اربعینِ مردی از تبار علم، عرفان و مجاهدت
چهلمین روزِ فراقِ دکتر مصباحالهدی باقری کنی، فرصتی است برای تأملی عمیقتر در نسبت «علم»، «ایمان» و «جهاد»؛ نسبتی که او نه در مقام ادعا، بلکه در متنِ زیستِ روزمره خویش معنا کرد.او از جمله استادان نام آوری بود که دانشگاه را نه صرفاً محل انتقال دانش، بلکه میدان «تربیت انسانِ مسئلهمند» میدانست. سالها در دانشگاه امام صادق و در مسئولیتهای علمی، بهویژه در مرکز رشد که تمام وجودش بی ادعا وقف آن بود، کوشید تا استعدادها را نه برای انباشت محفوظات، بلکه برای فهم و حل مسائل واقعی جامعه پرورش دهد. این رویکرد، در زمانهای که گاه علم از درد جامعه فاصله میگیرد، خود نوعی مجاهدت خاموش اما عمیق بود.در ساحت اخلاقی، آنچه از او در خاطر میماند، ترکیبی متوازن از ایمان، صبوری و خوشخلقی است؛ صفاتی که در بسیاری، بهصورت منفک دیده میشود، اما در او به وحدت رسیده بود. سادهزیستیاش نه یک ژست، بلکه امتداد یک باور بود؛ باوری که «قناعت» را مقدمه «اثرگذاری» میدانست، نه مانع آن.در کنار این ابعاد، یکی از وجوه قابل تأمل در سلوک فردی و مدیریتی ایشان، نحوه «واسطهبودن» او بین رهبر انقلاب با شبکه گسترده ای از افراد بود؛ وساطتی که بر دو رکن اساسی «امن» و «عمق» استوار است.امانت، به این معناست که انسان بتواند مأمن شنیدن دیدگاههای متکثر باشد. به اقتضای جایگاه، افراد با ایدهها، تحلیلها و مسائل گوناگون مراجعه میکنند؛ و در این میان، مهم آن است که این ارتباطات، دچار جهتدهیهای پنهان و کانالیزهشدنهای محدودکننده نشود. تجربه نشان داده است که گاه افرادی با نیتهای پاک وارد این عرصه شدهاند، اما بهتدریج، از «واسطهبودن» به «واسطهگری برای منافع» تغییر مسیر دادهاند؛
لغزشی که ایشان با هوشیاری از آن فاصله داشت.در کنار آن، «عمق» قرار دارد؛ یعنی قدرت تشخیص و تمییز میان ظاهر و باطنِ افراد و پیشنهادها. در موقعیتهایی که اشخاص برای مسئولیتی—یا حتی برای معرفی دیگری—مراجعه میکنند، تمایز میان «دغدغه اصیل» و «طمع پنهان»، امری ظریف و تعیینکننده است. این سطح از تشخیص، جز با عمق در فهم انسانها و مسائل حاصل نمیشود؛ و او، بهخوبی واجد این ویژگی بود.برای نگارنده، این فقدان صرفاً یک سوگ عمومی نیست؛ بلکه از دست دادن استادی است که سالها توفیق شاگردی و همنشینی با او حاصل شد. در آن مجالستها، بیش از آنکه درس گفته شود، «راه» نشان داده میشد؛ راهی که در آن، علم از اخلاق جدا نیست و مسئولیت اجتماعی، امتداد طبیعی دینداری است.شهادت او در کنار رهبر معظم انقلاب، این زیستِ مؤمنانه را به نقطهای روشن و ماندگار رساند؛ گویی آنچه سالها در سکوت ساخته بود، در یک لحظه، به زبانی رسا برای تاریخ ترجمه شد.اربعین، پایانِ سوگ نیست؛ آغازِ فهمِ عمیقترِ یک مسیر است. مسیری که اگر بخواهیم وفادارانه ادامه یابد، نیازمند بازخوانی جدی همان الگوی «عالمِ متعهدِ مسئلهمحور» است که او بهخوبی نمایندگی میکرد.روحش قرین رحمت الهی و راهش پررهرو باد.فرزاد جهان بین
12:38 - 21 فروردین 1405