راز تابآوری اجتماعی در سایه امالبنین
چند لحظه بعد از شنیدن خبر شهادت فرزندش، اولین پرسش او این نبود که «پسرم چه شد؟» بلکه پرسید: «از حسینم بگو…»؛ این نگاه، تنها صبر شخصی نبود، بلکه یک پیام اجتماعی و رسانهای بود. حضرت امالبنین (س) توانست اندوه و مقاومت خود را به دیگران منتقل کند و تابآوری جمعی را در جامعه بسازد.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| سالهای پس از شهادت حضرت زهرا(س)، خانه امیرالمؤمنین(ع) روزهای دشواری داشت. در همین روزها فاطمه کلابیه، بعدها «امالبنین»، وارد خانه علی(ع) شد؛ زنی از تبار شجاع و اصیل که قرار بود مدرسهای کوچک اما اثرگذار بسازد.در منابع تاریخی آمده است که او پیش از ورود گفت: «دوست ندارم مرا بهجای مادر حسنین بدانید؛ من خدمتگزار فرزندان زهرا هستم.» همین جمله، نشانی از نگاه تربیتی اوست؛ زنی که چهار فرزند رشید، از جمله عباس(ع)، علمدار کربلا را تربیت کرد و بیش از هر چیز بر مسوولیتپذیری، صبر و وظیفه محوری تأکید داشت؛ امری که خانوادههای امروز نیز سخت به آن نیاز دارند.
بعد از عاشورا؛ صبری که تاریخ را لرزاند
روایتها نقل میکنند که وقتی خبر شهادت عباس(ع) رسید، نخستین پرسش امالبنین این نبود که «پسرم چه شد؟» بلکه پرسید: «از حسینم بگو…» این نگاه، چکیده جهانبینی او بود: مادری که فرزندانش را برای حقیقت تربیت کرده بود، نه برای تکیهگاهی شخصی.داغ چهار فرزند، زخم کمی نبود؛ اما او این رنج را به سرمایه اجتماعی تبدیل کرد. در کوچههای مدینه برای مردم از مظلومیت حسین(ع) میگفت؛ اشک میریخت اما اشک را به آگاهی تبدیل میکرد. نخستین حلقههای عزاداری مدینه با صدای همین مادر داغدیده شکل گرفت.
تابآوری اجتماعی؛ میراثی که تا امروز ادامه دارد
در روزگاری که جامعه با فشارهای معیشتی و روانی روبهروست، صبر اجتماعی به ضرورتی حیاتی تبدیل شده است. امالبنین تنها الگوی صبر فردی نیست؛ او جلوهای از صبر اجتماعی است که رنج را به آگاهی جمعی بدل میکند. رفتار او نشان میدهد اندوه، اگر در مسیر حقیقت قرار گیرد، میتواند به رسانهای برای بیداری جامعه تبدیل شود. در منطق امالبنین، غم سکون نیست؛ نیرویی است برای احیای حقیقت و ساختن فهم مشترک. همین نگاه است که مدیریت بحران را از تحمل منفعلانه فراتر میبرد و درد شخصی را به سرمایهای برای همه جامعه تبدیل میکند.مریم سادات آیتی، پژوهشگر تاریخ اسلام، در گفتوگو با فارس درباره نقش اجتماعی امالبنین میگوید: صبر امالبنین، صبرِ نشستن و تحملکردن نبود؛ صبرِ تبدیلکردن رنج به حرکت اجتماعی بود. او نخستین کسی بود که پیام عاشورا را در مدینه به زبان مادرانه منتشر کرد و همین رفتار، امروز در ادبیات جامعهشناسی بهعنوان تابآوری جمعی شناخته میشود.
از مدینه تا امروز؛ تداوم یک مسیر مادرانه
امروز مادرانی در شهرهای مختلف هستند که فرزندانشان را در راه امنیت، سلامت یا وطن از دست دادهاند. آنان همچون امالبنین، سوگ شخصی را به مسوولیت اجتماعی تبدیل کردهاند و روایت فرزندانشان را برای نسل جوان زنده نگه میدارند.الگوی امالبنین برای جامعه امروز، الگوی خروج از انفعال است: صبر، نشستن نیست؛ ایستادن، فهمیدن و تبدیل رنج به حرکت است.
چرا باید به امالبنین بازگردیم؟
بازگشت به الگوی امالبنین از آنرو اهمیت دارد که او یادآور نقش بیبدیل مادر در بنیانگذاری تربیت اجتماعی است؛ نقشی که میتواند نسلی مسوول، آگاه و اثرگذار بسازد. در نگاه ایشان صبر، سکوت و انفعال نبود؛ بلکه آگاهیبخشی و تبدیل اندوه به حرکت بود. امالبنین(س) نشان داد تابآوری اجتماعی از روایتگری آغاز میشود؛ از لحظهای که رنجِ شخصی به فهم جمعی و سرمایه اجتماعی بدل میگردد.از سوی دیگر، تجربه زندگی او ثابت میکند که بحرانها پایان مسیر نیستند، بلکه آغاز یک وظیفه و مسؤولیت تازهاند. جامعه زمانی معنا پیدا میکند که به الگوهایی روشن تکیه داشته باشد و امالبنین(س) یکی از کاملترین نمونههای زنانه در فرهنگ مقاومت، تربیت و مدیریت رنج است؛ الگویی که میتواند در روزگار پرآشوب امروز، الهامبخش مادران، خانوادهها و حتی ساختارهای اجتماعی باشد.
در روزهایی که فشار زندگی نفس جامعه را تنگ میکند، شاید دوباره باید به نام امالبنین(س) فکر کرد؛ به مادری که فرزندانش را برای حقیقت تربیت کرد، نه برای تکیهگاهی شخصی؛ به زنی که در کوچههای مدینه نشست و اشکش را به پیام تبدیل کرد.صبر حضرت امالبنین (س) تنها داغدیدگی شخصی نبود؛ یک الگوی تابآوری اجتماعی بود که رنج را به آگاهی و حرکت جمعی تبدیل کرد. امروز هم، در میانه فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی، بازخوانی این الگو نشان میدهد که صبر و وفاداری میتواند نه تنها قلبها، بلکه جامعه را نیز بیمه کند و مسیر رشد، مقاومت و همدلی را روشن نگاه دارد.
09:49 - 13 آذر 1404