سفر به سرزمین فرشتگان
اینجا سرزمین فرشتگان است و آنچه در این سرزمین دل را میبرد و غوغا در آن به پا میکند سمفونی است که فرشتگان این سرزمین با سوسو زدن بالهایش برای مهمانان مینوازند و خنکای نسیم پاییزی را در بوستان مهربانی یکی از مجتمعهای توان بخشی بیرجند ملستر و دلچسبتر میکنند.
خبرگزاری فارس - خراسان جنوبی؛ این ره راهی نیست به جزء نور، این ره راهی نیست به جزء عشق، این ره راهی نیست به جزء سرزمین فرشتگان. اگر پی رد پای خدا میگردی باید که راهی سرزمین فرشتگان شوی تا فرشتگان این سرزمین درهای بهشت را یکییکی به رویت بگشایند. آری باید طی طریق کنی از جاده نور تا مسافر سرزمین فرشتگان شوی.اما آنچه در این سرزمین دل را میبرد و غوغا در آن به پا میکند سمفونی است که فرشتگان این سرزمین با سوسو زدن بالهایش برای مهمانان مینوازند و خنکای نسیم پاییزی را در بوستان مهربانی مجتمع توان بخشی حضرت علی اکبر (ع) بیرجند ملستر و دلچسبتر میکنند.اهالی رسانه خراسان جنوبی در هفته جهانی معلولان راهی سرزمین فرشتگان شدند تا از راز و رمز این سرزمین که قطعهای از بهشت است آن هم با فرشتگانش بر لوح سفید رسانهها برخط و چاپی بنگارند.هرچند که با سفر به این سرزمین قلبت مچاله میشود، بعض گلویت را میفشارد، اشک گرم از آسمان چشمانت راهی دشت صورتت میشود و حسی نامفهوم همه وجودت، همه قلبت، همهجانت را برای ساعتها و روزها به تسخیر در میآورد اما هراز چندگاهی باید مجالی اندک به دل داد سری به این سرزمین نور زد.کمی انتظار میکشیم تا هم اهالی رسانه برسند و هم مدیر موسسه خیریه توان بخشی حضرت علی اکبر (ع) بیرجند. همان ابتدا یکی از فرشتگان به استقبالمان میآید و خوش آمدگوی مهمانان میشود و بارها و بارها تکرار میکند «من نایبی خیلی دوست، نایبی دوست من است و...».مانند پروانه به دورمان میگردد تا مدیر موسسه و اهالی رسانه میرسند و باز بارها تکرار میکند: «من عربزاده خیلی دوست داشت، عربزاده دوست من است ...»
باب اول: فرشتگانِ خالق
حامد عربزاده، مدیرعامل موسسه خیریه توان بخشی حضرت علی اکبر (ع) بیرجند از این موسسه بهعنوان بزرگترین مرکز معلولان شرق کشور البته بعد از مرکز توان بخشی شهید فیاض بخش مشهد یاد میکند.مجید صالحی، مسئول فنی بخش روزانه و حرفهآموزی موسسه حضرت علی اکبر (رع) بیرجند در ورودی این بخش ایستاده تا از اهالی رسانه استقبال کند اما آنچه همان ابتدا زینتبخش قاب چشمان اهالی رسانه میشود دستسازههای فرشتگان زمینی است که از جنس نور است حس خاصی نگاه کردن به این دستسازه هم وجودت را فرا میگیرد.همینکه مسئول فنی بخش که از توان خواهان است لب سخن میگشاید تا خوشامد گوی اهالی رسانه باشد انگار پیچ رادیو را چرخانده میشود مجری از آن سوی موجها لب به سخن میگشاید سلیس، مسلط و با صدایی دلنشین که همه مجذوب این صدای جذاب و دلنشین و البته مسلط به سخنوری میشوند.صالحی به تحولات شگرفی که طی این چند سال به همت مدیرعامل و خیران در این موسسه رخ داده اشارهای دارد و این که براین باور است و برخود میبالد که رد پای خدا را میشود در اینجا حس کرد.دلیلی هم که میآورد این است که در این بحران اقتصادی رخ داده در کشور اغلب کارخانهها و کارگاهی تولید بزرگ به حالت تعطیل و نیمهتعطیل درآمدند اما این موسسه با ماهی ٣. ۵ میلیارد تومان هزینه و ارائه خدمات به ٤٠٠ فرشته همچنان با اقتدار به راهش ادامه میدهد.
باب دوم: فروشندگان انرژی مثبت
بعد میرود سراغ بخش آموزش تا از آنچه در این بخش که فراتر از انتظارها است بگوید.این معلولان آموزش دیده بعد از استعدادسنجیشان دستسازههایی را به بازار عرضه میکنند که به اذعان بسیاری از واسطههایی که این دستسازها را میخرند، خریداران تنها در پی زیبای آن نیستند بلکه خواهان انرژی مثبتی هستند که از این خریدها نصیب حال دلشان میشود و آن را به قیمتی گزاف میخرند.بعلاوه به لحاظ کیفیت نیز بسیاری از دستسازهای این فرشتگان از دستسازهای دیگر سرتر است. مسئول این بخش میگوید امیدش به این است که اهالی رسانه، سفیران حضرت علی اکبر (ع) شده و با نوشتهها و گزارشهای آنها دیوار اعتماد ٢٧ساله مردم به این موسسه بیشازپیش مستحکمتر شود.این نکته را هم یادآور شد که در ایران ٣١٤ مرکز آموزش معلولان وجود دارد که تنها مرکزی که در ایران دو خدمت توامان ارائه میهد این مرکز است، آن هم به مددجویانش و هم افرادی که از سوی بهزیستی به مرکز آموزش حضرت علی (ع) معرفی میشوند. به همین واسطه هنرآموزان این مرکز ٩۵ نفر هستند که از این تعداد ٣٦ نفر مددجوی مقیم همین مرکزند. به گفته وی تنها تمرین و ممارست بسیار میخواهد تا این هنرآموزان بتوانند هنری را بیاموزند.در این جنت الماوی آموزشی، فرشتگان زمینی در یک کارگاه بر تار وپود گلیمها و تابلو فرشها گره عشق میزنند؛ در کارگاه دیگر نور خدا را در قالبها ریخته تا بعد از قالبگیری، طراحی، پخته شدن در کوره جام لعلی از سرامیک و سفال باشد که میشوند عشق را با آن سرکشید و با دست گرفتن هر ظرفی نور خدا را در آن جست.
باب سوم: تبرکی از یک فرشته
عدهای بسیار بهواسطه تبرک ازایندست سازهها میخرند تا دیزاین سفرههای هفتسینشان، میزهای پذیراییشان، دکوری خانههایشان و... باشد. کارگاه دیگر سوزن دوزی و پته دوزی و... آن هم با دست هنر فرشتگانی است که نقش و نگار بر بوته جقهها با عشقی از جنس آرامشی خداگونه میزنند.هنر دستشان هم خریداران بسیاری دارد؛ گاهی خودشان به همراه هنردستشان به نمایشگاه میروند تا هنر خویش را به دوستداران هنر این سرزمین عرضه کنند.در کنار این کلاسهای هنری کلاسی هم با عنوان سطحبندی به چشم میخورد که توان خواهان قبل از ورود به هر کلاس هنری در این کلاس آموزشهای اولیه را میآموزند و این آموزش نیز بهواسطه کندی یادگیری توان خواهان محدودیت زمانی ندارد.انتهای این سالن آموزشی نیز بوفهای است که در آن یکی از مربیان برای زنگ تفریح و میانوعدههای هنرآموزان و مددجویان کیک، پفیلا، آبمیوه و.... درست میکند چرا که تا بیش از این بهواسطه میانوعدههای مددجویان از بیرون تهیه میشد اغلب آنها دچار بیماریهای گوارشی میشدند.اما اکنون میوههایی که هر روز از میدان میوه و تره بار بیرجند تازه به این موسسه میآید هر آنچه خوب باشد که استفاده میشود اما اگر میوه ای بخواهد خراب شود بلافاصله آب آن گرفته شده و بهصورت تازه در اختیار مددجویان قرار میگیرد.بعلاوه اغلب افراد بهواسطه اعتقادی که دارند پخت کیک و شیرینیهایشان را هم به اینجا سفارش میدهند و حتی با چند برابر قیمت و گاهی نیز خیراتی که برای رفتگان و عزیران خویش دارند را نیز با فرشتگان این جا تقسیم میکنند.
باب چهارم: شادی با فرشتگان
برخیها هم تولدها و شادیهایشان را نهتنها با سفارش کیک تولد بلکه گرفتن جشنشان را در این مرکز شادی هایشن را با مددجویان حضرت علی اکبر (ع) تقسیم میکنند.نکته جالب هم اینجاست که هزینه خرید همه دستگاههایی این بوفه را نیز دکتر ایزدخواه نماینده مردم تهران در بازدیدی که از این مرکز داشت قول تامین آن را داد و این قول را هم با خرید تجهیزات عملی کرد.این نکته هم مسئول فنی بخش آموزش روزانه و حرفهآموزی موسسه خیریه حضرت علی اکبر (ع) بیرجند یادآور شد که دست بافتهها و دستسازهای این هنرآموزان معلولان کمتوان ذهنی براساس قراردادی که با شهردای بیرجند منعقد شده ٣ روز پایانی هفته آن هم هر هفته در یک پارک شهر به فروش میرسد.همچنین سفره سبزی که چند سال قبل به همت موسسه حضرت علی اکبر (ع) در تهران برگزار شد آنقدر غوغا کرد که در یونسکو به ثبت رسید.صبوری بسیاری میخواهد چراکه شاید ماهها زمان برد تا فرشتهای بتواند یک خط را بدوزد یا ببافد و به همین واسطه هنر این هنرمندان خاص نیز گرانقیمت و ارزش بسیار به لحاظ معنوی دارد.اما هنرآموزانی که هنر خاصی را بیاموزند بعد از ۵ سال وارد تیپ ٢ شده و براساس آییننامه توان بخشی میتوانند وارد بازار کار شوند همانطور که یکی دو تا از هنرآموزان این موسسه اکنون خود کارآفرین شده و کارگاهی مستقل راه اندازی کردهاند.آن سوی سالن آموزشی نیز کارگاههای پیشرفتهتری وجود دارد آن هم حولهبافی و برای هنرآموزان توان خواهی با توانایی بالاتر که اگر به گفته مربی به لحاظ روحی حالشان مناسب باشد یک صبح تا ظهر یعنی طی ٤ ساعت میتوانند یک حوله دست و صورت ببافند.
باب پنجم: چرخهای خاموش
در این سالن نیز ویترینی از دست بافتهها و دستسازها هنرآموزان معلول به نمایش گذاشته شده و در انتهای این سالن نیز کارگاه دوخت و دوز البسه، محلفه و هر آنچه مورد نیاز موسسه است دوخته میشود و تا پیش کرونا در این کارگاه سفارشهایی از حج و زیارت، بیمارستان میلاد، کویر تایر و غیره را توان خواهان این موسسه به همراه استادکار آن دوخته بودند اما از زمان کرونا دیگر کار سفارشها خوابیده و تنها نیازهای موسسه را انجام میدهد.دو نکته دیگر هم صالحی یادآور میشود یکی این که هر البسه و لباسی که به این موسسه از سوی مردم و خیران اهداء میشود حتی دکمهای از آن دور ریخته نمیشود و اگر لباسها برای مددجویان قابل استفاده نباشد دکمهها و زیپهای آن جدا شده و بهصورت تکیه پارچه درآمده به تعویض روغنیها فروخته میشود.دیگر این که این فضا سیستم گرمایشی و سرمایش آن سال ٩٦ بهواسطه کار زیاد دچار فرسودگی و از رده خارج شد و چند سال این سالنها با بخاریهای گرم میشد که همه فضا گرم و مطبوع نبود و زمستانها نمیشد در سالن رفتوآمد اما از سال ١٤٠١ که سیستم گرمایشی آن با هزینه ٣٠٠ میلیون تومان تعویض شد این سالنها هوای آن همیشه گرم و مطبوع است.پاییز است برگ ریزان اما برای این که از هر آنچه در این موسسه وجود دارد برای درآمدزایی استفاده شود حتی برگهای درختان آن که اکنون رنگ پاییزی به تن کردهاند و با هر نسیم و سرمای هوا فرش زمین میشوند بهجای این که راهی سطلهای زباله شود به دامداریها و افرادی که برای خاک برگ نیاز به آن دارند فروخته میشود.
باب ششم: فرشتگان مجهولالهویه
گشتوگذار در این جنت الماوی که بهپایان میرسد باید راهی جنت النعیم دیگری شویم. هرچند دیدن فرشتگان این سرزمین انبوهی از غم را بر قلبها مینشیند و بغضهای رسوب شده در گلو گاهی از گوشه چشم فرو میچکد به طوری تو را یارای دیدن این صحنهها نیست اما گاهی برای به خود آمدن، برای شاکر بودن و ناشکری نکردن، برای سلامتی، این نعتمی را که حد و اندازهای نمیتوان برای آن متصور بود و.... ضرروت دارد تا به این قطعه از بهشت سر زد.سارا سروری، مسئول بخش فنی پسران که ١۵ سال است در این موسسه کار میکند در ابتدای این بخش منتظر است. همزمان با اهالی رسانه که میرسند پزشک این بخش و همراهنش نیز برای ویزیتی که هر هفتهای ٣ نوبت دارند نیز میرسند. پزشک بهسوی کارش و اهالی رسانه به بازدید از این بخش میروند.به گفته مسئول بخشی فنی پسران این بخش ١٧٤ مددجو دارد که از ٦ سال تا ٨٠ ساله هستند و از این تعداد نیز ٣٩ نفر مجهول الهویهاند که این موسسه از طریق دندانهای آن از طریق پزشکی قانونی سن تعیین کرده و شناسنامه گرفته است.قیم این معلولان مجهول الهویه نیز حاجی آقای کریمپور است و مددجویانی هم که در این بخش هستند ٢ دستهاند یکدسته ایزوله یعنی هم معلول جسمی و حرکتی و هم ذهنی و بخش دیگر تربیت پذیرند.وی این نکته را متذکر میشود که اگر معلولی به تخته بسته است به تشخیص پزشک و روان پزشک و پرستاران است چرا که برخی از معلولان خود آزارند، یا دیگر آزار یا هرزه خوری دارند و... .به گفته وی این بخش ١٣ مددیار و یک خدمه دارد که به این معولان رسیدگی میکنند.
باب هفتم: لبخند فرشتگان
در بخش ایزوله هر فرشته ای در حال خودش است. یکی از روی تخت نشسته و به رویت لبخند دیگری غرق خواب است و آن یکی در دنیای خود.تازه ترین مهمانشان هم 6 ماهه است زمانی که پدر و مادرش که سن و سالی ندارد می بییند که فرزندشان که نتیجه ازدواج فامیلی است معلول است، هم آن جا رهایش می کنند که اکنون نیز این فرشته نیز تپل و بزرگ شده است.پرستاران و مددیاران هم در اتاقی در انتهای اولین سالن که مددجویان وابسته به تخت وجود دارد در حال آموزش، فیزیوتراپی معلولانی هستند که نیاز دارند هر روز ماساژ درمانی و فیزیو تراپی شود.مددیار این قسمت هم که 5 سالی است در این موسسه مشغول به کار است، بسیار خرسند است که توفیق نصیبش شده تا در این مجموعه کار کند چرا که از این بابت برکات و خیرات بسیاری در زندگی دیده است. اکنون نیز خرسند است که غفور و به گفت خودش مبصر کلاس می تواند بایستد و بادکنک به دست بگیرد. انگار خودش هم با این فرشتگان انس گرفته و اگر چند روزی مرخصی باشد هم این فرشتگان دلشان برای او پر می کشد و هم خود او دلتنگشان می شود. مقابل این اتاق ها اتاق هایی دیگری است که تنها دارایی فرشتگان یعنی تخته و تلوزیونی است که در اتاقشان روشن است و اغلب آن ها به واسطه مشکلات خاص جسمی که دارند دیگر از این فصل نمی شود هوای خوری داشته باشند و از آن استفاده میکنند. بخش دیگر یا جنه الخلد دیگر که به روی باز می شود بخش تربیت پذیر پسران است که تا می شوند مهمان دارند. هر کدام همانند کبوتر و پرنده هایی از هر روزنه ای سر را بیرون می آورند تا سرک بکشند که چه کسی به دیدارشان آمده است. هر چند عده ای هم همچنان در دنیای خویش اند و هیچ واکنشی به این حضور ها نشان نمی دهند.
باب هشتم: ازدواج فرشتگان
مسئول فنی بخش پسران نیز این نکته را یادآور میشود که سالی چند بار به همت خیران این فرشتهها به اردویهای تفریحی و زیارتی چون مشهد مقدس و... میروند و در کنار آن نیز هوا خوری و برنامههایی برای آنها در پارک مهربانی مرکز هر دوشنبه برگزار میشود.دیگر بابی که به رویت در این موسسه گشوده میشود باب فردوس یا همان بخش فنی دختران است که طاهره پروده با ١٧ سال سابقه کار مسئولیت این قسمت را عهدهدار است. تعداد مددجویان این بخش نیز حدود ١١٠ نفر هستند که از این تعداد ٤٠ تا ۵٠ نفر آنها وابسته به تختاند و همه آنچه که در بخش پسران انجام میشود در این بخش برای مددجویان آن به اجرا در میآید.نکته جالب اینجاست که این بخش بهواسطه لطافت خاص دختران و زنان هر اتاق به عناوین چون مهربانی، همدلی، شکوفه و... نامگذاری شده است.اما گل سرسبد این موسسه تکتم خانم است که دو سال قبل محمدرضا که در بخش روزانه مشغول بهکار است در جشنها و کلاسهایی آموزشی که با هم داشتند عاشق تکتم میشود و از وی خواستگاری میکند بعد هم مراسم ازدواجشان را در موسسه برای آنها میگیرند و این زوج نیز در همین موسسه زندگی میکنند.نکته دیگر در مورد ظرافتهای زنانه این فرشتگان این است که انگار دل این دخترکان نیز به این که زیور آلاتی داشته باشند خوش است و هر دست و انگشتانشان پر از النگو، دستبند، انگشتر و باز ژست خاص دخترانه و زنانهای که میگیرند تا با آنها عکس بگیریم.به گفته مسئول فنی بخش دختران تقاضاها برای سپرده شده مددجویانی بیشتر به این بخش وجود دارد اما چون فضا محدود است اکنون پذیرش صورت نمیگیرد.
باب نهم: فرشتگان سالمند
دیگر بخش این موسسه بخش فنی سالمندان است که در این بخش نیز ٤٦ نفر نگهداری میشوند که نیمی از آنها بهواسطه نداشتن کسی با حکم دادگاه نگهداری آنها به این مرکز سپرده شده و عدهای هم خانوادهها بهواسطه مشکلاتشان آنها را به این مرکز سپردهاند.مسئول این بخش نیز از راه اندازی مرکز روزانه برای نگهداری سالمندانی خبر داد که به زودی در این بخش راه اندازی خواهد شد تا در این بخش از صبح تا ظهر از سالمندانی که در این بازه زمانی کسی نیست از آنها نگهداری کند به این بخش سپرده شوند.بهنوعی این بخش مهد کودک بابا بزرگها و مادربزرگها ست. سری هم به آزمایشگاه موسسه میزنیم که دکتر قائمی همه تجهیزات و امکانات آزمایشگاهی اش را به یاد مرحوم پسرش به این موسسه اهداء کرده و آزمایش مربوط به مددجویان این مرکز را به رایگان انجام میدهد.سری هم به پروژههای ورزشی موسسه میزنیم ازجمله مجتمع آب درمانی که ١٧ سال قبل شروع شده بود و بعد مدتها رها شد اکنون به همت مدیر موسسه مراحل نهایی ساخت و راه اندازی را میگذارند تا به همراه مجموعه دیگر ورزشی در حال احداث دهه فجر امسال افتتاح شود و هزینهای هم که همه این مجموعهها در برداشته حدود ۵ میلیارد تومان است که بعد از پایان کار برای بهرهبرداری در اختیار بخش خصوصی قرار میگیرد.مرکز قرنطینهای هم آن سوی همین پروژههای ورزشی است که حامد عربزاده، مدیرعامل موسسه خیریه حضرت علی اکبر (ع) میگوید: تا پیش از کرونا این محل مکان نگهداری متکدیان بود که مشکلات زیادی هم برای این موسسه داشت اما بعد از کرونا دیگر این مکان در اختیار شهرداری قرار نگرفت و اکنون با دریافت مجوزهای بینالمللی به مرکز نگهداری بیماران خاص چون وبا و... تبدیل شده است.
باب دهم: اگر همت خیران نباشد، نمیشود
درپایان هم مدیرعامل موسسه به جمعبندی آنچه دیدهایم میپردازد و این که این موسسه قطعهای از بهشت و اگر همت خیران نباشد نمیشود تنها با هزینه یک میلیارد تومانی که دولت برای آن میپردازد پاسخگوی نیازها بود. یعنی ٢.٧ میلیارد تومان از هزینهها این موسسه را خیران تامین میکنند.فرشته که در ابتد به استقبالمان آمد در پایان هم همراهان بود تا بازهم همچنان با شیرینی زبانیش و بوسه باران مدیرعامل موسسه بگوید: «عربزاده دوست من است ...»در پایان هم آنچه مقابل قاب چشمان قرار میگیرد تابلوهای به ردیف شده اولین تا هماکنون مدیران عامل این موسسه است. هرچند که دل بریدن از این سرزمین فرشتگان، کاری است بس مشکل، اما هر آمدنی را رفتنی است و باید این سرزمین نور را به خدای نور سپرد.
08:28 - 12 آذر 1403