ببخشید، اما مغز من دیگر جا ندارد!

در روزگاری که بمباران بی‌وقفه اخبار فرصت نفس‌کشیدن را از ذهن گرفته، جمله‌ای تکان‌دهنده در لایه‌های پنهان جامعه دست‌به‌دست می‌شود: «دیگر جا ندارم!». این یک تعارف یا بهانه‌جویی ساده نیست؛ این فریادِ مغزهایی است که ظرفیت روانی‌شان زیر آوارِ سنگین شایعات و اطلاعات استرس‌زا، به نقطه صفر رسیده است.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| پیام‌های دوستانتان را بی‌جواب می‌گذارید؟ دعوت به یک دورهمی کوچک یا پیاده‌روی ساده را رد می‌کنید؟ یا به‌محض اینکه کسی تماس می‌گیرد، دلشوره می‌گیرید که نکند دوباره می‌خواهد درباره اخبار و تحلیل‌های نگران‌کننده صحبت کند؟ شما تنها نیستید.در شرایط تعلیق و بحران، نوعی «کوچ پنهان به سمت انزوا» در میان مردم رخ می‌دهد. آدم‌ها کرکره رابطه‌هایشان را پایین می‌کشند تا از ترومای بیشتر محافظت شوند. اما آیا این انزوای خودخواسته، واقعاً یک پناهگاه امن است یا یک تله روانی که ما را در برابر استرس بی‌دفاع‌تر می‌کند؟

سکوتی که آرام‌آرام میان آدم‌ها می‌نشیند

این روزها سکوت عجیبی در روابط دوستانه حاکم شده است. گروه‌های چت قدیمی خلوت شده‌اند و پیوندها به حداقل رسیده‌اند. وقتی از آدم‌ها می‌پرسی «چرا خبری از تو نیست؟»، معمولاً می‌گویند: «حوصله خودم را هم ندارم، چه برسد به دیگران.»این فرار از هم‌صحبتی، ناشی از یک ترس پنهان است؛ ترس از اینکه با هر آدم جدیدی که روبه‌رو می‌شویم، قرار است کوهی از خبرهای بد، شایعات تازه و تحلیل‌های آخرالزمانی روی سرمان آوار شود. جامعه از «تکرار مکرر رنج» خسته است و برای فرار از این نویز دائمی، ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کند: خاموش‌کردن گوشی و بستن درها به روی دوستان.

انزوای تدافعی؛ سپر موقت یا تله روانی؟

در همین رابطه، حمید محمدی روان‌شناس بالینی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار کرد: در شرایط بحران، بسیاری از افراد برای محافظت از خود به سمت کاهش تعاملات اجتماعی حرکت می‌کنند، زیرا ذهن آن‌ها هر گفت‌وگوی جدید را به‌عنوان منبعی برای دریافت اطلاعات استرس‌زا و فشار روانی بیشتر تفسیر می‌کند.وی افزود: این واکنش در کوتاه‌مدت طبیعی است، اما اگر ادامه پیدا کند می‌تواند به تشدید احساس تنهایی، اضطراب و حتی افسردگی منجر شود، زیرا انسان برای تنظیم هیجانات خود به ارتباطات اجتماعی سالم نیاز دارد.روان‌شناسی سلامت این وضعیت را نوعی «کناره‌گیری اجتماعیِ تدافعی» می‌داند. وقتی سیستم روانی فرد به دلیل بمباران خبری در وضعیت اشباع قرار می‌گیرد، هر رابطه یا گفتگوی جدید به‌عنوان یک «بار اضافه شناختی» تعریف می‌شود. ذهن فکر می‌کند اگر با کسی حرف بزند، انرژی باقی‌مانده‌اش هم تخلیه خواهد شد.
اما اینجاست که یک پارادوکس روانی رخ می‌دهد. انسان از نظر تکاملی موجودی قبیله‌ای است. سیستم عصبی ما به‌گونه‌ای طراحی شده که اضطراب و ترس‌های بزرگ را از طریق «پدیده تنظیم مشترک روانی» در کنار هم‌نوعانش هضم کند.محمدی در ادامه تصریح کرد: قطع کامل ارتباط با دوستان، خانواده و شبکه‌های حمایتی باعث می‌شود فرد با افکار منفی و سناریوهای فاجعه‌بار ذهنی تنها بماند و همین موضوع شدت اضطراب را افزایش می‌دهد.وقتی شما به طور کامل از شبکه دوستان و حامیان خود جدا می‌شوید، با تفکرات منفی و سناریوهای وحشت‌زده خود تنها می‌مانید. انزوا، پژواک صدای ترس را در ذهن شما چندین برابر می‌کند و سرعت غرق‌شدن در افسردگی و اضطراب مزمن را به‌شدت بالا می‌برد. در واقع، ما برای دوام‌آوردن به «رابطه» نیاز داریم، اما رابطه‌ای از جنسی متفاوت.

چگونه بدون فرسودگی روانی، روابط را زنده نگه داریم؟

برای اینکه بدون آسیب‌دیدن از بمباران روانی دیگران، دایره‌های حمایتی خود را زنده نگه داریم، باید قوانین هم‌نشینی در روزهای بحران را بازتعریف کنیم:۱. فرمول «رابطه‌های مشروط؛ تعیین قانونِ ممنوعیتِ خبر»: نیازی نیست از دوستانتان فرار کنید؛ فقط کافی است قبل از شروع گفتگو یا دورهمی، یک قرارداد صریح بگذارید. به دوست یا اعضای فامیل بگویید: «من واقعاً دلم برایت تنگ شده و دوست دارم ببینمت، اما به یک شرط؛ اینکه امروز اصلاً و ابداً درباره اخبار، سیاست و اینکه چه می‌شود حرف نزنیم. مغز من خسته است و فقط نیاز به یک هم‌نشینی آرام دارد.»این مرزبندی، رابطه را دوباره به یک پناهگاه امن تبدیل می‌کند.۲. تعاملات کوتاه‌مدتِ کم‌انرژی (میکرو ارتباط‌ها): اگر حوصله یک تماس تلفنی طولانی یا یک مهمانی چندساعته را ندارید، خود را مجبور به آن نکنید. به‌جای آن، از ارتباط‌های کوچک استفاده کنید: فرستادن یک متن کوتاه مثل «به یادت هستم، امیدوارم روز آرامی داشته باشی»، یا فرستادن یک عکس نوستالژیک قدیمی برای یک دوست. همین جرقه‌های کوچک، حس تنهایی را در هر دو طرف می‌شکند بدون اینکه انرژی روانی زیادی بطلبد.
۳. تغییر فاز فعالیت‌های مشترک؛ حرکت به‌جای حرف: با دوستانتان قرارهایی بگذارید که محوریت آن‌ها «حرف‌زدن» نباشد، بلکه «انجام‌دادن یک کار فیزیکی» باشد؛ یک قرار پیاده‌روی سریع در پارک، رفتن به سینما یا تماشای تئاتر، کوهنوردی، یا حتی بازی‌های دسته‌جمعی. در این فعالیت‌ها، ذهن روی یک محرک بیرونیِ سوم متمرکز می‌شود و فرصتی برای نشخوار افکار منفی باقی نمی‌ماند.۴. شناسایی و فیلتر کردن «آدم‌های سمیِ رادیواکتیو»: در دایره اطرافتان، آدم‌ها را تفکیک کنید. بعضی‌ها ناخودآگاه مثل نیروگاه تولید رادیواکتیوِ اضطراب هستند و با هر جمله، بذر ناامیدی می‌کارند؛ موقتاً رابطه با این افراد را به حداقل برسانید. در عوض، به سراغ آن دسته از دوستانی بروید که شوخ‌طبع هستند، نگاه واقع‌بینانه اما آرامی به زندگی دارند و حضورشان به شما حس ثبات و زمین‌گیری (Grounding) می‌دهد.

عبور از طوفان با گرمای حضور دیگران

طوفان‌های بزرگ بیرون را نمی‌توان تنهایی تاب آورد. انزوا و تنهایی، سپر دفاعی ما در برابر بحران نیست؛ بلکه دیواری است که ما را درون ترس‌هایمان زندانی می‌کند.در این روزهای ابری، دست کلمات و رابطه‌های امن را محکم‌تر بگیریم. کنار هم نشستن، چای نوشیدن و شوخی‌های کوچک در میان خطرات، ابداً به معنای بی‌خیالی نیست؛ بلکه عالی‌ترین شکلِ از سر گذراندن طوفان و زنده نگه‌داشتن انسانیت است.دریچه‌ها را باز بگذاریم؛ ما به گرمای حضور یکدیگر برای عبور از این زمستان روانی نیاز داریم.

وقتی اخبار کار را می‌بلعد

در روزهایی که هجوم اخبار نگران‌کننده به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، بسیاری از شاغلان از کاهش تمرکز و افت محسوس بهره‌وری در محیط کار خبر می‌دهند؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان، بیش از آنکه ناشی از بی‌انگیزگی باشد، نتیجه فشار روانی و درگیری ذهنی مداوم با اخبار است.

نمایش گزارش

معمای روزمره‌ای که موتور جوانی را خاموش می‌کند

وقتی افق دید یک جوان از برنامه‌های چندساله به فردا صبح یا اخبار فوری هفته آینده محدود می‌شود، آرزوهای بلندمدت نیز رنگ می‌بازند. این روزها سایه نااطمینانی‌ها، بسیاری از جوانان را به ایستگاه تعلیق و سؤال فرساینده «که چی بشه؟» رسانده است؛ وضعیتی که روان‌شناسان از آن با عنوان «درماندگی آموخته‌شده» یاد م…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش

07:50 - 25 خرداد 1405
جامعه
سلامت روان
چهار محال و بختیاری

2 بازنشر1 واکنش
24٫8k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌SON3o1f3IRI‌
@SonofIRI2 ساعت پیش
در پاسخ به
"این فریاد مغزهایی است که ظرفیت روانی شان زیر آوار سنگین شایعات و اطلاعات استرس زا به نقطه صفررسیده است."