روزی که رایان ۲ ماهه برای همیشه در آغوش مادر آرام گرفت
۲ ماه بیشتر نداشت که رژیم کودککش صهیونیستی خانهشان را مورد هدف بمبهایش قرار داد. امروز دیگر رایانِ دو ماهه با پدر و مادرش آسمانی شدهاند. نوزاد ۲ ماههای که با مادرش در یک مزار آرمیدهاند.
خبرگزاری فارس _حماسه و مقاومت؛ بهار بود که به دنیا آمد، با آمدنش کلی شادی به خانوادهاش بخشید. کمکم داشت جان میگرفت و میتوانست دست و پایی بزند و برای پدر و مادر و برادرش کیان دلبری کند. گاهی لبخند در گوشه لبش شکفته میشد و با لبخندش شوق و شادی را به مادر میبخشید؛ و مادر کلی قربان صدقهاش میرفت و مامانزهره، به زبان میآورد آرزوهایی را که برای رایان کوچولو داشت. این آرزوها از ۲۳ خرداد و از روزی که رژیم بیرحم صهیونیستی به تهران حمله کرد، دیگر تمام شد و امروز فقط خانه ویران شدهای مانده و لالاییهایی که از خرابههای خانهشان به گوش میرسد.
و اما داستانِ رایان در جایی غمانگیزتر میشود که این طفل ۲ ماهه را با صورتی باندپیچی شده دیدیم و غمانگیزتر از آن روزی است که رایان را به همراه مادرش در یک قبر گذاشتند و این طفل معصوم برای همیشه و تا ابد در آغوش مادرش آرام گرفت.جعفر طهماسبی از رزمندگان تخریبچی لشکر ۱۰ سیدالشهدا در دوران دفاع مقدس بوده که این روزها پرتلاشتر از همیشه در کنار خانواده شهدای حملات رژیم صهیونیستی به تهران است. او در لحظات تلخ خاکسپاری رایان و مادرش زهره در قطعه ۴۲ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) حضور داشت و در این باره میگوید: صبح روز پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ ساعت هشت و نیم صبح رفتم معراج شهدای بهشت زهرا (س) و پیگیر شدم که شهدایی که امروز باید دفن شوند چه کسانی هستند که چشمم افتاد به تابوت کوچولویی که رویش نوشته بود، رایان قاسمیان و در کنارش تابوت دیگری که نام زهره رسولی از زیر نایلون تابوت پیدا بود. نام رایان را شنیده بودم و عکس معروفش که به خاطر سوختگی بانداژ شده بود را دیده بودم. از دوستان معراج حکایتشان را پرسیدم که گفتند رایان همراه پدر و مادرش و یک برادر بزرگترش در آتش صهیونیستها سوختهاند و پیکر پدر رایان برای دفن به شهرستان رفته و رایان و مادر در بهشت زهرا(س) دفن میشوند. روز پنجشنبه به خلاف چهارشنبه که ترافیک دفن شهدا را داشتیم و ۲۸ شهید دفن شدند، تعداد کمتری برای تشییع در لیست بودند و شهید رایان و مادرش هم قرار بود دفن شوند.
طهماسبی و دوستان دیگر آماده میشوند برای رفتن به قطعه ۴۲ بهشت زهرا(س) که در همسایگی مزار شهدای ۷۲ تن و شهید بهشتی است. نزدیک ساعت یازده با بیسیم خبر میدهند که پیکر مطهر رایان و مادرش برای تشییع و تدفین به سمت قطعه ۴۲ حرکت کردند. پیکر رایان و مادرش روی دست خانواده و مردم برای دفن بالای سر قبر میرسد. برای این مادر و طفل ۲ ماهه قبر ۲ طبقه آماده کرده بودند. خانواده از متولیان خاکسپاری میخواهند که ابتدا مادر را در قبر و در طبقه زیرین بگذارند و بعد رایان را در طبقه بالای مادرش به خاک بسپارند. مادر رایان در قبر قرار گرفت و به علت سوختگی پیکرش خانوادهاش کفن او را باز نکردند تا برای آخرین بار صورتش را ببینند. جعفر طهماسبی لحظات خاکسپاری شهیده زهره رسولی و رایان قاسمیان را اینگونه روایت میکند: در لحظات آداب خاکسپاری و خواندن تلقین، یکی از محارم مادر رایان داخل قبر بود. بعد از تلقین زهره رسولی مادرِ رایان، بچههای خاکسپاری وارد قبر شدند و لحد را از پایین پا روی حفره قبر قرار دادند و من هم به خادمان گفتم که تابوت رایان را باز کنید و پیکر را برای دفن دست به دست کنید. وقتی دوستان میخواستند لحد آخر را بگذارند، مادربزرگ رایان که صورتش سوخته بود، گفت: دست نگه دارید! لحدها را کنار بزنید! رایان را در آغوش مادرش خاک کنید!
لحدها برداشته شد و پیکر نوزاد دوماهه رایان قاسمیان روی دستان بالا رفت. غوغایی به پا شد. مداح برنامه هم از این فرصت خوب استفاده کرد و ولوله به پا شد. این ساعت سختی بود برای کسانی که پیکر را روی دست بالا بردند و سپس مسافر بهشت را تحویل دادند تا در آغوش مادرش آرام بگیرد. وقتی رایان را کنار مادر روی خاک قرار دادند، طهماسبی به کسی که داخل قبر بود، میگوید: بندهای کفن را باز کنید. با اینکه نیاز هم نیست که برای کودک تلقین خوانده شوند اما او برای رایان تلقین خواند و خاکسپار هم داخل قبر او را آرام آرام تکان میداد، در حالی که شانهاش از شدت گریه میلرزید.#شهید_رایان_قاسمیان#شهدای_حمله_اسراییل#شهیده_زهره_رسولی 00:01 - 5 تیر 1404