چرا همه بچهها برای مدرسه ذوق ندارند؟
برای بعضی کودکان، نزدیک شدن به بازگشایی مدرسه به جای شوق دیدن دوستان و خرید لوازم نو، با دلشوره و نگرانی همراه است؛ ترس از جدا شدن از والدین، معلم، همکلاسیها یا حتی اشتباه کردن در کلاس، نگرانیهایی است که کودک همیشه نمیتواند دربارهشان حرف بزند.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| پشت ویترین شلوغ نوشتافزارفروشی، همهچیز رنگارنگ و پرهیاهوست؛ کیفهای مدرسه، دفترهای رنگی و مدادهایی که قرار است آغاز سال تحصیلی را برای کودکان شیرینتر کنند، اما «سارا»ی هشتساله دست مادرش را محکمتر فشار میدهد.مادر با لبخند دفترچهای با جلد طرحدار را نشانش میدهد و میگوید: «ببین چقدر قشنگه! فقط یک هفته مونده تا بری پیش دوستات.»سارا سرش را پایین میاندازد و آهسته میگوید: «اگه معلم امسال سختگیر باشه چی؟ اگه هیچکس باهام دوست نشه؟»این مکالمه کوتاه، تصویری از نگرانیهایی است که ممکن است در روزهای منتهی به بازگشایی مدارس در برخی خانوادهها جریان داشته باشد؛ روزهایی که برای بعضی کودکان، برخلاف تصاویر پرنشاط فضای مجازی از خرید لوازم مدرسه و دیدار دوباره دوستان، با ترس از جدایی، اشتباهکردن، معلم یا پذیرفتهنشدن در جمع همکلاسیها همراه است.برای برخی کودکان، بازگشت به مدرسه فقط پایان تعطیلات نیست؛ پایان روزهایی است که برنامه زندگیشان انعطاف بیشتری داشته و حالا باید دوباره خود را با ساعت خواب، تکالیف، قوانین مدرسه، حضور در جمع همسالان و انتظارات آموزشی هماهنگ کنند.
مدرسه؛ تغییر برنامه یا مواجهه با ناشناختهها؟
شروع سال تحصیلی برای کودک تنها به معنای تغییر ساعت خواب و برنامه روزانه نیست؛ ورود به محیطی با قوانین، آدمها، انتظارات و تجربههای تازه میتواند برای برخی دانشآموزان اضطرابآور باشد.سهیلا هاشمی، روانشناس و مشاور خانواده، در گفتوگو با خبرنگار فارس درباره اضطراب کودکان در آستانه بازگشایی مدارس میگوید: «مغز انسان بهصورت طبیعی در مواجهه با تغییر واکنش نشان میدهد، اما نوع پردازش این تغییر در کودکان متفاوت است. مغز برخی بچهها این حجم از تغییرات را به شکل هیجان و کنجکاوی تعبیر میکند، اما در برخی دیگر، درست مثل یک تهدید و عامل ناامنی پردازش میشود.»وی با اشاره به نحوه برخورد والدین با نگرانیهای کودکان میافزاید: «بزرگترین خطای والدین در این روزهای پایانی، مواجهه انکارگونه با ترسهای کودک است. جملاتی نظیر مدرسه که ترس نداره یا ببین بقیه چقدر خوشحالن، چرا تو زانو غم بغل گرفتی؟ نهتنها از اضطراب کودک نمیکاهد، بلکه حس نادیده گرفتهشدن و تنهایی را هم به او اضافه میکند.»
یک سؤال ساده برای فهم نگرانی کودک
به گفته این روانشناس، نخستین گام برای همراهی با کودکی که از شروع مدرسه احساس خوبی ندارد، مجبور کردن او به خوشحال بودن یا مقایسهاش با دیگر کودکان نیست، بلکه باید منشأ نگرانی او شناسایی شود.هاشمی خاطرنشان میکند: «والدین به جای سرکوب احساسات کودک، باید فضا را برای گفتوگو باز کنند. یک پرسش ساده اما سرنوشتساز مثل کدوم قسمت مدرسه بیشتر نگرانت میکنه؟ میتواند کلید ورود به دنیای ذهنی او باشد.»وی ادامه میدهد: «تا زمانی که منشأ دقیق اضطراب، از جدایی از والد گرفته تا ترس از معلم یا نگرانی از ناهمخوان بودن با همکلاسیها، مشخص نشود، هیچ اقدام حمایتی اثرگذار نخواهد بود.»در واقع، ممکن است آنچه از نگاه والدین «ترس بیدلیل از مدرسه» به نظر میرسد، برای کودک یک نگرانی واقعی باشد؛ نگرانی از اینکه در کلاس نتواند پاسخ سؤال معلم را بدهد، در زنگ تفریح تنها بماند، مورد تمسخر قرار گیرد یا نتواند از والد خود جدا شود
وقتی بدن به جای زبان از اضطراب میگوید
به گفته این روانشناس، کودکان بهویژه در سنین پایین ممکن است نتوانند احساسات پیچیدهای مانند اضطراب و استرس را بهدرستی بیان کنند و نگرانی خود را از طریق علائم جسمی نشان دهند.هاشمی توضیح میدهد: «شکایتهای مداوم از دلدرد، سردرد، حالت تهوع صبحگاهی، بیاشتهایی یا تغییر ناگهانی در الگوی خواب در روزهای منتهی به بازگشایی مدارس، لزوماً به معنای بهانهگیری یا تلاش برای فرار از مدرسه نیست. والدین باید توجه داشته باشند که کودک این دردها را واقعاً احساس میکند و ممکن است این علائم با واکنش بدن به استرس ناشی از ناشناختههای پیشرو ارتباط داشته باشد.»وی تأکید میکند: «سرزنش کردن کودک یا متهم کردن او به دروغگویی، نهتنها اضطراب را کاهش نمیدهد، بلکه میتواند فشار روانی بیشتری به او وارد کند. بهتر است والدین ابتدا علت نگرانی را بشناسند و سپس برای برطرف کردن آن کمک بگیرند.»
اضطراب کودک را با خوشحالی دیگران مقایسه نکنیم
یکی از اشتباههایی که ممکن است نگرانی کودک را بیشتر کند، مقایسه او با همسالان است؛ جملههایی مانند «ببین دوستت چقدر برای مدرسه ذوق دارد» یا «همه بچهها مدرسه را دوست دارند» نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه ممکن است کودک را نسبت به احساس خودش دچار تردید کند.کودک باید بداند که داشتن نگرانی درباره شروع مدرسه، به معنای ضعیف بودن یا متفاوت بودن او نیست و قرار نیست همه دانشآموزان دقیقاً یک واکنش داشته باشند.از سوی دیگر، والدین میتوانند به جای تمرکز مداوم بر نگرانی، بخشی از تجربه مدرسه را برای کودک قابل پیشبینی کنند؛ صحبت درباره برنامه روزانه، مرور مسیر خانه تا مدرسه، آمادهکردن وسایل با مشارکت کودک و تنظیم تدریجی ساعت خواب میتواند به کاهش ابهام و افزایش احساس آمادگی کمک کند.
مدرسه هم در ساختن احساس امنیت سهم دارد
تمام مسؤولیت سازگار شدن کودک با مدرسه بر دوش خانواده نیست. معلم و فضای مدرسه نیز میتوانند تجربه روزهای ابتدایی سال تحصیلی را برای دانشآموزان آسانتر یا دشوارتر کنند.برخورد آرام با دانشآموزی که در روزهای نخست مضطرب است، پرهیز از تحقیر یا مقایسه او با دیگران و ایجاد فرصت برای آشنایی تدریجی با محیط کلاس و همکلاسیها میتواند به کودک کمک کند تا احساس کند مدرسه محیطی قابل پیشبینی و امن است.برای کودکی که از اشتباه کردن میترسد، یک واکنش تند میتواند ترس را تثبیت کند و در مقابل، فرصت دادن برای سؤال پرسیدن و اشتباه کردن بدون تحقیر میتواند تجربه حضور در کلاس را تغییر دهد.
والدین و مدرسه؛ دو ضلع یک همراهی
هماهنگی خانواده با کادر آموزشی نیز میتواند در کاهش اضطراب کودک نقش داشته باشد؛ بهویژه زمانی که والدین از شدت نگرانی فرزندشان مطمئن هستند یا نشانههای جدایی از والد در او پررنگ است.این مشاور خانواده تأکید میکند: «والدین بهتر است پیش از آغاز رسمی کلاسها، موضوع را بهصورت خصوصی و دور از حضور و شنیدن کودک با مدیر یا معلم در میان بگذارند. این آگاهی اولیه به کادر آموزشی کمک میکند تا در روزهای نخست، دانشآموز را با پرسشهای ناگهانی، مقایسه یا برخورد نامناسب تحت فشار قرار ندهند و شرایط را برای ورود تدریجی و امن او فراهم کنند.»به گفته هاشمی، وقتی خانواده و مدرسه درباره وضعیت کودک اطلاع و هماهنگی داشته باشند، احتمال اینکه اضطراب او در روزهای ابتدایی به یک تجربه ناخوشایند و ماندگار تبدیل شود، کمتر خواهد شد.
همه کودکان با یک نسخه به مدرسه نمیروند
بازگشت به مدرسه برای کودکان تجربهای یکسان نیست؛ یک دانشآموز ممکن است از دیدن دوباره دوستانش هیجانزده باشد و دانشآموزی دیگر، همان روزها را با نگرانی و ترس سپری کند. حتی دو کودک در یک خانواده نیز ممکن است واکنشهای کاملاً متفاوتی به آغاز سال تحصیلی داشته باشند.به همین دلیل، شاید مهمترین کار والدین در روزهای باقیمانده تا بازگشایی مدارس، ساختن تصویری غیرواقعی از مدرسه و اجبار کودک به خوشحال بودن نباشد؛ بلکه شنیدن نگرانی او و کمک به این است که بداند در صورت ترسیدن، اشتباه کردن یا مواجه شدن با یک مشکل، تنها نخواهد ماند.
هفت روز فرصت برای آمادهسازی کودک
در روزهای باقیمانده تا بازگشایی مدارس، خانوادهها میتوانند بدون ایجاد فشار، کودک را بهتدریج برای بازگشت به روال مدرسه آماده کنند.تنظیم تدریجی ساعت خواب و بیداری یکی از این اقدامات است. به جای تغییر ناگهانی برنامه در شب آخر، بهتر است زمان خواب و بیداری از همین روزها هر روز ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به ساعت مورد نظر در ایام مدرسه نزدیک شود.مرور مسیر خانه تا مدرسه نیز میتواند از شدت ناشناخته بودن محیط کم کند. والدین میتوانند یک یا دو بار همراه کودک مسیر را طی کنند و اگر امکان آن وجود داشت، محیط مدرسه و حیاط آن را به او نشان دهند تا فضای مدرسه برای کودک آشناتر و قابل پیشبینیتر شود.تمرین موقعیتهای ساده مدرسه در قالب بازی نیز میتواند به کودک کمک کند. والدین میتوانند در خانه نقش معلم یا همکلاسی را بازی کنند و موقعیتهایی مانند سلام کردن به یک دوست جدید، اجازه گرفتن برای رفتن به سرویس بهداشتی یا سؤال پرسیدن از معلم را با کودک تمرین کنند.حتی آماده کردن وسایل مدرسه نیز میتواند فرصتی برای مشارکت کودک باشد. مرتب کردن کیف و دفترها و انتخاب نحوه چیدن وسایل با مشارکت خود کودک، به او احساس آمادگی و کنترل بیشتری نسبت به شروع سال تحصیلی میدهد.
زنگ مدرسه، زنگ اضطراب نباشد
اضطراب پیش از بازگشایی مدرسه برای همه کودکان یکسان نیست و قرار نیست همه دانشآموزان با شنیدن نام مدرسه، یک احساس مشابه داشته باشند. آنچه اهمیت دارد، دیده شدن این تفاوتها و جدی گرفتن نگرانیهایی است که کودک شاید هنوز نتواند به زبان بیاورد.در روزهایی که ویترین مغازهها پر از کیف و دفتر و مداد رنگی است، شاید مهمترین چیزی که باید در کیف مدرسه یک کودک گذاشت، احساس امنیت و اطمینان از شنیدهشدن باشد؛ تا زنگ مدرسه برای هیچ کودکی با زنگِ اضطراب شروع نشود.
08:00 - 28 شهریور 1405