردازد و مینویسد: «شاخصها و مبانی نظری در باره حمله به ایران طی یک یا دو ماه آینده چیست؟».۱. مشخص شد که شعار «عدم جنگ» ترامپ، دروغی بزرگ برای کمک به بازسازی اسرائیل و گرفتن فرصت تنفس برای آن پس از شکستهایش بود. او حتی یک کلمه در دفاع از فلسطینیهایی که در بیمارستان یا آمبولانس زندهزنده سوختند یا با دستهای بسته دفن شدهاند، نگفت. تنها چیزی که به آن میبالد، فهرست تعرفههای گمرکی است.حملات کنونی به غزه که در آن سوختهها دوباره سوزانده و بمبارانشدهها دوباره بمباران میشوند، چیزی جز تلاشی ناامیدانه برای بازیابی روحیهی ارتش شکستخورده و پیشبرد سیاستهای ناشیانهای نیست که نظام جهانی، پس از ضربهای که در ۷ اکتبر دریافت کرد و شکستی فراتر از تحملش را تجربه نمود، به اجرا گذاشته است. تلاشی ناامیدانه برای بازسازی روحیهی ارتش شکستخوردهی اسرائیل است. در کنار حملات به لبنان، یمن و سوریه، آنها دارند افکار عمومی را منحرف میکنند تا زمینه را برای حمله به ایران و بسیج نیروهای دریایی و هوایی فراهم کنند.
دست زدن به خشونت شدید، افزایش کشتار، بمباران و اشغالگری، هیچ تغییری در معادلات ایجاد نخواهد کرد و مقاومت را به سمت تسلیم و تمکین سوق نخواهد داد. همچنین مهم است توجه کنیم که بخشی از تجاوزات گسترده کنونی علیه غزه، یمن، لبنان و سوریه، صرفنظر از اهداف و برنامههای موجود علیه این مناطق، با هدف منحرف کردن افکار عمومی و زمینهسازی برای حمله به ایران و بسیج نیروهای دریایی و هوایی علیه آن صورت میگیرد. ۲. ائتلاف صهیونیستی اکنون ایران را در ضعیفترین حالتش میبیند آن هم بعد از انجام یک حمله علیه آن، کشته شدن رئیسجمهور ( سید ابراهیم رئیسی)، تضعیف حزبالله، از دست رفتن سوریه، باز شدن جبهه علیه یمن و فرسایش مقاومت فلسطین. از همه مهمتر، نتیجهگیری جنگ رسانهای و تحریک علیه ایران است که به حالتی از پختگی در ذهنیت جهانیان میرسد که بر ضرورت بیطرف کردن ایران تأکید دارد؛ چرا که این کشور (منبع آشفتگی و بیثباتی در منطقه) محسوب میشود. به این موضوع، وعده برخی کشورهای عربی برای ورود به فرآیند عادیسازی روابط بهگونهای گسترده با اسرائیل پس از سرنگونی نظام ایران اضافه میشود!۳. قدرتهای استکباری میدانند که نمیتوانند تا ابد بدون پاسخ در جهان بچرخند. لذا پیش از آنکه کشورها ائتلافهای مخالف تشکیل دهند، باید از وضعیت سردرگمی فعلی و ظرفیت انفعال سیاسی کنونی جهان برای وارد کردن ضربهی کاری به ایران بهره ببرند.
۴. هدف اصلی، پروژهی هستهای ایران نیست، بلکه «ایده»ی انقلاب اسلامیست؛ ایدهای که الهامبخش مقاومت در غزه، یمن، لبنان، سوریه و عراق بوده است. امری که تهدیدی بلندمدت برای ائتلاف اصلی و فرعی صهیونیستی در منطقه و جهان است و احساس روزافزون این است که زمان توقف این پروژه فرا رسیده است و دیگر نمی توان اجازه داد که به نقطهای برسد که تهدیدی وجودی برای مستعمره آمریکا بهحساب آید. اگر از این ایده، سیستمهای موشکی یا تسلیحات هستهای بوجود آید، حیات و بقای این موجودیت و ائتلافش نامشخص خواهد شد.۵. حملهی احتمالی، فقط به خاطر حضور چهرههایی خاص در قدرت ممکن شده: ترامپ و نتانیاهو. این ترکیب، تکرارپذیر نیست. لذا اگر امروز موفق به اجرای این پروژه نشوند، ممکن است دیگر فرصت تکرار آن را پیدا نکنند.۶. جهان امروز، بیثبات و بیپایه است. عهدنامهها مثل گذشته قابلاعتماد نیستند. قراردادهای صلح عربی-اسرائیلی دیگر نه تضمینکنندهی بقا هستند و نه احترام. لذا رهبری در ایران باید بداند که هر توافقی با این گروه، صرفاً ریختن خاکستر در چشم پیش از انتقال به روش آسیب رسانی، تجاوز و نسلکشی است.
نویسنده در ادامه با طرح این سوال که نتایج احتمالی این حمله چیست؟ درباره عواقب این حمله به متجاوزان هشدار میدهد و ۶ مورد از این نتایج را بر میشمرد که به طور خلاصه در ادامه میآید:۱. با وجود حمایت عربی گسترده، ائتلاف صهیونیستی - آمریکایی نتوانست مقاومت در غزه را پس از یکونیم سال شکست دهد. حال آیا میتوانند ایران را، با این قدرت و سابقهی مقاومت چهلساله، از پا درآورند؟۲. اگر ایران تنگهی هرمز را ببندد یا چاههای نفت را هدف قرار دهد، قیمت نفت و دلار چه میشود؟ قراردادهای جهانی انرژی، بورسها و ارزها به چه سرنوشتی دچار خواهند شد؟۳. آیا اسرائیل تاب تحمل افتادن موشکهای سنگین بر سر یافا و پایگاههایش در صحرای نقب را دارد؟ آیا میتواند ماهها در حالت جنگ و اضطراب باقی بماند؟
۴. وقتی ایران تهدید میکند که پایگاههای آمریکایی - انگلیسی (دیگو گارسیا) مستقر در جزیرهای در میانه اقیانوس هند را هدف قرار خواهد داد، پایگاههایی که فاصله زیادی از ایران دارند، این اشاره بدین معناست که ایران امکاناتی فراتر از آنچه که اعلام شده را در اختیار دارد و قادر به استفاده از موشکهای استراتژیک با برد بلند است که میتوانند به راحتی به اهدافی با فاصلهای بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر آسیب برسانند و در این راستا میتوانند به حیثیت استعماری آمریکا و بریتانیا لطمه وارد کنند. این تهدید ممکن است به سادگی در لحظهای حیاتی به یک غافلگیری تبدیل شود و ایران اعلام کند که قادر است کلاهک هستهای را به سمت هدفی مشخص هدایت کند، که در این صورت معادله کامل تغییر خواهد کرد.۵. دولتهای عربی که از این حمله خوشحالاند، باید آمادهی گریه و پشیمانی باشند. زیرا پس از ایران، هیچ مانعی جلوی استعمار جدید نخواهد ایستاد و کشورهایشان یکییکی بلعیده خواهند شد.۶. اگر استعمارگران فکر میکنند جنگندههای فراصوتشان ملتهای اهل ایمان را میترسانند، پس باید به مقاومت یمن و ایستادگی غزه نگاه کنند. ملتهای عربی منتظر لحظه رهایی از این زندان بزرگ هستند .نویسنده در خاتمه مینویسد: «شکست قطعی، سرنوشت محتوم ائتلاف شیطانی است؛ حتی اگر بهای آن بالا باشد. خداوند حامی کسانیست که در راه او ایستادگی میکنند».
10:22 - 18 فروردین 1404